دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قلّه فضل و فضیلت

No image
قلّه فضل و فضیلت

قلّه فضل و فضیلت

آیت الله میرجهانى طى عمر با برکت خویش علاوه بر درک محضر بسیارى از بزرگان علمى و شخصیت هاى طراز اوّل جهان تشیّع، در تتبّع و نشر علوم و معارف اسلامى همّت والایى از خود بروز داد. وى در علوم گوناگون اسلامى دست داشت و مى کوشید آگاهى هاى گسترده خود را به زبانى قابل فهم در اختیار عموم مردم قرار دهد. محمد شریف رازى در معرفى وى مى نویسد:

«علامه میرجهانى از دانشمندانى است که با او برخورد کرده ام. عالمى ادیب و فاضلى اریب و محدثى حسیب مى باشد. داراى ملکات فاضله و محاسن اخلاق و محامد آداب، جامع معقول و منقول، حاوى فروع و اصول و صاحب علوم و فنون مخصوص در علوم غریبه (جفر، رمل، اسطرلاب و ریاضیات) ید طولایى و اطلاعى عمیق دارد و در فن منبر و بیان احادیث و فضایل و ولایت حضرات ائمه(علیهم السلام)، بصیرت کامل و از اساتید منبر محسوب مى گردد و طبعى روان و ذوقى فراوان دارد.»[30]

زهد، قناعت، پارسایى، شب زنده دارى، مداومت بر اذکار، همّت بلند و اشتیاق فوق العاده به خاندان عترت، از برجسته ترین ویژگى هاى اخلاقى و رفتارى وى مى باشد. به همین دلیل دکتر محمدباقر کتابى او را چنین معرفى کرده است:

«عارف وارسته، فقیه زاهد بزگوار، از علماى متأخّر اصفهان که از لحاظ علم، عرفان، تقوا و زُهد، مورد عنایت و ارادت بسیارى از مردم اصفهان قرار داشت. پیوسته مشغول تحقیق، تألیف و ارشاد مردم بود و در سال هاى اواخر عمر در اصفهان متوطّن گردید و بیشتر به تطهیر و تهذیب نفس مى پرداخت و طالبان عرفان و اخلاق به محفل او مشرّف مى شدند. آیت الله میر جهانى شخصیت علمى خوشنامى بود که خواص هم به او ارادت فراوان داشتند.[31]

یکى از شاگردانش مى نویسد:

«با بزرگ مردى چون آیت الله میرجهانى که مى نشستیم، سادگى گفتار، برخورد عاطفى و اخلاق محموده اش خودى و بیگانه را چنان مجذوب مى کرد که ترک محفل گرم و باصفاى ایشان صعب بود. هنگامى که قلم به دست مشغول نگارش مسائل گوناگون علمى و روایى بود، حُسن خط و تبحّر در نگارش خط نسخ و نستعلیق هر مشاهده کننده اى را مبهوت مى کرد.»[32]

علامه دوست داشت موقع خوابیدن حتماً قرآن تلاوت کند، در مجموع زیاد قرآن مى خواند و در حفظ و کتابت آن هم اهتمام داشت. در اواخر عمر هر سه روز یک بار قرآن را ختم مى نمود. اگر چه به تمام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)اشتیاق داشت، اما براى امام حسن مجتبى(علیه السلام) احترام ویژه اى قایل بود و ایّام ولادت آن امام برایش جاذبه اى خاص داشت و مى گفت: «امام حسین(علیه السلام) هم شیفته برادرش امام حسن(علیه السلام) بود.» علاقه ى زیادى داشت که در ایام ولادت ائمه و اعیاد مذهبى در خانه اش برنامه و جلسات مذهبى باشد. عصرهاى جمعه در منزل شخصى او دعاى توسل برگزار مى شد. نفسش گرم بود و نفوذ کلامش زیاد و چون تذکرى مى داد، در روح و جان افراد مى نشست. آن قدر هنگام صحبت کردن از فضایل امام زمان (عج) به گونه اى عینى و محسوس سخن مى گفت که شنونده وقتى از محفل یا مجلس درس و بحث میرجهانى خارج مى شد، تصوّر مى کرد مى تواند حضرت مهدى (عج) را در همین اطراف مشاهده کند! مى گفت هر موقع چشم بر هم مى گذارم مى بینم حضرت ابا عبدالله(علیه السلام)مى فرمایند: «روضه من را بخوان.» به این دلیل زیاد روضه مى خواند و مجالس سوگوارى براى خامس آل عبا برگزار مى نمود.[33]

