دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تاملاتی در باب الگوی پیشرفت

No image
تاملاتی در باب الگوی پیشرفت

الگوي پيشرفت

سلمان اوسطی

تشخیص نیازها، اصلی ترین گام برای ترسیم الگوی پیشرفت است

چندی است که مساله الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت مباحثی را میان اصحاب اندیشه و قلم ایجاد کرده است. پس از این که ضرورت طرح این موضوع از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شد، بحث بر سر چگونگی و شکل این الگو آغاز شد و یکی از تازه‌ترین مظاهر آن، دومین همایش الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت با محوریت مساله عدالت است که هفته گذشته برگزار شد.
بدون شک مساله پیشرفت، مساله‌ای است که برای انسان امروزی، غیرقابل چشم پوشی است. به عبارتی، شاید بتوان گفت، یکی از خصایص امروزی بودن در این است که انسان معاصر در اندیشه تغییر و بهبود است. در اینجا ممکن است این مساله ایجاد شود که آیا انسان‌های سنتی و باستانی در اندیشه بهبود و تغییر نبودند؟

آیا آنها در اندیشه ایجاد زندگی ای با رفاه و آسایش بیشتر برای خود و نزدیکانشان نبودند؟ پاسخ این است که به معنای امروزی کلمه، خیر. چرا که در روش و قالب سنتی زندگی ـ که البته در این باره تفاوت چندانی بین زندگی سنتی غربی و شرقی وجود ندارد ـ انسان‌ها معمولاتحت قالب‌های تعریف شده و ثابتی ـ بخصوص از حیث اقتصادی و رفاهی ـ متولد می‌شدند و می‌مردند. از ابتدا تا انتهای زندگی افراد، تفاوت و حرکت چندانی مشهود نبود. رشد و تغییر بعضا آنقدر کند بود که حرکت آن اصلا محسوس نبود. این ثبات در مشاغل و طبقه اجتماعی افراد نیز کاملامحسوس بود. افراد به تناسب طبقاتی که در آن متولد می‌شدند، محکوم به تحمل اقتضائاتی بودند که بعضا تا پایان عمر نیز از آنها رهایی نداشتند. اما امروزه وضعیت بشر، متفاوت با گذشته است و این وضعیت تازه، اقتضائات و مطالبات تازه‌ای ایجاب کرده است. بشر امروز به لحاظ تفاوت رویکرد و دیدگاه خود نسبت به خودش و جهان پیرامونش، تغییرات و پدیده هایی را سبب شده که به کلی نوع و شیوه زندگی جدیدی را موجب شده است. این تغییرات به واقع حاصل رهیافتی نسبت به طبیعت و جهان طبیعی است که انسان در این رهیافت به طبیعت، همچون منبعی برای ارتزاق و قدرت افزایی خود می‌نگرد. به عبارت دیگر، انسان به این طریق طبیعت را به مثابه منبعی برای انرژی تلقی می‌کند. بر همین اساس طبیعت همچون ابزاری در جهت خواست انسان درآید. اساسا «صنعت» حاصل همین نگرش به طبیعت است. صنعت وقتی پدید می‌آید که انسان قوانین طبیعت را کشف و آنها را برای تغییر در موجودات طبیعی ـ تغییری که محصولی مطلوب تر برای انسان به بار آورد و محصولی که کاری را برای انسان راه اندازد ـ به کار گیرد.

صنعت در ابتدای پیدایشش، رفع نیازهای اولیه بشر را مدنظر قرار می‌داد و به همین خاطر، عمده تفاوت اصلی محصول صنعتی، با محصولات پیشین، تفاوت کمی بود، یعنی فی المثل انسان‌ها به واسطه صنعت موفق شدند مقدار تولیدات کشاورزی را افزایش دهند. به مرور این افزایش کمی، موجب پدید آمدن مساله ای شد به نام تولید مازاد. یعنی کمیت محصولات به قدری بالارفت که مقداری از تولیدات بلااستفاده ماندند. در این وضعیت، کشورهای صاحب صنعت می‌باید چه می‌کردند؟

مازاد تولید، می‌باید به نحوی مصرف می‌شد، اما بازارهای داخلی برای مصرف اشباع شده بود و در ضمن عرضه این حجم زیاد تولید درون بازار موجب کاسته شدن یا حتی بی ارزش شدن تولیدات از حیث اقتصادی می‌شد. چنین بود که کشورهای صنعتی در جستجوی بازارهای نو در کشورهای دیگر برآمدند. بهترین توجیه اقتصادی صنعت کشتی سازی و ناوبری در همینجاست. در واقع کشورهای صاحب صنعت از راه دریا و اقیانوس و با استفاده از صنعت کشتی سازی، موفق به گسترش بازارهای محصولات صنعتی خود و نجات آن از ورشکستگی شدند.

نکته: تشخیص نیاز و مساله ،اساسی ترین گام در جهت پیشرفت است. اگر ندانیم چه کاستی‌هایی داریم، نخواهیم دانست که نوک پیکان پیشرفت را به کدام سو هدایت کنیم و هر از گاهی سراسیمه به یک سو خواهیم دوید و در نهایت ممکن است چشم باز کنیم و خود را در همان خانه ابتدایی ببینیم حال نتیجه چنین پدیده‌ای چه بود؟ وقتی به عنوان مثال محصولات نساجی کشورهای صنعتی با حجم و کمیت انبوه و بهایی اندک، وارد کشوری دیگر شد، چه اتفاقی افتاد؟ طبیعی ترین اتفاق این بود که کسانی که در کشور مقصد، چنین کالاهایی را به شیوه بومی و غیرصنعتی تولید می‌کردند، بیکار شوند. چراکه دیگر نیازی به محصولات و ماحصل کار آنها نبود و بهترین کار برای چنین افرادی این بود که نهایتا به عوامل فروش کالاهای وارداتی مبدل شوند. کار پیشین آنها به این خاطر که کاری غیرصنعتی و محصول فعالیت صرف خود آنها بود، به لحاظ مالی گران تر از محصولات صنعتی تمام می‌شد، بنابراین مشتریان خود را از دست داد و نتیجه این که این عوامل کار کشورهای غیرصنعتی به عوامل فروش کشورهای صنعتی مبدل شدند.

بنابراین می‌بینیم که اگر با نگاهی تبارشناسانه به مساله پیشرفت و صنعت بنگریم، خواهیم دید که این پدیده دارای دوسویه است، کشورهای صاحب صنعت و کشورهای مصرف کننده آن. صنعت همواره برای کشور صاحب صنعت، قدرت و ثروت را به ارمغان آورده، ولی برای کشوری که فاقد آن است، ولی در عین فقدان صنعت، نیازهای جامعه صنعتی را در خود به وجود آورده ـ یا حداقل می‌توان گفت که به کشورهای صنعتی اجازه داده که این کار را انجام دهند ـ موجب ضعف و انفعال شده است.

بنابراین ما با دوسویه پیشرفت مواجهیم، پیشرفت برای صاحبان و طراحان آن و پیشرفت برای ناظران و مصرف کنندگان صرف آن. با این اوصاف، به نظر می‌آید آنچه امروزه تحت عنوان الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت مطرح شده و مباحث بسیاری را برانگیخته است، اساسا و اصالتا پدیده فرخنده ای است. چراکه سویه نیکو و مثبت پیشرفت همواره سمت عاملان و طراحان آن است، به شرطی که این عاملان نیازهای خود را ـ از هر جهت ـ تشخیص دهند. تشخیص نیاز ـ یا به عبارت بهتر تشخیص مساله ـ اولین و اساسی ترین گام در جهت پیشرفت است.

اگر ندانیم چه کمبودها و کاستی هایی داریم، نخواهیم دانست که نوک پیکان پیشرفت را به کدام سمت و سو هدایت کنیم و هر از گاهی با شتاب و سراسیمه به یک سو خواهیم دوید و در نهایت ممکن است چشم باز کنیم و خود را در همان خانه ابتدایی ببینیم. نیازهای ما بسته به محیط جغرافیایی، اقلیمی و فرهنگی مان، نیازهایی ویژه است و نیازهای ویژه بخشی از هویت مردمان هر سرزمینی است.

پس از تشخیص درد، درمان نیز خود را نمایان می‌کند. کافی است با رویکردی علمی و باور به نظام علّی ـ معلولی طبیعت و کشف قوانین آن، آنها را به کار گیریم. مسلما باورهای دینی ما تقیداتی را در مواجهه با طبیعت و سایر انسان‌ها و استخدام آنها در جهت نیل به مقاصدمان ایجاد می‌کنند، چراکه اخلاق دینی ما به گونه ای است که نه تنها برای همه ابناء بشر بلکه حتی برای سایر موجودات طبیعی نیز حقوقی قائل است، اما این تقیدات اتفاقا نه مانع راه ما بلکه یاری بخش ما برای تشخیص درست نیازهایمان است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

این مجموعه، مانند بسیاری از کارهای تلوزیون ضعف ها و نقطه قوت هایی دارد. می توان گفت مسئله عشق و ازدواج پنهانی مهمترین ایده این سریال است. اینکه ما دغدغه ها و مشکلات مردم و جامعه را به صورت عامه پسند و در رسانه ملی مطرح کنیم...
بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

کارکرد اساسی رسانه ها از جمله سینما عبارت است از بازنمایی واقعیت های جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت مخاطبان از جهان به وسیله رسانه ها ایجاد می شودودرک آن ها از واقعیت به واسطه میانجی گری همین رسانه ها شکل می گیرد.رسانه ها جهان را برای ما تصویر می کنند واین هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و به وسیله عواملی انجام می دهند که از ایدیولژی اشباع هستند.
سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS