دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

یقین

No image
یقین

معرفت تا به مرحله یقین نرسد، از منازل ابتدایى سالکان است؛ ولی وقتى سالک به مرحله یقین رسید، منازل را یکى پس از دیگرى می‌پیماید؛ زیرا خود یقین داراى سه مرحله «علم الیقین»، «عین الیقین» و «حق الیقین» است.

«یقین» همان جزم مطابق با واقع است. معرفتی است که جهل در آن راه ندارد و تردید پذیر نیست. البته امام رضا (علیه السلام) مى‌فرماید:

«کمترین رزقى که بین بندگان تقسیم شده، یقین است.»

علم الیقین و حق الیقین

قرآن کریم، علم الیقین را پلى براى عین‌الیقین قرار داده، مى‌فرماید:

«کلا لو تعلمون علم ‌الیقین لـترون الجحیم» (تکاثر/5، 6)

اگر به مرحله علم الیقین برسید، ره توشه‌اى دارید که شما را به عین الیقین آشنا مى‌کند. معناى آیه این نیست که شما بعد از مرگ به عین الیقین مى‌رسید؛ چون بعد از مرگ همه افراد اعم از ملحد و موحد به عین الیقین مى‌رسند. در آن روز ملحدان هم مى‌گویند:

«ربنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صالحا إنا موقنون » (سجده/12)

«پروردگارا آنچه وعده کرده بودی، دیدیم و شنیدیم؛ ما را باز گردان تا کار شایسته‌ای انجام دهیم؛ ما به قیامت یقین داریم.»

از این رو اگر کسى علم الیقین داشته باشد، بهشت، صراط، حساب، میزان و خود قیامت را هم مى‌تواند ببیند. بالاتر از علم‌الیقین مقام «حق الیقین» است. حق الیقین آن است که انسان نه تنها شاهد حق باشد؛ بلکه عین شهود حق قرار گیرد، و در معرفت الهى غرق شود. حق الیقین یعنى یقین حقى که بالاتر از آن در بخش معرفت نمى‌توان فرض کرد.

سرمایه یقین

همان‌گونه که در امور حسى، بعضى پاک و برخى ناپاک است، در خاطرات نفسانى نیز چنین است. آنچه به توحید الهى منتهى مى‌شود، جزو خاطرات پاک است و روحى که متصف به آنهاست، پاک خواهد بود و آنچه انحراف از توحید را به همراه دارد، از خاطرات ناپاک بوده روح مبتلاى به آن هم ناپاک خواهد بود.

یکى از خاطرات پاک روح، یقین است. کسى که به مبدأ و معاد و اسماء و صفات الهى یقین داشته باشد، از گزند خاطرات آلوده مى‌رهد و به فیض خاطرات پاک نایل مى‌شود. رسول گرامى (صلى الله علیه و آله و سلم) مى‌فرماید:

« کفى بالیقین غنى و بالعبادة شغلا »[1]

«براى روح، بهترین توانگرى یقین و بهترین کار عبادت است»

غنا و توانگرى در سایه مال نیست؛ بلکه در سایه یقین به قضا و قدر است. ممکن است کسى توانگر مالى باشد؛ ولى چون داراى یقین نیست، در فقر شک بسوزد و کسى توانگر مالى نباشد؛ ولى بر اثر یقین، داراى روحى آرام و نفسى مطمئن باشد و چیزى او را نلرزاند. در دعاى شریف کمیل آمده است:

« طاعته غنى »[2]

«اطاعت او بی‌نیازی است.»

این طاعت از یقین نشئت مى‌گیرد. کسى که یقین دارد، اطاعت مى‌کند و در نتیجه توانمند هم خواهد بود. درباره سیره امام سجاد (سلام الله علیه) گفته شده است:

«کان علی بن الحسین (علیهما السلام) یطیل القعود بعد المغرب، یسئل الله الیقین»[3]

تعقیب را بعد از نماز مغرب طولانى مى‌کرد و زیاد مى‌نشست و از خدا درخواست یقین مى‌کرد.

آثار یقین

براى این که انسان به مقام رفیع یقین بار یابد، باید تسلیم محض خداوند باشد؛ زیرا کسى که به این مقام، بار مى‌یابد در قلب او جز خواسته خدا چیزى نیست. و اگر در قلب کسى جز خواسته خدا نباشد، کم‌کم مفهوم و معقولش، مشهود و خبر و گزارشش، معاینه مى‌شود.

گروهى به حضور پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) مشرف شدند؛ حضرت از آنان پرسید: در چه حالى هستید؟ عرض کردند: ما «مؤمن» هستیم. سپس آن حضرت پرسید: حقیقت ایمان شما چیست؟ عرض کردند: اهل رضا به قضاى الهى، تفویضو تسلیم امر خداییم. حضرت فرمود:

عالمان الهى و حکیمان دینى هستید، به گونه‌اى که حکمت شما نزدیک است به مرحله نبوت برسد و اگر راست مى‌گویید که اهل تفویض، تسلیم و رضایید، چیزى را که در آن سکونت نمى‌کنید، نسازید و چیزى را که نمى‌خورید، ذخیره و پس‌انداز نکنید، شما که انباردار نسل آینده نیستید![4]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

«لاتاری» فیلم موفقی است در جذب مخاطب عمومی سینمای ایران و البته فتح گیشه. فیلمی که توانسته جمیع جوانب امر را در حوزه جذابیت بخشی اینچنینی به خوبی و با فراست فراهم کند و به مقصود رسد. لاتاری فیلم مخاطب عام است.
عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

راجر ایبرت بزرگترین منتقد آمریکایی معتقد است کار فیلم، برانگیختن تفکر مخاطب است. فیلمی قابل اعتنا و نقد است که خواب آسوده را از مخاطب بستاند. قطعاً هر فیلمی نماینده انعکاس اندیشه در جامعه مقصد است. در حقیقت فیلم ها ارزش ها و حقایق فراموش شده جوامع را آشکار می سازند.
انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

خرگیوش اولین فیلم مانی باغبانی تجربه‌ای قابل قبول است اما کاستی‎های بسیاری در پردازش موضوع‌هایی دارد که سعی کرده است در فیلم به آنها بپردازد؛ مقوله‎هایی مثل بیماری رو به مرگ نزدیکان، تلاش‌های علمی یک نخبه جوان، ازدواج‎های پنهانی و مفهوم شادی.
بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

فیلم مصادره اولین ساخته مهران احمدی، بازیگر پر سابقه سینمای ایران، فیلمی کمدی است که تلاش می‎کند با تصویرگری برخی از معضلات فرهنگی جامعه از منظر متفاوتی به مقولاتی بپردازد که به طور جدی جامعه ایرانی معاصر را تهدید می‎کنند.

پر بازدیدترین ها

پيش رو يا پشت سر؟

پيش رو يا پشت سر؟

تا همين يک دهه پيش شبکه‌هاي تلويزيوني مثل امروز گسترده نبود و انواع و اقسام برنامه‌ها و سريال‌ها توليد نمي‌شد، هميشه اين اعتراض و انتقاد وجود داشت که مضمون و داستان فيلم و سريال‌هاي تلويزيون تکراري است و از تنوع و تعدد برخوردار نيست...
فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
آشوبی برای هیچ

آشوبی برای هیچ

آشوب، هفتمین و آخرین فیلم کاظم راست گفتار روایت زندگی جوان شهرستانی‌ای است که رو به تهران می‌آورد تا شاید موفقیت را در تهران در آغوش کشد؛ داستانی که کمابیش در طول تاریخ معاصر بسیار تکرار شده است و همواره یکی از داستان‌های مکرر در بین سینماگران یا داستان‌نویسان ما بوده است.
دستی که بالای دست نبود

دستی که بالای دست نبود

«دست بالای دست» روایت نخ نما و کلیشه‌ای از عشق پسری فقیر به دختری ثروتمند است که سعی شده بود با خلاقیت ‌های سطحی و جزئی داستان و روایتی جدید از این موقعیت نشان داده شود. سیر روایی سریال مملو از حلقه‌های مفقوده‌ای است که روند منطقی و باورپذیری مخاطب از مهم‌ترین حلقه‌های آن می‌باشد. این اشکالات در کنار نکاتی که در ادامه بیان می‌شود؛ باعث شده این سریال با وجود داشتن بازیگرانی توانمند به سریالی ضعیف و نازل تبدیل گردد.
No image

ارزش هایی که فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا...
Powered by TayaCMS