دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خدمت به مردم

No image
خدمت به مردم خدمت به مردم

در نظر مردان الهى و عالمان ربّانى و به ویژه شیخ حسنعلى اصفهانى، خدمت به مردم و برآوردن حاجات آنان و تواضع و فروتنى در برابر آنان، از عالى ترین مصادیق عبادت خدا به شمار مى رود. هیچ گاه درِ خانه شیخ حسنعلى به روى بیماران، گرفتاران و مستمندان بسته نمى ماند و از این که مردم وقت و بى وقت براى حل مشکلات خود به منزل شیخ مراجعه مى کردند، چهره درهم نمى کشید و حتى غیر مسلمانان از الطاف او برخوردار بودند و براى برآورده شدن حوایج خود به او متوسل مى شدند.

چنانچه کسى اندک آشنایى با سیره و روش آن مرد الهى داشته باشد و با حکایات و کرامات آن سالک خدا آشنا باشد، برایش آشکار و هویدا است که مهم ترین دغدغه او حل گرفتارى هاى مردم بوده است.

فرزند وى در این باره مى نویسد:

«مرحوم پدرم حاج شیخ حسنعلى اصفهانى ـ اعلى الله مقامه ـ در کلیه ساعات روز و شب، براى رفع حوایج حاجتمندان و درماندگان، آماده بودند.

روزى عرضه داشتم: خوب است براى مراجعه مردم، وقتى مقرّر بشود. فرمود: پسرم! لیس عند ربنا صباح و لامساء آن کس که براى رضاى خدا، به خلق خدمت مى کند، نباید که وقتى معین کند.

پدرم در ابتداى شب ها پس از انجام فریضه، به نگارش پاسخ نامه ها و انجام خواسته هاى مراجعان مشغول و سپس مدّتى به مطالعه مى پرداختند. از نیمه هاى شب تا طلوع آفتاب به نماز و ذکر و نوافل و تعقیبات سرگرم بودند. پس از طلوع خورشید، اندکى استراحت مى فرمودند و بعد از آن تا ظهر به ملاقات و گفتگو با مراجعان و تهیّه و ساخت دارو براى بیماران مى نشستند و بالاخره عصرها براى تدریس به مدرسه مى رفتند و پس از آن نیز به پاسخ گوئى و رفع نیازمندى محتاجان و گرفتاران مشغول بودند[14]».

در جاى دیگر مى نویسد:

«به بیمارى دچار شدم که همه طبیبان از معالجه ام عاجز بودند و از حیاتم قطع امید شد.

پدرم که عجز طبیبان بدید، اندکى از تربت طاهر حضرت سیّدالشهدا ـ ارواح العالمین له الفداء ـ به کامم ریخت و خود از کنار بسترم دور شد. در آن حالت بیهوشى، دیدم که به سوى آسمانها مى روم و کسى که نورى سپید از او مى تافت، بدرقه ام مى کرد چون مسافتى اوج گرفتم، ناگهان، دیگرى از سوى بالا فرود آمد و به آن نورانى سپید که همراه من مى آمد، گفت: دستور است که روح این شخص را به کالبدش بازگردانى زیرا که به تربت حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) استشفا کرده اند. در آن هنگام، دریافتم که مرده ام و این روح من است که به جانب آسمان در حرکت است و به هرحال، همراه آن دو شخص نورانى به زمین برگشتم و از بیخودى به خود آمدم و با شگفتى دیدم که در من اثرى از بیمارى نیست لیکن همه اطرافیانم به شدّت منقلب و پریشانند.

پس از چند روز، هنگامى که در خدمت پدرم به شهرى رفتیم، واقعه را حضورشان عرض کردم فرمودند: «مقدّر بود که یکى از ما دو نفر از جهان برویم و اگر تو مى رفتى، من پانزده سال دیگر عمر مى کردم و چون مقصد و مطلوب من از حیات در این دنیا جز خدمت به خلق خدا نیست، ترجیح دادم که خود رخت بربندم و تو که جوانى و به خواست خداوند، مدّتى درازتر در جهان خواهى زیست، زنده بمانى. اینک بدان که من مرگ را براى خود و حیات را براى تو خواستم تا آن که در طول زندگى، پیوسته با قصد قربت، به مردم خدمت کنى و هرگاه در اینکار مسامحه و غفلت ورزى، سال آخر عمرت خواهد بود».[15]

او همیشه به دوستان و نزدیکان توصیه مى کرد که خدمتگزار مردم باشند و براى حلّ گرفتارى به فقرا صدقه بدهند یا چیزى نذر کنند از جمله در جواب نامه آنان که از او توصیه اى مى خواهند، با بیان حکایت هایى از زندگى حضرت عیسى(علیه السلام) و روایتى از وصایاى مولى على(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) آنها، را به خدمت مردم سفارش مى نماید.[16]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

«لاتاری» فیلم موفقی است در جذب مخاطب عمومی سینمای ایران و البته فتح گیشه. فیلمی که توانسته جمیع جوانب امر را در حوزه جذابیت بخشی اینچنینی به خوبی و با فراست فراهم کند و به مقصود رسد. لاتاری فیلم مخاطب عام است.
عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

راجر ایبرت بزرگترین منتقد آمریکایی معتقد است کار فیلم، برانگیختن تفکر مخاطب است. فیلمی قابل اعتنا و نقد است که خواب آسوده را از مخاطب بستاند. قطعاً هر فیلمی نماینده انعکاس اندیشه در جامعه مقصد است. در حقیقت فیلم ها ارزش ها و حقایق فراموش شده جوامع را آشکار می سازند.
انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

خرگیوش اولین فیلم مانی باغبانی تجربه‌ای قابل قبول است اما کاستی‎های بسیاری در پردازش موضوع‌هایی دارد که سعی کرده است در فیلم به آنها بپردازد؛ مقوله‎هایی مثل بیماری رو به مرگ نزدیکان، تلاش‌های علمی یک نخبه جوان، ازدواج‎های پنهانی و مفهوم شادی.
بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

فیلم مصادره اولین ساخته مهران احمدی، بازیگر پر سابقه سینمای ایران، فیلمی کمدی است که تلاش می‎کند با تصویرگری برخی از معضلات فرهنگی جامعه از منظر متفاوتی به مقولاتی بپردازد که به طور جدی جامعه ایرانی معاصر را تهدید می‎کنند.

پر بازدیدترین ها

ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

«جیرانی» در آخرین ساختة خود با یک ملودرام جنایی ـ معمایی به پردة سینما بازگشته است . «خفگی» همانند دیگر آثار او نظیر «قرمز» و «پارک‌وی» به روابط روان‌پریشانه بین شخصیت‌ها می‌پردازد. فیلم هرچند از حیث محتوا و انتخاب موضوع شبیه دیگرآثار این فیلم‌ساز است و منطبق با ایدئولوژی اوست اما از حیث فرم و محتوا فیلمی متفاوت به‌شمار می‌آید.
نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

نگاهی به سریال معمای شاه | سریال های تاریخی که در تاریخ نمی مانند

این روزها در باره اشتباهات تاریخی یا به اصطلاح «گاف» های سریال معمای شاه حرف ها فراوانی در شبکه های اجتماعی شنیده می شود. این ماجرا در مورد سریال کیمیا هم به وجود امد. هرچند که در مورد آن کسی برای پاسخ دادن پا به میدان نگذاشت اما در مورد سریال معمای شاه ماجرا این گونه نبود.
پيش رو يا پشت سر؟

پيش رو يا پشت سر؟

تا همين يک دهه پيش شبکه‌هاي تلويزيوني مثل امروز گسترده نبود و انواع و اقسام برنامه‌ها و سريال‌ها توليد نمي‌شد، هميشه اين اعتراض و انتقاد وجود داشت که مضمون و داستان فيلم و سريال‌هاي تلويزيون تکراري است و از تنوع و تعدد برخوردار نيست...
لحن غبار آلود یک فیلم

لحن غبار آلود یک فیلم

عنوان ایستاده در غبار، علاوه بر اشاره به سکانسی از فیلم که حاج احمد متوسلیان را بی‌سیم به دست در میان گرد و خاکِ تیر و ترکشِ‌ خمپاره‌ها، برقرار و استوار با حسی سرشار از خضوع، تصویر کرده، دلالت‌های دیگری را نیز به ذهن متبادر می‌سازد
سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

"لرزش تصویری در فیلمی به ما القا کننده واقعی بودن صحنه ای است که میبینیم، هرچند هرگز در نگاه واقعی خود لرزشی را حس نمیکنیم ولی لرزش در فیلم موجب میشود مخاطب احساس کند، با صحنه ای واقعی روبرو است، این واقعیتی است که سینما جایگزین واقعیت میکند"
Powered by TayaCMS