دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه منصوریه Mnsvryh

No image
فرقه منصوریه Mnsvryh

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : رافضه، شيعه، منصوريه، كسفيه، غلات

یکی از انگیزه‌های مهم تشکیل فرقه، حب ریاست است و در فرق منشعبه از مذهب شیعه این انگیزه شدت بیشتری پیدا کرده، زیرا در این مکتب امیرالمؤمنین علی (ع) ابر مرد تاریخ بشریت و جانشین حقیقی رسول اکرم (ص) است و بدیهی است که هر کسی بخواهد در این مکتب نفوذ انحرافی داشته و ادعای رهبری کند. نمی‌تواند نسبت به علی (ع) و جانشینان حقیقی او بی تفاوت باشد تا بتواند خود را مقرب و یا جانشین ایشان جا بزند در این میان عده‌ای به معرفی ناصحیح ائمه اطهار (ع) پرداختند تا بتوانند در پرتوی این اندیشه مفرطانه به مقاصد خویش برسند و مطلب مهمتر این است که در این فرقه ها برای اعتقادات کفر آمیز خویش به تاویلهائی از قرآن کریم و روایات پیامبر اکرم نیز تمسک جسته‌اند و از قرآن و روایات بر علیه شارع مقدس و تعلیماتش استفاده ‌کرده اند فرقه ای مانند خطابیه، مغیریه، منصوریه، بیانیه را می‌توان در این گروه و دسته از فرق قرار داد. با ذکر این مقدمه به عقاید فرقه (منصوریه) می‌پردازیم.

مبدع فرقه منصوریه

ابومنصور العجلی از قبیله بنی عجل بوده از اهالی کوفه ودر محله عبدالقیس زندگی می‌کرده. دوران کودکی او در بیابان و بادیه سپری شد و فردی بی سواد و بدون بهره از علم است[1] و مدعی دعاوی باطله است، به همین دلیل جز گروه غلات می‌باشند به اصحاب او کسفیه و منصوریه و عجلیه نیز گفته می‌شود.

در ابتدای کارش خود را به امام محمد باقر (ع) نزدیک می‌نمود ولی امام او را به خاطر کذب و عقاید فاسدش از خود طرد نمود و در این موقعیت بود که مردم را به امامت خود دعوت کرد و بعد از وفات آن ایشان خود در انائب آن حضرت معرفی کرد و با این خدعه به جمع آوری طرفداران خویش کوشید.[2]

مبانی معرفتی ابومنصور

عقایدی که از کتب شیعه و سنی به او نسبت داده شده مفرطانه ترین معتقدات را تشکیل می‌دهد که به طور اشاره به آنها می‌پردازیم.

1. آل محمد آسمان و شیعه ایشان زمین است.[3]

2. در دوره‌ای از عمر خود علی بن ابی طالب را (قطعه آسمانی) در آیه معرفی کرد.

3. در دوره‌ای دیگری از عمر خویش خود را کسف (قطعه‌ای از آسمان) در آیه معرفی کرد.[4]

4. خداوندش او را به آسمانها عروج داده است.

5. با خدایش ملاقات نموده و خداوندگارش با دست بر سر او نوازش نموده است.

6. خداوند با او به زبان پارسی و یا سریانی، او را خطاب به پسرکم نموده است.[5]

7. خداوند او را نبی و رسول و خلیل خویش نموده است.[6]

8. اولین مخلوق خدا عیسی بن مریم است و بعد از او علی بن ابیطالب خلق شد.[7]

9. ارسال رسل و بعثت فرستادگان الهی همیشگی است و هرگز انقطاع نمی‌پذیرد[8]

10. بهشت و دوزخ را نپذیرفته و به آن کفر ورزید.

11. بهشت را کسانی می‌دانند که امر به اطاعت و ولایت ایشان شده باشند.[9]

12. دوزخ را کسانی دانسته که امر به دشمنی ایشان شده باشند.

13. زنان و محارم را حلال می‌شمرد و در این مورد برای پیروانش فتوی به حلیت صادر کرده اند.

14. هر حرامی را حلال کرده است مانند: خون، خمر، میته، گوشت خوک.

15. محرمات را اسماء کسانی می‌دانست که خداوند ولایت ایشان را حرام کرده.[10]

16. واجبات و فرائض را اسقاط نمود.

17. واجبات را اسامی کسانی می‌دانست که خداوند ولایت ایشان را واجب نموده

18. ترور دشمنان خویش را جایز کرد و جان و مال و ناموس ایشان را حلال کرد.

19. مدعی است امام باقر (ع) پس ازوفاتش امر امامت را به او تفویض نموده و وصی اوست.

20. معتقد است که علی بن ابی طالب و فرزندان طاهرین او، تا امام باقر (ع) همگی نبی و رسول هستند.

21. خود و شش تن از نسل او همگی انبیا هستند.

22. ششمین فرزند از نسل خویش را قائم این امت اعلام نمود.

23. مخالفین خود را مشرک و کافر می‌دانست.

24. قتل مخالفینش راواجب می‌دانست و ترور را جهاد مخفی اعلام کرد.

25. مدعی نزول فرشته وحی (جبریل) بر خود بود.

26. حضرت خاتم الانبیا را مبعوث به تنزیل می‌دانست.[11]

این عقاید بیان کننده این است که ابومنصور به هیچ مکتبی جز لاابالی گری پایبند نیست. نه به اصول اعتقادات مسلمین و تشیع وابسته است و نه در بند و شریعت اسلام، از شریعت جز انکار شریعت تعریف و مصداقی ندارد. در فرقه او آزادی از دین و شریعت و پایبندی به شهوت هویداست. این فرقه التقاطی و فرهنگ منحط او چیزی جز دوری از مکتب تشیع و عقلانیت را نشان نمی‌دهد و انحطاط این فرقه تا جایی است که عده‌ای برای تعیین این فرقه آن را از فرقه خرمیه یعنی مزدکیه مجوسیان دانسته‌اند[12]و این که برای پیشبرد اهداف خود موذیانه خود را در میام اصحاب امام باقر (ع) جا داد و به اشاعه افکار خود در دامن مکتب تشیع دست زده بود. همه این امور باعث نمی‌شود که این فرقه ضاله از فرق شیعه باشد ولی چون پیروانش از گمراهان شیعه بودند در فرق غلات از شیعه ذکر می‌شوند.

استدلال‌های ابومنصور

او برای اباحه محظورات به یک اعتبار ظنی و یکی از آیات تمسک جسته است. اعتبار ظنی: خداوند آنچه که برای بدن مقوی و نافذ باشد را حرام نمی‌کند و این خمر و خون و گوشت خوک و...منافع برای بدن دارند. پس خدا اینها را حرام نکرده است.

او با یک اعتبار ظنی به جنگ نص قرآنی رفته و بجای این که با عقل مدرک خود معنی آیه را بفهمد با وهم ظنی خود به تشریع در احکام پرداخته است.استدلال به آیه «لیْسَ عَلی الَّذینَ آمَنُوا و عَمِلُوا الصّالِحاتِ جُناحٌ فیما طمعوا....(93/ مائده)

این آیه در مورد توضیح حکم حرمت تشریع شده در آیات قبل آمده که این حرمت از اکنون می‌باشد و کسی که قبل از بیان این آیه مرتکب این حرام شده خدا از او می‌گذرد در صورتی که ایمان آورد و تقوی برگزیند. ابومنصور طبق تفکری که دارد برای عقاید خود به دنبال استشهاد می‌گردد وهرگز در آیات اجتهاد نکرده تا بر طبق آن فتوی دهد به همین منظور به مقداری از این آیه شریفه تمسک جسته که ظاهرش را این گونه معنی کرده که بر مومنان گناهی در آنچه طمع می‌کنند نیست و با این برداشت و معنی ذهنی باطلش برای استباحه محرمات استفاده می‌کند.[13]

کاربرد تشبیه منصوریه در امامت

آن طور که واضح است ابومنصور قبل از ابوحنیفه به تمثیلات منطقی یا قیاسات فقهی احتجاج و استدلال می‌کرده و پیروانش نیز آموخته‌ بودند زیرا ایشان برای امامت ابومنصور جز ادعایی بلادلیل نداشتند و این که چرا امامت از امام باقر (ع) به او رسیده و به بنی هاشم نرسیده وجه شباهت موسی بن عمران و یوشع بن نون را متذکر می‌شدند که وصایت به فرزندان موسی نشد بلکه به یوشع بن نون شد.[14]

استدلال یا توجیه اسقاط تکلیف

او برای اسقاط تکالیف و واجبات این چنین نظریه‌ای دارد: انسان با معرفت پیدا کردن به امامش کامل می‌شود و به کمال و جنت می‌رسد و دیگر نیازی به انجام تکالیف نیست زیرا همان طور که می‌دانیم در جنت تکلیفی نیست.[15]

مکتب تفسیر ابومنصور

ابومنصور با آن همه افکار التقاطی هرگز به فهم صحیح قرآن نرسیده و نمی‌رسد و نخواسته از مکتب اهل بیت استفاده کند و به همین دلیل به توجیهات سخیف و فهم نادرست کشیده شد و همان طور که اشاره شد او برای عقاید خویش به دنبال قران می‌رود نه برای فهم دین، و اکنون به چند آیه دیگری که از او تاویل شده اشاره می‌کنیم:

«وَ إنْ یَرَوْا کسِفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً یَقُولُوا سَحابٌ مَرْکومٌ» (44- طور)

از او در مورد این آیه، تفسیرات گوناگونی نقل شده و احتمالاً در هر مقطع از زمان که این آیه را با اعتقادش برابر می‌دیده از آن استفاده می‌کرده،گاهی گفته است: کسف (قطعه‌ای از آسمان) خداست

گاهی گفته است: کسف (قطعه‌ای از آسمان) علی بن ابیطالب است

وهنگامی که عروج کرد و از طرف خدا امام شد ادعا کرد که خودش

کسف ساقط شده از آسمان است.[16]

مهدویت در اندیشه ابومنصور

گویا ابومنصور جانشینی برای خود معین نکرد؛ زیرا خود را محل نگه داری امانت خدا (امامت) می‌دانست و به این دلیل برای خود حقی برای انتقال امامت به شخص بعدی قائل نبود و امامت را امانتی در صندوق صدر خویش می‌دانست و بس. تا وقتی که قائم مهدی ظهور کند و او را محمد بن عبدالله نفس زکیه اعلام کرد.[17]

برخورد اما صادق (ع) با ابی منصور

حَفْصِ بْنِ عَمْرو النَخَعی قالَ کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أبی عَبْدِاللهِ (ع) فَقالَ لَهُ رَجُلٌ جُعِلتُ فِداکَ إنَّ أبا مَنْصُورٍ حَدَّثَنی أنَّهُ رُفِعَ إلی رَبَّهِ وَ تَمَسَّحَ عَلی رَأسِهِ وَقالَ لَهُ بالفارسیَّةِ یَا پسر فقالَ لَهُ أبو عَبْدِ اللهِ (ع) حَدَّثَنی أبی عَنْ جَدِّی أنَّ رَسُولَ اللهِ (ص) قالَ إنَّ إبلیسَ لتَّخَذ عَرشاً فِیما بَیْنَ السَّماءِ وَالأرضِ وَ اتَّخَذَ رَبانیّةَ بِعَددِ المَلائکَةِ فإذا دَعا رَجُلاً فَأجابَهُ وَطِیءَ عَقِبَةُ وتَخَطَتْ إلیهِ الأقدامُ تَراءی لَهُ إبلیسَ وَرُفِعَ إلیهِ وَإنَّ أبا منصورِ کَانَ رَسُول إبلیسَ لَعَنَ اللهُ أبا منصورٍ لَعَنَ اللهُ أبا منصورٍ ثلاثاً.[18]

حفص ابن عمرو نزد امام صادق (ع) نشسته بود که شخصی به ایشان فرمود فدایت شوم ابا منصور می‌گوید که به سوی خدای رفته و خدا بر سرش دست نوازش کشیده و به زبان فارسی گفته ای پسر.

امام صادق (ع) به آن مرد پاسخ داد: پدرم از جدم رسول الله (ص) فرمود: ابلیس عرشی را برای خودش ما بین آسمانها و زمین قرار داده و به عدد ملائکه نیروی شدید (از افراد جن) ارد و هنگامی که کسی او را بخواند اجابت می‌کند وخود را به او می‌رساند و برای او ظاهر می‌شود و به سوی او برده می‌شود و به تحقیق ابومنصور از فرستادگان ابلیس است و سه مرتبه فرمود: خدا ابومنصور را لعنت کند. خدا ابومنصور را لعنت کند.

قتل ابومنصور

بعد از وفات امام باقر (ع) و ادعای امامت ابومنصور عده‌ای از بنی کنده در کوفه به ابومنصور ملحق شدند و به کشتن مخالفین خود و اخذ اموال مردم مشغول بودند و ترور را به عنوان جهاد مخفی عملی می‌کردند امام والی عراق یوسف بن عمر ثقفی دستور قتل عام این گروه را صادر کرد و در ایام حکومت هشام بن عبدالملک اعدام شد.[19]

ادامه دهنده راه ابی منصور

بعد از کشته شدن ابی منصور اطرفیانش به دو گروه تبدیل شدند:

1. حسینیه: ابومنصور با این که امامت خود را به گور برده بود ولی بعد از قتل او فرزندش حسین بن ابی منصور با همان دعاوی پدرش بجای پدر می‌نشیند و همان اعمال را تکرار می‌کند و افراد زیادی را بدور خود جمع می‌کند که قائل به نبوت او بودند و از این راه اموال زیادی نیز بدست می‌آورد زیرا یارانش خمس اموالی را که از راه ترور به دست می‌آوردند به او می‌‌دادند اما این مدعی نیز سرنگون می‌شود و مهدی عباسی در دوران خلافتش او را می‌کشد و اموال عظیم او را می‌برد و یارانش را تار و مار می‌کند.[20]

2. محمدیه: عده‌ای از یاران او بنابر اشارتی که از ابی منصور رسیده بود مبنی بر این که مهدی محمد بن عبدالله نفس زکیه است به او ملحق شدند.[21]

[2] . الشهرستانی، الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفه، ج 1، ص 127.

[3] . الحمیری نشوان، حورالعین، ج 1، ص 48.

[4] . الشهرستانی، الملل و النحل، بیروت، دار المعرفه، ج 1، ص 127 الایجی، المواقف، دار الجیل، بیروت، الطبعه الاولی، 1997، ج 3، ص 673.

[5] . علامه مجلسی، محمد باقر؛ بیروت، موسسه الوفا، 1404، ج 25، ص 282، الایجی، المواقف، دارالجیل، بیروت، الطبعه الاولی، 1997، ج 3، ص 673 ابی محمد الحسن بن موسی النوبختی، فرق الشیعه، قم، مکتبه الفقیه، ص 54.

[6] . ابی محمد الحسن بن موسی النوبختی، فرق الشیعه، قم، مکتبه الفقیه، ص 54.

[7] . الشهرستانی، الملل و النحل، بیروت، دار المعرفه، ج 1، ص 127.

[8] . الشهرستانی، الملل و النحل، بیروت، دار المعرفه، ج 1، ص 127 الایجی، المواقف، دار الجیل، بیروت، الطبعه الاولی، 1997، ج 3، ص 673.

[9] . الایجی، المواقف، دارالجیل، بیروت، الطبعه الاولی، 1997، ج 3، ص 673- الشهرستانی، الملل و النحل، بیروت، دار المعرفه، ج 1، ص 127.

[10] . الشهرستانی، الملل و النحل، بیروت، دار المعرفه، ج 1، ص 127 الایجی، المواقف، دار الجیل، بیروت، الطبعه الاولی، 1997، ج 3، ص 673.

[11] . ابی محمد الحسن بن موسی النوبختی، فرق الشیعه، قم، مکتبه الفقیه، ص 54.

[12] . الشهرستانی، الملل و النحل، بیروت، ار المعرفه، ج 1، ص 127.

[13] . ابوالحسن الاشعری، مقالات الاسلامیین، دارالاحسا التراث العربی، بیروت، ص 3.

[14] . الحمیری نشوان، حورالعین، ج 1، ص 48.

[15] . الشهرستانی، الملل و النحل، بیروت، دار المعرفه، ج 1، ص 127

[16] . الشهرستانی، الملل و النحل، بیروت، دار المعرفه، ج 1، ص 127.

[17] . الحمیری نشوان، حورالعین، ج 1، ص 48.

[18] . علامه مجلسی محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، موسسة الوفاء، 1404، ج 25، ص 282.

[19] . الشهرستانی، الملل و النحل، بیروت، دار المعرفه، ج 1، ص 127.

[20] . ابی محمد الحسن بن موس النوبختی، فرق الشیعه، قم، مکتبه الفقیه، ص 54.

[21] . الحمیری نشوان، حورالعین، ج 1، ص 48.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

این مجموعه، مانند بسیاری از کارهای تلوزیون ضعف ها و نقطه قوت هایی دارد. می توان گفت مسئله عشق و ازدواج پنهانی مهمترین ایده این سریال است. اینکه ما دغدغه ها و مشکلات مردم و جامعه را به صورت عامه پسند و در رسانه ملی مطرح کنیم...
بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

کارکرد اساسی رسانه ها از جمله سینما عبارت است از بازنمایی واقعیت های جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت مخاطبان از جهان به وسیله رسانه ها ایجاد می شودودرک آن ها از واقعیت به واسطه میانجی گری همین رسانه ها شکل می گیرد.رسانه ها جهان را برای ما تصویر می کنند واین هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و به وسیله عواملی انجام می دهند که از ایدیولژی اشباع هستند.
سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS