دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله سیف الله ایسی میانجی

No image
تدریس آیت الله سیف الله ایسی میانجی

تدریس فقه و اصول و فلسفه

در این فضا و دگرگونی، یکی از کسانی که بر مبانی اساتید فلسفه در حوزه ی مشهد عنایت و پافشاری داشت و از آن دفاع می کرد، مرحوم شیخ سیف الله ایسی بود. او علاوه بر تدریس کتب شرح لمعه، قوانین، مکاسب، رسائل، کفایه، موفق شد کتاب منظومه ی سبزواری و اسفار ملاصدرا و کتاب اشارات بوعلی را مکرر برای طلاب علوم دینی و دانشگاهیان تدریس کند.[11]

از سوی دیگر تاکید وی بر اعتقادات فلسفی خود، او را به شدت در تنگنای مادی و اقتصادی قرار داد تا جایی که دیگر تأمین نیازهای اولیه زندگی و خانواده برایش مشکل شد. به ناچار مدیریت یکی از دفاتر اسناد و ازدواج را بر عهده گرفت تا به این وسیله بخشی از نیاز مادی خود را تأمین کند. با این حال او هرگز از نشر و تدریس فقه و اصول و فلسفه دست بر نداشت و تا آخر عمر با شور و نشاط به تعلیم و تربیت شاگردان فاضل همت کرد.

در این جا به معرفی چند نفر از شاگردان وی که تاکنون شناسایی شده اند، می پردازیم.

شاگردان فلسفه

1 ـ آیت الله سید علی خامنه ای (رهبر معظم انقلاب)

ایشان کتاب منظومه را نزد شیخ سیف الله ایسی تلمذ کرده اند. معظم له در ضمن بیان گوشه ای از خاطرات دوران تحصیل در مشهد، اظهار می دارند: «مدتی در درس مرحوم آقا میرزا جواد تهرانی شرکت می کردم. در حقیقت درس فلسفه ی ایشان، رد فلسفه بود؛ زیرا، مرتب حرفهای مرحوم ملاهادی سبزواری را عنوان و یکی یکی رد می کرد تا این که روزی یکی از دوستان به من توصیه کرد که این صحیح نیست. با این روش تو نمی توانی مفاهیم حکمت و فلسفه را درک کنی. لذا بهتر است به درس کسی بروی که اعتقاد به فلسفه داشته باشد. من این پیشنهاد را پذیرفتم و به درس آقای ایسی رفتم. ایشان مردی عالم و فاضل و حکیم و خیلی معتقد به فلسفه بود. درس منظومه پیش ایشان شروع کردم و او مطالب و مباحث این کتاب را با دقت و با تمام اعتقادی که به فلسفه داشت، تدریس می کرد.

2 ـ آیت الله سید علی سیستانی

ایشان اکنون یکی از مراجع تقلید در نجف به شمار می آیند. وقتی در حدود شصت سال پیش در حوزه ی مشهد تحصیل می کردند، کتاب شرح منظومه و شرح اشارات و قسمتی از اسفار را از محضر شیخ سیف الله ایسی تلمذ کردند.[12]

3 ـ آیت الله شیخ مسلم ملکوتی

ایشان نیز هم اکنون از آیات عظام در حوزه ی علمیه ی قم است. در سال تحصیلی 1324 شمسی که آذربایجان به تصرف حزب دمکرات و توده درآمد، در حوزه علمیه مشهد اقامت داشت و بخش مهمی از کتاب اشارات را نزد شیخ سیف الله استفاده کردند. معظم له در کتاب خاطرات خود که با قلم این نویسنده تدوین شده است، به طور مفصل به این موضوع اشاره کرده و توضیح داده است.[13]

ایشان در بخشی از خاطرات خود چنین می فرمایند:

مرحوم آقای ایسی مرد ملا و فاضلی بود، با تمام وجود به فلسفه اعتقاد داشت و از مبانی فلسفی خود دفاع می کرد... به آقای ایسی، چه افتراها و تهمت هایی که نمی بستند. وقتی از مشهد برگشتم و در قم بودم، یک وقت شنیدم می گفتند: «او در مشهد به جرگه ی صوفی ها و دراویش پیوسته است، آنان آمدند و او را به گنبد سبز بردند و برای خودشان قطب قرار دادند. گنبد سبز محل تجمع صوفیان در مشهد بود... این حرف ها در مورد آقای ایسی، شایعه ای بیش نبود. ایشان کسی نبود که با این بادها بلرزد. این آقایان در واقع می خواستند چنین القا بکنند که آقای ایسی از صراط مستقیم منحرف گشته و صوفی و درویش شده است. در حالی که این جور نبود، او در صراط مستقیم قرار داشت و به ولایت و امامت ائمه ی معصوم، علیهم السلام، اعتقاد کامل داشت.... مخالفان در مورد ایشان دچار اشتباه شده بودند و یا عمدا و مغرضانه می خواستند او را ترور شخصیتی بکنند.... البته این برخوردها اختصاص به مشهد و آقای ایسی نداشت! در حوزه ی علمیه ی قم نیز از این سری اهانت ها بود، به طوری که حتی حضرت امام خمینی، رحمة الله علیه، را به این گونه مسائل متهم می کردند.[14]