او ضمن آن که آثارى درباره کربلا و امام حسین (علیه السلام) نوشت، در منبرهایش از مکارم و فضایل و حماسه سیدالشهدا(علیه السلام) زیاد مى گفت و بدون این که صدایش را هنگام خواندن روضه تغییر دهد، صرفاً با اشاراتى به مقاتل یا شرح ماوقع و آن چه در کربلا گذشته، چنان منقلب مى گردید و مى گریست که عموم شنوندگان از حالات ایشان تحت تأثیر قرار گرفته و فریادهاى جانسوز حاضران در مصائب عاشورا، فضاى مجلس را معطر و ملکوتى مى کرد و به عرش الهى مى رسانید.[34]

ذکرش «یا حىّ یا قیّوم» بود و سفارش مى کرد آن را بین نافله شفع و وتر 360 مرتبه بخوانند. تأکید مى نمود ذکرهایى بر زبان جارى گردد که از معصومان وارد شده و معتبر باشد، آن هم به توصیه یک عالم اخلاق و صاحب نفسى پاک و وارسته و اصرارش بر این بود که صرفاً زبان تان مشغول اذکار و اوراد نباشد بلکه قلب و روح را متحوّل کنید و به تأثیر ذکر اعتقاد داشته باشید و ذکر گویى تان توأم با یک معرفت درونى، خضوع و خشوع باشد.[35]

ساده مى زیست و به امور دنیوى اعتنایى نداشت و به محرومان و فقرا زیاد رسیدگى مى کرد. مقیّد بود هر طور شده شخصاً از میهمان پذیرایى کند، با این که کهولت سن داشت و کسى هم نبود که در تدارکات او را یارى کند، علاقه داشت خودش براى میهمانان چاى بیاورد و آنان را با میوه و شیرینى پذیرایى نماید. به تمام اتفاق ها و مصایبى که دچارش مى گردید، راضى بود و هیچ گونه اکراهى در برابر آزمایش هاى الهى و تقدیرات خداوند نداشت. در بستر بیمارى، آیت الله ناصرى به عیادتش رفت و براى تسکین حالش گفت: «ان شاء الله امام زمان شما را شفا مى دهد.» میر جهانى پاسخ داد: «به همین حال هم راضى ام و خداى را سپاس مى گویم و از چنین وضعى ناراضى نمى باشم.»[36]

یک بار عده اى از مردم اصفهان نزدش آمدند تا بخواهند امام جماعت مسجد محله اى شود که موقعیت خوبى دارد و موقع نماز هم شلوغ مى شود، اما او نمى پذیرفت. وقتى پرسیدند: چرا قبول نمى کنید؟ گفت:

«وقتى انسان امام جماعت مى شود و صف هاى آماده را مى بیند و این که براى ورود امام جماعت صلوات مى فرستند، سلام مى کنند و احترام مى گذارند، حالت خوشى در وجودش ریشه مى گیرد که هواى نفس را تحریک مى کند. آن ها که امام جماعت را مى پذیرند، نفس امّاره را نابود کرده یا حداقل کنترل نموده اند، اما من مى ترسم.»[37]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

محمد حسن میرجهانی

محمد حسن میرجهانی

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

این مجموعه، مانند بسیاری از کارهای تلوزیون ضعف ها و نقطه قوت هایی دارد. می توان گفت مسئله عشق و ازدواج پنهانی مهمترین ایده این سریال است. اینکه ما دغدغه ها و مشکلات مردم و جامعه را به صورت عامه پسند و در رسانه ملی مطرح کنیم...
بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

کارکرد اساسی رسانه ها از جمله سینما عبارت است از بازنمایی واقعیت های جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت مخاطبان از جهان به وسیله رسانه ها ایجاد می شودودرک آن ها از واقعیت به واسطه میانجی گری همین رسانه ها شکل می گیرد.رسانه ها جهان را برای ما تصویر می کنند واین هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و به وسیله عواملی انجام می دهند که از ایدیولژی اشباع هستند.
سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS