دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استفاده ابزازی از زن | نقد فیلم رسوایی

حمید تلخابی
استفاده ابزازی از زن | نقد فیلم رسوایی
استفاده ابزازی از زن | نقد فیلم رسوایی

[کد مطلب: 1792]

فیلم خوب دارای رمزگونگی است. بدین معنی که مستقیماً اصل مطلب را بی‌هیچ لایه باطنی بیان نمی‌کند و هر کسی به اندازهٔ فهم خودش، از آن استفاده کند، هم مخاطبان حرفه‌ای سینما را راضی نگه دارد و هم مخاطبان عام را.
تقریباً مورد اتّفاق است که فیلم خوب، نوعی خلق است یا واقعیتی که پرداخت خلاقانه‌ای روی آن صورت می‌گیرد. اما در فیلم‌های ده نمکی پیام‌ فیلم خیلی مستقیم و صریح به مخاطب منتقل می‌شود.‌‌ همان طور که داستان فیلم اخراجی‌ها مجموعه‌ای از جوک‌های مردمی بود که با زندگی رزمنده‌های هشت سال دفاع مقدس ترکیب شده بود؛ داستان فیلم رسوایی هم چند داستان از زندگی علماست که با زندگی یکی از زن‌های فقر و فحشا ترکیب شده است. استفاده کردن از داستان‌های علما به خودی خود ایرادی ندارد اما اگر روی این داستان‌ها پرداخت درستی صورت نگیرد، نه تنها آن مفهوم به مخاطب منتقل نمی‌شود بلکه طراوترا نیز از آن داستان می گیرد.

در فیلم "رسوایی" به نظر می‌رسد استفادۀ ابزاری از زن برای جلب مخاطب صورت گرفته است. عشوه‌ها، رفتار و حرف‌های او، نه تنها هیچ تناسبی با کلیت فیلم ندارد بلکه در تضاد با روح حاکم در فیلم است. نماهای نزدیک از نوع راه رفتن افسانه و چهرهٔ او، به شدت در فیلمی که ادعای عرفانی بودن هم می‌کند، برجسته شده است. ناصر هاشم‌زاده چند سال پیش (مشاور مذهبی فیلم رنگ خدا) می‌گفت: در فیلم «رنگ خدا» پدر آن کودک وقتی می‌خواست برود از آن دختر خواستگاری کند، عمدا چهرهٔ دختر را خیلی زیبا نشان ندادیم و روی چهرهٔ او خیلی تأکید نکردیم بخاطر اینکه به کلیّت فیلم لطمه نزند. اما ما در فیلم "رسوایی" با یک زن بدنام مواجه هستیم که با راه رفتن عشوه آمیز و حرف‌هایی که می‌زند و با ادبیات خاصی که دارد وقارش را از بین می‌برد و با کلیّت فیلم در تضاد است.
هدف درام اگر تحول شخصیت دختر است، که در پایان تحولی رخ نمی‌دهد و او با‌‌ همان ظاهر ابتدای فیلم در انتهای فیلم نمایش داده می‌شود. زن بد نام اول داستان با زن بدنام آخر داستان تفاوت چندانی پیدا نمی‌کند، غیر از اینکه اول فیلم درِ خانه را بر روی صدای اذانی که از بلندگوی مسجد پخش می‌کند می‌بندد و در آخر فیلم به شکل تحمیلی درِ خانه را بر روی صدای اذان باز می‌کند، همچنین اعتراض کردن‌های او از خدا و دین به یک سلام دادن به امامزاده تبدیل می‌شود. اصلا متوجه نمی‌شویم که کارهای گذشتهٔ افسانه خوب بوده یا بد. رویکرد کارگردان دربارهٔ افسانه چیست؟ آیا افسانه به غیر از دزدی (به خاطر فقر)، واقعا زنی خیابانی است یا زنی است که اصلا به این کار‌ها تن نمی‌دهد؟ کارگردان حرفی از خیابانی بودن افسانه نمی‌زند اما وقتی دو دختر همسایه با او حرف می‌زنند، خیابانی بودن افسانه را برداشت می‌کنیم. بعلاوه اینکه چند بار به روحانی پیشنهاد می‌دهد تا به قول خودش از خجالتش دربیاید.

