دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حقيقت زهد و دنياگرايی از ديدگاه قرآن

No image
حقيقت زهد و دنياگرايی از ديدگاه قرآن

نويسنده: محمداحسان آزادی

نويسنده در مقاله حاضر حقيقت زهدورزي در دنيا و ارتباط آن با بهره مندي از مواهب دنيوي را بر اساس آيات قرآن تبيين و تحليل کرده است.

زهد در لغت

زهد در لغت ضد رغبت و حرص به دنياست (لسان العرب، ج 5، ص 97) ولي در اصطلاحات اسلامي به معناي پشت کردن به دنيا و توجه به آخرت و بلکه بريدن و قطع نظر کردن از غير خدا و روي آوري به خداوند است که البته اين حالت و مقام اخير از بالاترين درجات زهد است (معراج السعاده، ص 335 و التحقيق، ج 4، ص 311، ذيل واژه زهد) و در آيه 50 سوره ذاريات از آن به فرار به سوي خداوند تعبير شده است. (ففروا الي الله)

واژه زهد در آيه 20 سوره يوسف به معناي عدم ميل و رغبت آمده است. خداوند درباره فروش حضرت يوسف(ع) از سوي کاروانيان مي فرمايد که آنان در فروش او سختگيري نکردند و تمايل و رغبتي نداشتند که وي را به بهاي گراني بفروشند و به شکلي مي خواستند خود را از پيامدهاي فروش او در امان نگه دارند؛ زيرا يوسف(ع) آزاده بود و برده اي نبود که بتوانند او را در بازار برده فروشان بفروشند. خداوند درباره اين بازاريابي و فروش مي فرمايد: و شروه بثمن بخس دراهم معدودةً و کانوا فيه من الزاهدين؛ و کاروانيان او را به بهاي اندک و چند درهمي فروختند و رغبتي در معامله نشان ندادند و براي اينکه مأجرا کشف نشود تمايلي نشان ندادند تا از بابت او پول بيشتري به دست آورند.

مصداق و مفهوم زهد

به نظر مي رسد که زهد در اين کاربرد به معناي عدم رغبت و تمايل به چيزي باشد. از اين رو مي توان گفت که زهد همان عدم رغبت به دنيا است. آنجا که رغبت، حالتي عاطفي و احساسي است، آنچه در زهد مي تواند اصالت يابد و به عنوان مؤلفه اصلي مطرح شود گرايش قلبي و ميل باطني به دنيا و امور دنيوي است. اين امر نشان مي دهد که اگر شخصي از دنيا و مواهب آن بهره گيرد ولي هيچ گونه ميل و گرايش قلبي و باطني نداشته باشد مصداق زهد مي باشد.

در آيات قرآن به اين مفهوم به عناوين مختلف پرداخته شده است. از جمله مي توان به ايثار انصار اشاره کرد که برخاسته از زهد و عدم رغبت آنان به دنيا بود. در حقيقت خداوند گاه با بيان آثار زهد در آدمي به مسئله توجه داده و زهد و پارسايي را ستوده است. پارسايي به معناي آن است که شخص گرايشي به دنيا نداشته و دنيا در دل و جانش نفوذ و رسوخ نکرده باشد.

کسي که پارسايي مي ورزد و زهد پيشه مي کند با آنکه از مواهب دنيا بهره مي برد ولي هيچ گونه گرايش قلبي و باطني به آن ندارد و در صورتي که ديگران نيازمندتر از او باشند از خود مي گذرد و با ايثار، مواهب دنيوي را در اختيار آنان می گذارد.

اوج زهدگرايی

خداوند در آيه 9 سوره حشر بيان مي کند که انصار مدينه در زماني که مهاجران در تنگناي اقتصادي بودند با از خودگذشتگي و ايثار، حقوق خويش را در اختيار مهاجران قرار دادند. تعبير خداوند درباره اين رفتار آن است که مهاجران با آنکه نياز شديدي به اموال به دست آمده از جنگ داشتند ولي از نياز خويش چشم پوشي کرده و آن را در اختيار مهاجران قرار دادند. از اين رو اين شيوه را ستوده و آنان را اهل فلاح و رستگاري مي شمارد.

شايد به نظر، اين گذشت و خودگذشتگي ساده بنمايد؛ ولي اگر به مسئله خوب توجه شود معنا و مفهوم اين ايثار و گذشت به خوبي روشن مي شود. انصار با حضور در جبهه جنگ و جهاد و در معرض کشته شدن توانستند به پيروزي دست يافته و اموالي را به دست آورند. اما با آنکه خود به آن نيازمند بودند، ولي آن را به مهاجران مي بخشند که نشانگر اوج زهدگرايي و خداگرايي و آخرت گرايي آنان است؛ زيرا هم از جان مايه گذاشتند و هم از مال و ثروت دنيوي چشم پوشيدند و اين زماني اتفاق مي افتد که شخص توانسته باشد دنيا و مواهب و زينت هاي آن را به کناري نهد و تنها خداوند را بجويد.

تعبير ديگري که قرآن براي بيان زهد به کار مي برد تعبير خواستن آخرت است. خواستن و اراده، امري قلبي است که به شکل عزم و جزم در جوارح و اعضا خودنمايي مي کند. اراده کسي اگر به آخرت باشد چنين شخصي پارسا و زاهد است؛ زيرا ميل و گرايش قلبي به دنيا ندارد و دنيا در دل و جانش لانه نکرده است؛ از اين رو به سادگي از دنيا و مواهب آن مي گذرد هر چند که نياز شديد به آن داشته باشد.

زهد، عامل رسيدن به مقام محسنان

خداوند در آيات 28 و 29 سوره احزاب با اشاره به همسران پيامبر(ص) مي فرمايد که اگر آنان اراده و گرايش باطني به دنيا داشته باشند خداوند به آنان مواهب دنيوي را مي بخشد ولي اميد نداشته باشند که از آخرت و نعمت هاي آن بهره مند شوند؛ زيرا گرايش باطني و ميل قلبي به دنيا و زينت هاي آن آدمي را مي فريبد و در دام شيطان و خواسته هاي او می‌افکند. اما اگر همسران پيامبر(ص) گرايش باطني به آخرت داشته باشند خداوند آنان را در شمار محسنان قرار مي دهد و پاداشي عظيم برايشان مهيا مي سازد. در اين تعبير زهد نسبت به دنيا علت اصلي دستيابي به مقام محسنان شمرده شده، به اين معنا که مقام احسان از راه زهد و عدم رغبت به دنيا به دست مي آيد.

آيات 16 تا 19 سوره ذاريات يکي از علل دستيابي به مقام احسان را بخشش از اموالي مي داند که نصيب انسان شده است. به اين معنا که شخص افزون بر نماز شب و شب زنده‌داري و ديگر اعمال نيک فردي و جمعي و نيکوکاري، از راه زهد و بخشش قسمتي از اموال خويش به سائلان و محرومان مي تواند به مقام احسان دست يابد.

کسي که بخشي از اموال خويش را در راه خدا به محرومان و سائلان مي بخشد و حتي اگر نيازمند باشد به کساني که اهل ايمان هستند بخشش مي کند نسبت به دنيا زاهد و بی‌رغبت است و اين بي رغبتي است که موجب مي شود تا به مقام احسان و در نتيجه فلاح و رستگاري عظيم برسد.

زمينه های زهد و پارسايی

اگر پارسايي و زهد در اصطلاحات قرآني به معناي بي رغبتي قلبي به دنيا و زينت هاي آن باشد آدمی هرگز در پي ثروت اندوزي و گردآوري مال نمي رود. تأکيد بر گريز از دنيا به معناي گريز از زينت هاي دنيوي است.

در تعبيرات قرآني «گريز» هر چند به شکل مطلق بيان شده و از انسان خواسته شده است که «فقروا الي الله» به سوي خداوند بگريزيد اما در اين آيه بيان نشده که از چه چيزي بايد به سوي خدا گريخت تا تأکيد شود که از هر چيزي که غير خداست بايد گريخت ولي به نظر مي رسد که مراد و مفهوم مقيدي را منظور دارد.

در حقيقت آنچه که مراد خداوند است عدم علاقه و دلبستگي انسان به دنياست. بنابراين وقتي از او خواسته مي شود که به سوي خدا بگريزد به معناي آن است که از ميل و گرايش ذاتي به دنيا بگريزد؛ زيرا تأکيد قرآن بر اينکه انسان نبايد به زينت هاي دنيوي دل ببندد به معناي آن است که آنچه به نظر مي رسد زينت انسان است در حقيقت زينت دنياست و هيچ تأثيري در تغيير ذات آدمي جز به بدي ندارد.

دنيا داراي زينت هاي خاص خودش است و نمي تواند زينت آدمي باشد. بنابراين مال و ثروت و امور ديگر دنيوي چيزي نيست که بتواند زينت آدمي شود بلکه زينت دنياست و آدمي گمان مي کند که با گردآوري و جمع آن توانسته است آن را زينت خود گرداند.

کسي که زينت هاي دنيا را زينت دنيا و نه انسان مي شمارد به آنها دلبسته نمي شود و به سادگي از آن مي گذرد و بلکه از افتادن در دام اينکه زينت انسان است نيز رهايي يافته و مي گريزد. چنين شخصي هرگز نسبت به دنيا و زينت هاي آن تمايلي ندارد و ميلي به آنها پيدا نمي کند.

رابطه زهد و استفاده از دنيا

حال اگر زينت هاي دنيوي چون مال و ثروت امري نباشد که بتواند زينت آدمي شود آيا آدمي نبايد از آنها استفاده کند؟

قرآن با تأکيد بر بهره برداري از مواهب دنيا و نعمت هاي خدادادي حلال و طيب از بشر می‌خواهد که از آنها به درستي بهره گيرد؛ زيرا همه آنها را خداوند براي انسان آفريده تا آدمي با بهره مندي از آنها به کمال دست يابد. بنابراين آنچه نفي مي شود دلبستگي و علاقه باطني به دنيا و زينت هاي آن است ولي در همان حال از انسان ها خواسته شده تا از دنيا و مواهب طيب آن براي دست يابي به کمال بهره گيرند. به قول شاعر:

زهد آن نيست که تو صاحب چيزي نشوي / زهد آن است که چيزي نشود صاحب تو

براي رسيدن به اين مرحله و اينکه انسان در همان حال که نسبت به دنيا زاهد است از آن بهره مند شود خداوند در آياتي چند به بيان شرايط و ايجاد زمينه ها و بسترهاي مناسب اشاره مي کند که در اينجا به برخي از آنها اشاره مي شود.

از جمله مهم ترين راه هاي دست يابي به زهد به معناي واقعي و استفاده از مواهب پاک دنيا که در آيات قرآني بدان اشاره شده، تغيير در بينش و نگرش آدمي نسبت به هستي و جايگاه خود و خدا در آن است.

آدمي اگر نقش و جايگاه خود را در زمين و دنيا به درستي دريابد مي فهمد که دنيا داراي اموري است که زينت دنياست و آدمي هر چند که تمام عمر تلاش کند نمي تواند آن را زينت خود کند؛ زيرا خود انسان چيزي است که از آن به روح و شاکله وجودي ياد مي شود. اين روح امري دنيوي نيست تا بتواند از زينت هاي دنيوي بر خود بيارايد. بنابراين تنها از اموري مي تواند استفاده کند که فرامادي است و قابليت آن را دارد تا به عنوان زينت، امري فرامادي شود.

ايمان؛ زينت روح

از آنجا که نفس يا روان آدمي همان روح در تن است، آدمي گمان مي کند که روح نيازمند زينت دنيوي است و اين توهم موجب مي شود تا به زينت هاي تن و دنيا بيشتر از زينت روح توجه کند. آنچه زينت تن است همان چيزهايي است که زينت دنيا مي باشد ولي آنچه زينت روح است امر ديگري است که نمي تواند زينت دنيا و تن باشد. از اين رو قرآن به امري به نام ايمان اشاره مي کند که زينت روح و جان آدمي است. جان آدمي با ايمان و مانند آن زينت می‌يابد تا بتواند در مقام فرادنيوي و فرامادي نيز باقي باشد و يا حتي در آن مقام راه يابد.

زينت هاي دنيوي نمي توانند متعلق به روح و جان شوند و آن را زينت بخشند؛ از اين رو مال و ثروت قابليت ندارد تا زينت روح و جان آدمي باشد هر چند که در مدتي کوتاه زينت بخش تن آدمي مي باشد ولي با مرگ آدمي و انقطاع روح از تن، ديگر هيچ گونه ارتباطي ولو از راه تن با دنيا و زينت هاي آن باقي نمي ماند. بنابراين آدمي نمي تواند در آخرت از زينت هاي دنيوي بهره اي داشته باشد و در آنجا دست خالي است و ميزان و ترازوي او سبک مي باشد.

اما اگر شخص با علم و ايمان و کارهاي نيک، خود را بيارايد و از تقوا بهره برد در آن زمان چون بهره مند از زينت هاي روحي و فرامادي است مي تواند با خود به آخرت برد و ترازو و ميزان وي در آخرت سنگين خواهد بود. زينت هاي فرامادي، قابليت آن را دارد که با آدمي به آخرت برود و او را زينت بخشد. از اين رو گفته اند نور ايمان در آخرت هر کسي را روشن می‌کند و روشنايي و سپيدي او به گونه اي است که چشم ها را خيره مي سازد.

اما کسي که زينت دنيوي را برگرفته است چون پس از خروج از تن چيزي با خود ندارد روحش سياه مي باشد و از زينت فرامادي برخوردار نمي باشد و در نتيجه سياه و زشت می‌باشد. علم و دانش رشدي و تزکيه نيز اين گونه است؛ زيرا اينها از زينت هاي فرامادي و غيردنيوي هستند که جان آدمي را زينت مي بخشد و با آدمي مي مانند.

شگفت اينکه چون اين امور زينت جان آدمي است و جان، زن و مرد ندارد و زن و مرد در تعبير قرآني در هنگامي که روح و نفس هستند يگانه مي باشند (نساء آيه 1) آنچه زينت جان است تفاوتي براي مرد و زن ندارد که همان ايمان و علم و تزکيه است.

خداوند مأموريت پيامبران را زينت بخشي به جان آدمي با علم و تزکيه مي داند (جمعه آيه 2) و اين زينت ها براي جان آدمي است و مرد و زن يکسان از آن بهره مند مي شوند و در آخرت هر مرد و زني بسته به برخورداري از زينت هاي اخروي و فرامادي در مقام بهشت و درجات آن قرار مي گيرند.

به هر حال بينش و نگرش درست نسبت به خود و خدا و هستي موجب مي شود تا آدمي دلبسته به دنيا نشود و بتواند نسبت به دنيا زهد ورزد و پارسايي پيشه کند. از اين رو خداوند بينش درست و ايمان واقعي را عامل اصلي زهد آدمي برشمرده است. (هود آيات 45 و 49 و نيز هود 51 و شعراء آيات 106 و 109 و 124 و 127 و 142 و 145 و 161 و 164 و 177 و 180 و نيز قصص آيه 79 و 80 و سبا آيه 47).

بينش درست در کنار ايمان واقعي و عمل صالح موجب مي شود که آدمي به دنيا به عنوان زينت بي رغبت شود و تنها براي رفع نيازهاي روزانه و دستيابي به ابزارهاي کمالي چون تن سالم و آسايش و آرامش از مواهب دنيوي بهره گيرد.