4 ـ آیت الله شیخ محمد واعظ زاده خراسانی

ایشان در یکی از مصاحبه هایش چنین اظهار می دارد.

در آن وقت که تفکر مرحوم میرزا مهدی غروی اصفهانی در مشهد رواج یافت، تدریس فلسفه از هم گسسته شد. تنها یکی دو نفر بودند که فلسفه می گفتند: یکی از همین آقایان شیخ سیف الله ایسی بود که چند شاگرد داشت. یعنی در اصل طلبه ای نبود که شاگردی کند... بنده پیش آقا شیخ سیف الله، منظومه خواندم. در این مقطع، اغلب تفکرات ضد فلسفی آقا میرزا مهدی و شاگردانش بر حوزه ی مشهد غالب بود. بنابر این فلسفه نتوانست در حوزه ی مشهد کمر راست کند.[15]

5 ـ مرحوم استاد کاظم مدیر شانه چی

مرحوم شانه چی که در علوم حدیث و فقه تبحّر ویژه داشت و از پژوهندگان کم نظیر در این عرضه به شمار می آمد، در مورد استادش چنین می گوید:

مرحوم ایسی از شاگردان مبرز آقا بزرگ حکیم بود ودر فقه هم از شاگردان مرحوم حاج آقا حسین قمی به حساب می آمد. در فلسفه تبحر داشت و از حافظه ی خوبی برخوردار بود. اعتقاد خاصی به فلسفه داشت و متبحّر در فلسفه بود و در این حال به روایات و فقه هم کاملاً احاطه داشت.[16]

من در یکی از دو مجلس که بین ایشان و برخی اساتید ما مباحثه ای واقع شد، حاضر بودم. ایشان گاهی می گفتند: این مسئله، اشتباه است و در فلان صفحه و جلد وافی مرحوم فیض کاشانی آمده و روایتی دارد. وافی را می آوردند و می دیدند و در همان جا که گفته بود، هست. ما از ایشان تقاضا کردیم که یک درس فلسفه ای برای ما بگویند و در این درس من تنها بودم و «سفر نَفْس» را خدمت ایشان خواندم.

ایشان محضر (دفتر ثبت اسناد و املاک) داشت. صبح و عصر می رفت به محضر و شب به منزل مراجعت می کرد. از این رو با طلاب تماسی نداشت. مگر در بعضی از مجالسی که مثلاً علما و طلاب بودند و بحث های علمی می شد و چون مرد فاضل و درس خوانده ای بود، مباحث فقهی هم که وارد می شد، خوب بود. در روایات با حافظه ای که داشت، بیش تر فلان را نگاه می کرد و در مقابل علما کم نمی آورد.[17]

آن وقت ها بزرگان و اساتید با سختی زندگی می کردند و همین آقای ایسی می فرمود: من در ماه رمضانی که تابستان بود و روزه می گرفتم، به ناچار به خارج از شهر می رفتم. در شهر اتاق کوچکی داشتم که خیلی گرم می شد. در خارج شهر لااقل زیر درختی استراحت و درس هایم را مطالعه می کردم. یک شب سحری نداشتم و افطاری هم نکرده بودم، رفتم بیرون شهر، چون، روز قبل بدون سحری روزه داشتم، وقتی برمی گشتم، عصر بود و از جلوی نانوایی عبور می کردم. ناگهان بوی نان به مشامم خورد. دیگر چیزی نفهمیدم. افتادم. وقتی به هوش آمدم، دیدم کارگران نانوایی مرا به داخل آوردند به دهانم چایی می ریزند. یک مقدار هم نان دادند، بلند شدم به منزل آمدم.[18]

6 ـ استاد سید جلال الدین آشتیانی

در شرح حال وی، اگر چه مرحوم شیخ سیف الله ایسی، جزء اساتید ایشان شمرده نشده است، ولی آن چه مسلم است، این است که استاد آشتیانی نسبت به آقای ایسی علاقه و ارادت داشت و به طور مرتب جهت دیدار و استفاده علمی به منزل ایشان می رفت.

حجت الاسلام والمسلمین استاد سید هادی خسروشاهی در بخشی از خاطرات خود می نویسد:

یک روز در مشهد مقدس به دیدار آقا سید جلال الدین رفتم تا تجدید عهدی و دیداری به عمل آید... ظاهر امر نشان می داد که ایشان عازم بیرون رفتن هستند، ولی خواست طوری نشان دهد که قصد خروج ندارد. گفتم: استاد حقیر که تعارفی با حضرت عالی ندارم. اگر عازم جایی بودید، من مزاحم نمی شوم؟ استاد گفت: نه، مهم نیست...

مقداری که صحبت کردیم. گفتم: استاد شما عازم رفتن بودید و من مرخص می شوم. گفتند: واقعیتش این است که من قصد داشتم به دیدن شیخ ایسی بروم که اهل فلسفه و معنا است و در مشهد مقدس گوشه گیر و منزوی است و گویا که این بلد، «دارلاهل الجهل ولذوی الفضائل دارالضیق والفتک» است.[19] من گاهی به ایشان سر می زنم.

من اسم شیخ ایسیرا قبلاً هم شنیده بودم، ولی او را ندیده بودم... پس از ورود و دیدار شیخ، طبق معمول بحث فلسفی شیخ و جلال آغاز شد و هر دو در امواج دریای بی کران حکمت مشاء و اشراق غوطه ور می شدند.[20]

7 ـ استاد دکتر مهدی حائری یزدی (فرزند آیت الله مؤسس)

در مقاله ای دیدم که وی نیز مدتی به مشهد مقدس سفر کرد تا نجوم و اخترشناسی را در محضر شیخ سیف الله ایسی بیاموزد.[21]

8 ـ دکتر احمد مهدوی دامغانی. او نیز در سال 1322 شمسی شرح منظومه را نزد شیخ سیف الله خوانده است.[22]

علاوه بر اینان، آقایان شیخ جعفر زاهدی و[23] شیخ علی ایسیمحصل طسوجی[24] و شیخ محمدرضا قدس و شیخ ابوتراب مدقق ـ از علمای حوزه ی مشهد ـ از شاگردان معظم له به شمار می آیند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

«جیرانی» در آخرین ساختة خود با یک ملودرام جنایی ـ معمایی به پردة سینما بازگشته است . «خفگی» همانند دیگر آثار او نظیر «قرمز» و «پارک‌وی» به روابط روان‌پریشانه بین شخصیت‌ها می‌پردازد. فیلم هرچند از حیث محتوا و انتخاب موضوع شبیه دیگرآثار این فیلم‌ساز است و منطبق با ایدئولوژی اوست اما از حیث فرم و محتوا فیلمی متفاوت به‌شمار می‌آید.
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
یک فیلم زرد، بسیار زرد

یک فیلم زرد، بسیار زرد

فیلم زرد اولین تجربه مصطفی تقی‎زاده است. فیلم در پیرنگ خود روایت فرار مغزها است و این داستان را در قالب یک درام اجتماعی روایت می‎کند. در فیلم شاهد دو مورد پدیده جوان‌مرگی هستیم و نیز کوچ نخبگانی که برای نیل به موفقیت و به تعبیر یکی از شخصیت‎های اصلی، لذت بردن از زندگی، راهی جز کوچیدن به جهان توسعه یافته ندارند و برخی از این نخبه‎گان که باقی می‎مانند و با کلاهبرداری و فریب‎کاری و بداخلاقی‌های مختلف زندگی می‎کنند و در نهایت بدون پشتوانه در گوشه‌ای جان خود را از دست می‎دهند.
«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

اولین چیزی که در فیلم توجه مخاطب را جلب می‌کند بازی‌های بسیار خوب، فیلم برداری چشم نواز، طراحی صحنه زیبا و در کل دقت و تلاش کارگردان در اجرای هر چه بهتر مسائل فنی فیلم است. البته این موارد نتوانسته ضعف‌های فیلمنامه را از نظر دور بدارد...
شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

این سریال ساخته فیلمساز موفق ایرانی حسن فتحی است که سریال های جذاب وموفقی چون پهلوانان نمی میرند، شب دهم، مدار صفر درجه و میوه ممنوعه را در کارنامۀ خود دارد. همگی این سریال های تلویزیونی مخاطبان بیشماری را به خود اختصاص دادند و این همه ناشی از توانایی او در نوشتن فیلمنامه و کارگردانی است.
Powered by TayaCMS