روابط علت و معلولی در این فیلم رعایت نشده و داستان با روال منطقی پیش نمی‌رود. چرا حاج آقا به افسانه کمک می‌کند در صورتی که نه مأمورین را می‌شناسد و نه افسانه را. ضمن اینکه مأمور که نماینده قانون است موجه‌تر است. چرا جعفر (کامران تفتی) که مدت‌هاست چشمش به دنبال افسانه است، ناگهان حاضر می‌شود برای رقیب عشقی‌اش جاسوسی افسانه را بکند؟
این فیلم مردم را خوب تصویر نکرده. مردم بدون استثنا به روحانی احترام می‌گذارند، در ادامه بدون اینکه این رسوایی روحانی در فیلم جا بیفتد، همه مردم از روحانی‌ای که نادیده‌ها را می‌بیند و با این همه سابقه، به یکباره روی برمی گردانند. تا جایی که کسی پشت سرش نماز نمی‌خواند. ایرادی ندارد که فیلمساز می‌خواهد  روحانی ایده آلی را نشان دهد که در خدا غرق شده و با غیبگویی‌هایش به مخاطب این اطمینان را می‌دهد که پایش در مسیر نه لغزیده و سعی می‌کند بیشتر عمل کند تا اینکه به حرف زدن اکتفا کند. اما برادر افسانه که سرِ چهار راه هنگام پاک کردن شیشهٔ ماشین‌ها تصادف کرده، به کما می‌رود و با دعای حاج آقا به زندگی باز می‌گردد، تصنعی و غیر قابل باور است. همچنین یکی از تصنعی‌ترین سکانس‌های فیلم سکانس مسجد است که روحانی بالای منبر حرف‌های معمولی می‌زند و مردم به صورت کاملا ساختگی،‌های های گریه می‌کنند. شاید کارگردان با این سکانس می‌خواسته، صاحب نفس بودن روحانی را نشان دهد که البته ناموفق بوده. همچنین یکی از بد‌ترین سکانس‌های فیلم آنجایی است که حاجی متظاهر جماعت بازارچه را به سمت خانهٔ زن بد نام می‌برد و حتی آنجا را سنگسار می‌کند و در پاسخ دیالوگ‌های کوبندهٔ افسانه که همه را آگاه می‌کند.
اگر بخش‌هایی از فیلم حذف شود نه تنها ضربه‌ای به فیلم وارد نمی‌شود بلکه داستان روان‌تر پیش می‌رود. مانند دو دختر همسایهٔ افسانه با حرف‌هایی که می‌زنند هیچ کمکی به پیشبرد داستان نمی‌کنند و فقط با حرف‌هایشان، مخاطب را به هرزگی دختر مطمئن می‌کنند. در فیلم بعضی از سکانس‌های بی‌ربط که صرفاً در خدمت انتقال «مفاهیم» و «مضامین» ‌ هستند و نه در خدمت پیشرفت داستان یا عمق بخشیدن به شخصیت‌ها، تأکید بیش از حد بر برخی از مفاهیم که باعث می‌شود مخاطب از آن لذتی نبرد و در برخی جا‌ها به شدت شعاری جلوه کند. شوخی کلامی و حتی استفاده از تکیه کلام‌های خیابانی و گاهی جنسی، در بعضی از بخش‌های فیلم هیچ کمکی به کلیت داستان نمی‌کند و به شدت آزاردهنده می‌شود.

منبع:فیلم نوشتار

مقاله

نویسنده حمید تلخابی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

«لاتاری» فیلم موفقی است در جذب مخاطب عمومی سینمای ایران و البته فتح گیشه. فیلمی که توانسته جمیع جوانب امر را در حوزه جذابیت بخشی اینچنینی به خوبی و با فراست فراهم کند و به مقصود رسد. لاتاری فیلم مخاطب عام است.
عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

راجر ایبرت بزرگترین منتقد آمریکایی معتقد است کار فیلم، برانگیختن تفکر مخاطب است. فیلمی قابل اعتنا و نقد است که خواب آسوده را از مخاطب بستاند. قطعاً هر فیلمی نماینده انعکاس اندیشه در جامعه مقصد است. در حقیقت فیلم ها ارزش ها و حقایق فراموش شده جوامع را آشکار می سازند.
انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

خرگیوش اولین فیلم مانی باغبانی تجربه‌ای قابل قبول است اما کاستی‎های بسیاری در پردازش موضوع‌هایی دارد که سعی کرده است در فیلم به آنها بپردازد؛ مقوله‎هایی مثل بیماری رو به مرگ نزدیکان، تلاش‌های علمی یک نخبه جوان، ازدواج‎های پنهانی و مفهوم شادی.
بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

فیلم مصادره اولین ساخته مهران احمدی، بازیگر پر سابقه سینمای ایران، فیلمی کمدی است که تلاش می‎کند با تصویرگری برخی از معضلات فرهنگی جامعه از منظر متفاوتی به مقولاتی بپردازد که به طور جدی جامعه ایرانی معاصر را تهدید می‎کنند.

پر بازدیدترین ها

لحن غبار آلود یک فیلم

لحن غبار آلود یک فیلم

عنوان ایستاده در غبار، علاوه بر اشاره به سکانسی از فیلم که حاج احمد متوسلیان را بی‌سیم به دست در میان گرد و خاکِ تیر و ترکشِ‌ خمپاره‌ها، برقرار و استوار با حسی سرشار از خضوع، تصویر کرده، دلالت‌های دیگری را نیز به ذهن متبادر می‌سازد
فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
No image

ارزش هایی که فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا...
دستی که بالای دست نبود

دستی که بالای دست نبود

«دست بالای دست» روایت نخ نما و کلیشه‌ای از عشق پسری فقیر به دختری ثروتمند است که سعی شده بود با خلاقیت ‌های سطحی و جزئی داستان و روایتی جدید از این موقعیت نشان داده شود. سیر روایی سریال مملو از حلقه‌های مفقوده‌ای است که روند منطقی و باورپذیری مخاطب از مهم‌ترین حلقه‌های آن می‌باشد. این اشکالات در کنار نکاتی که در ادامه بیان می‌شود؛ باعث شده این سریال با وجود داشتن بازیگرانی توانمند به سریالی ضعیف و نازل تبدیل گردد.
پيش رو يا پشت سر؟

پيش رو يا پشت سر؟

تا همين يک دهه پيش شبکه‌هاي تلويزيوني مثل امروز گسترده نبود و انواع و اقسام برنامه‌ها و سريال‌ها توليد نمي‌شد، هميشه اين اعتراض و انتقاد وجود داشت که مضمون و داستان فيلم و سريال‌هاي تلويزيون تکراري است و از تنوع و تعدد برخوردار نيست...
Powered by TayaCMS