بسياري از مردم به سبب آنکه در مفهوم زندگي دچار اشتباه مي شوند ميان زهد و استفاده از مواهب آن دچار خلط و گمراهي شده و راه افراط و تفريط را مي پيمايند. تفکر درست درباره دنيا آن است که از مواهب و طيبات و حلال آن به درستي بهره برد و در کنار آن دل به دنيا و زينت هاي آن نبست و به جاي دلبستگي به دنيا و زينت هاي آن دل به آخرت و زينت هاي آن بست که همان علم و ايمان و تقوا و مانند آن است. بر اين اساس زهد، گوشه‌گيري و بريدن از خلق و مظاهر دنيا نيست بلکه حقيقت زهد آن است که در عين بهره‌مندی از مواهب گسترده دنيوي، به آنها دل نبنديم و علاقه و تعلق و دلبستگي نداشته باشيم. برخي از انسان ها به سبب انديشه و بينش نادرست نسبت به مديريت خداوند در هستي و تدبير امور، گرايش افراطي به دنيا پيدا مي کنند اگر آدمي بينش و تفکر درستي نسبت به تقدير الهي و نوشته شدن هر چيزي براساس حکمت از پيش تعيين شده و مديريت و پروردگار خداوند داشته باشد نسبت به برخي از برخورداري هاي مادي و ناکامي هاي آن واکنش هاي افراطي و شديد بروز نمي دهد و در مسير کمالي و پارسایی حرکت مي کند. خداوند در آيه 22 و 23 سوره حديد تصحيح بينش نسبت به تقدير و ربوبيت الهي را عامل مهمي براي زهدورزي بشر مي شمارد و خواهان تصحيح بينش انسان نسبت به امور می‌شود.

دلبستگي ها به دنيا و زينت هاي آن به سبب اين است که آدمي تصور و تصوير درستي از وضعيت خود و نقش و جايگاه خداوند در هستي ندارد. بسياري از کساني که داراي زهد و پارسايي نيستند کساني هستند که گرفتار خودپسندي شده و مال و ثروت را زينت خويش مي شمارند نه زينت دنيا و بر همين اساس بدان فخر مي فروشند و به بيماري خود برتربيني و تجمل گرايي و تفاخر و چشم و هم چشمي دچار مي شوند. از اين رو خداوند در آيه 23 سوره حديد چنين تفکر و منشي را عامل دنياگرايي بشر مي شمارد که اجازه نمي دهد تا انسان پارسايي پيشه کند و دل به دنيا نبندد. همين انديشه در کنار عدم تفکر درست نسبت به تقدير امور به دست خداوند قادر و توانا و حکيم است که موجب مي شود انسان دچار بخل شود و به جمع آوري ثروت و سرمايه دل ببندد و حاضر نشود تا از آن بگذرد و خود را به زينت‌های واقعي جان بيارايد. (حشر آيه 9)

به هر حال مهم ترين علل گرايش به دنياطلبي و زهدگريزي مربوط به بينش و نگرش نادرست انسان مي شود و با تصحيح آن مي توان اميد داشت که انسان ها به جاي آنکه دل به زينت هاي دنيوي ببندند به زينت هاي واقعي جان توجه و اهتمام ورزند و نسبت به زينت‌های دنيوي بي رغبت شوند و در همان حال از همه مواهب دنيوي در راستاي کمال يابي بهره گيرند.

روزنامه كيهان، شماره 21527 به تاريخ 14/10/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

این مجموعه، مانند بسیاری از کارهای تلوزیون ضعف ها و نقطه قوت هایی دارد. می توان گفت مسئله عشق و ازدواج پنهانی مهمترین ایده این سریال است. اینکه ما دغدغه ها و مشکلات مردم و جامعه را به صورت عامه پسند و در رسانه ملی مطرح کنیم...
بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

کارکرد اساسی رسانه ها از جمله سینما عبارت است از بازنمایی واقعیت های جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت مخاطبان از جهان به وسیله رسانه ها ایجاد می شودودرک آن ها از واقعیت به واسطه میانجی گری همین رسانه ها شکل می گیرد.رسانه ها جهان را برای ما تصویر می کنند واین هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و به وسیله عواملی انجام می دهند که از ایدیولژی اشباع هستند.
سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS