دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آگاهی طبقاتی Class consciousness

No image
آگاهی طبقاتی Class consciousness

كلمات كليدي : آگاهي طبقاتي، پرولتاريا، بورژوا، تضاد طبقاتي، آگاهي كاذب

نویسنده : سمانه خالدی

آگاهی طبقاتی واژه‌ای است که نویسندگان معتقد به سنت مارکس برای اشاره به فرایندی به کار می‌برند که به موجب آن اعضای یک طبقه و کلا طبقه پرولتر (کارگر) از خودشان، (یعنی از سرنوشت و هویت جمعی‌شان) «آگاه» می‌شوند. مارکس الگویی دو وجهی از کشمکش ارائه می‌داد که طبق آن کل جامعه را به دو طبقه اساسی تقسیم می‌کرد: طبقه بورژوا (سرمایه‌دار) و طبقه پرولتاریا (کارگر)؛ که همواره کشمکش بین این دو بر سر منافع سرمایه و کار وجود داشت. پرولتاریا کم کم از طبقه‌ای «در خور» یعنی اجتماع ساده‌ای از کارگران که در موضع طبقاتی با یکدیگر شریکند ولی آگاهی دسته جمعی ندارند، خارج می‌شود و به صورت طبقه‌ای «برای خود» در‌می‌آید. مارکس طبقه در خود را گروهی از افراد دانسته که به دلیل نسبت مشترکی که با ابزار تولید دارند به هم پیوسته‌اند. اما طبقه برای خود، گروهی از افرادند که نه فقط نسبت مشترکی با ابزار تولید دارند بلکه متوجه شده‌اند که دارای منافع مشترک هستند، و با همدیگر فعالیت می‌کنند تا به هدف و منافع مشترکشان دست یابند.

اصطلاح آگاهی طبقاتی با تعارض طبقاتی – انقلابی، ارتباطی تنگاتنگ دارد و به اراده مسلم کارگران برای شناخت دشمن مشترکشان (سرمایه‌داران) و هدف مشترکشان (پیروزی طبقه کارگر) دلالت می‌کند. بر طبق نظر ک.ر.پوپر، این امر نشان می‌دهد که چگونه در وضع عینی طبقات، ذهن اعضای آن طبقه را سرشار از آگاهی می‌سازد، یا اگر بخواهیم این اندیشه را به زبانی بیان کنیم که کمتر به هگل وابسته باشد، باید بگوئیم، آگاهی طبقاتی نشان می‌دهد چگونه به مدد آن اعضای یک طبقه به وضع طبقاتی خود، آگاهی می‌یابند. به بیانی ساده‌تر می‌توان گفت که آگاهی طبقاتی احساس گروهی است که دستاوردها اجتماعی آن مشخصاً به کامیابی‌هایش به صورت یک گروه بستگی دارد. به بیان دیگر می‌توان گفت که آگاهی طبقاتی وقتی وجود دارد که جامعه کاملاً گروهبندی شده باشد و این گروهها از لحاظ خصوصیات اقتصادی مشابه باشند و در آزمون‌هایی که در زمینه ادراک‌شان از خصوصیات مشترک، نیازهای مشترکشان، و هدفهای جمعی مشترک به عمل می‌آید، ثمرات بالا و مشابهی به دست آورند.

اصطلاح آگاهی طبقاتی را جامعه‌شناسانی که خارج از سنت مارکیستی قرار دارند، با تسامح، برای اشتمال بر هر گونه احساسات خودآگاهی یا احساس اشتراک هویت در بین اعضای یک طبقه اجتماعی به کار برده‌اند. اصطلاح دیگری در ارتباط با آگاهی طبقاتی وجود دارد، که آگاهی کاذب خوانده می‌شود، «آگاهی کاذب» را طرفداران مارکس در وصف شرایط به کار می‌برند که پرولتاریا از درک ماهیت «حقیقی» منافع خود باز می‌ماند و به آگاهی طبقاتی نائل نمی‌شود. اکثر کسانی که واژه آگاهی طبقاتی را به کار برده‌اند آن را از مارکس اقتباس کرده‌اند.

چهار عنصر آگاهی طبقاتی

«م. مان در سال 1973 مفهوم آگاهی طبقاتی را واجد چهار عنصر کلی می‌داند. تعریف وی نیز روح مارکیستی دارد. 4 عنصر عبارتند از:

1) هویت طبقاتی: یعنی تعیین و تعریف یک فرد به عنوان کسی که به طبقه کارگر تعلق دارد.

2) ضدیت طبقاتی یعنی به ادراک درآوردن این مطلب که سرمایه داران، خصم طبقه کارگر به شمار می‌روند.

3) تمامیت طبقاتی: یعنی وقوف بر اینکه دو عنصر سابق الذکر، وضعیت اجتماعی افراد و کل جامعه‌ای را که در آن به سر می‌برند مشخص می‌کند.

4) جامعه جانشین: یعنی تصور یک جانشین مطلوب که وقتی کشمکش طبقاتی حل و فصل شود تحقق پیدا خواهد کرد.»[1]

مقاله

نویسنده سمانه خالدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب شخصیت متعالی و سلامت روانی در پرتو خداآگاهی

کتاب شخصیت متعالی و سلامت روانی در پرتو خداآگاهی

دین‌داری و معنویت خواهی چگونه سلامت روانی ما را تأمین می‌کند؟ سازوکار و نحوه اثر آن چگونه است؟ آیا اثر مذهب صرفاً به نیروهای متافیزیکی آن وابسته است؟...

جدیدترین ها در این موضوع

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

«لاتاری» فیلم موفقی است در جذب مخاطب عمومی سینمای ایران و البته فتح گیشه. فیلمی که توانسته جمیع جوانب امر را در حوزه جذابیت بخشی اینچنینی به خوبی و با فراست فراهم کند و به مقصود رسد. لاتاری فیلم مخاطب عام است.
عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

راجر ایبرت بزرگترین منتقد آمریکایی معتقد است کار فیلم، برانگیختن تفکر مخاطب است. فیلمی قابل اعتنا و نقد است که خواب آسوده را از مخاطب بستاند. قطعاً هر فیلمی نماینده انعکاس اندیشه در جامعه مقصد است. در حقیقت فیلم ها ارزش ها و حقایق فراموش شده جوامع را آشکار می سازند.
انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

خرگیوش اولین فیلم مانی باغبانی تجربه‌ای قابل قبول است اما کاستی‎های بسیاری در پردازش موضوع‌هایی دارد که سعی کرده است در فیلم به آنها بپردازد؛ مقوله‎هایی مثل بیماری رو به مرگ نزدیکان، تلاش‌های علمی یک نخبه جوان، ازدواج‎های پنهانی و مفهوم شادی.
بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

فیلم مصادره اولین ساخته مهران احمدی، بازیگر پر سابقه سینمای ایران، فیلمی کمدی است که تلاش می‎کند با تصویرگری برخی از معضلات فرهنگی جامعه از منظر متفاوتی به مقولاتی بپردازد که به طور جدی جامعه ایرانی معاصر را تهدید می‎کنند.

پر بازدیدترین ها

پيش رو يا پشت سر؟

پيش رو يا پشت سر؟

تا همين يک دهه پيش شبکه‌هاي تلويزيوني مثل امروز گسترده نبود و انواع و اقسام برنامه‌ها و سريال‌ها توليد نمي‌شد، هميشه اين اعتراض و انتقاد وجود داشت که مضمون و داستان فيلم و سريال‌هاي تلويزيون تکراري است و از تنوع و تعدد برخوردار نيست...
فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
آشوبی برای هیچ

آشوبی برای هیچ

آشوب، هفتمین و آخرین فیلم کاظم راست گفتار روایت زندگی جوان شهرستانی‌ای است که رو به تهران می‌آورد تا شاید موفقیت را در تهران در آغوش کشد؛ داستانی که کمابیش در طول تاریخ معاصر بسیار تکرار شده است و همواره یکی از داستان‌های مکرر در بین سینماگران یا داستان‌نویسان ما بوده است.
دستی که بالای دست نبود

دستی که بالای دست نبود

«دست بالای دست» روایت نخ نما و کلیشه‌ای از عشق پسری فقیر به دختری ثروتمند است که سعی شده بود با خلاقیت ‌های سطحی و جزئی داستان و روایتی جدید از این موقعیت نشان داده شود. سیر روایی سریال مملو از حلقه‌های مفقوده‌ای است که روند منطقی و باورپذیری مخاطب از مهم‌ترین حلقه‌های آن می‌باشد. این اشکالات در کنار نکاتی که در ادامه بیان می‌شود؛ باعث شده این سریال با وجود داشتن بازیگرانی توانمند به سریالی ضعیف و نازل تبدیل گردد.
No image

ارزش هایی که فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا...
Powered by TayaCMS