نويسنده: محمدعلی مشايخی پور
معمولاً در اذهان اين گونه شکل گرفته که امانت و امانتدار تنها در مورد شيئي است که کسي به کسي مي دهد تا براي او نگهداري کند و بعد از زماني مشخص صاحب امانت مراجعه و بازپس گيرد و امانتدار هم موظف است بدون هيچ گونه کم و کاستي آن را به صاحبش تحويل دهد؛ به ديگر سخن امانت محصور به چيزي شده که به فرد امانتدار سپرده مي شود تا امانتداري کرده و بعد از زمان مشخصي و با مراجعه صاحب امانت، امانتدار به امانت دهنده بازگرداند اما آيا در آموزه هاي ديني تلقي از امانت و امانتداري همين است و بس؟يا قلمروه امانت گسترده بوده و همه ابعاد زندگي انساني را دربر میگيرد؟
نگاه دين و بالاخص آموزه هاي علوي نسبت به موضوع امانت و گستره آن به مراتب بسي فراتر از چيزي است که معمولاً در اذهان شکل گرفته است. در آموزه هاي ديني هر آنچه انسان در اختيار دارد حتي جسم خود نيز به عنوان امانت الهي در اختيار او قرار داده شده تا انسان امانتداري کرده و به شايستگي و به آن گونه که خداي صاحب امانت فرموده به کار گيرد تا هم رضايتِ خداي صاحب امانت را جلب کرده باشد و هم خود به واسطه امانتداري بخش عمده و بلکه به تمامه از عوايد آن در زندگي دنيايي و عقبايي بهره مند شود...
با اين وصف امانت و امانتداري قلمرو وسيعي دارد که همه آنچه انسان دراختيار دارد را در بر مي گيرد و طبيعتاً بايد در همه اين اختيارات رسم امانت و امانتداري را به جا آورده شود در اين مجال می خواهيم از امانتِ مسئوليت به عنوان يکي از مصاديق پرکاربرد و بلکه مهم و حياتي براي جامعه اسلامي سخن بگوييم.
در سيره و منش امام علي(ع) مسئوليت، امانت است و استفاده طعمه انگارانه از آن مصداق خيانت در امانت است؛ فلذا براي تحقق امانت داري و جلوگيري از خيانت ورزي بايد رويکرد و تلقي خود را به مسئوليت اصلاح کرد و آن را امانت دانست و با انجام شايسته و بايسته وظايف، رسم امانت را به جا آورد. ايشان در لحظه لحظه مسئوليت راهبري جامعه اسلامي ذرهاي از اين مهم غفلت نکرد و در تمامي اعصار و ارکان به اين مهم توجه داشت و آن را به کار گرفت؛ ايشان علاوه براين درصدد بودند به کارگزاران حکومتي خود نيز رسم امانتداري بياموزد تا بتوانند از امانت مسئوليت به شايستگي حراست کنند. مولا در نامه خود به يکي از استانداران خود بر امانت بودن مسئوليت اين گونه تأکيد می نمايند: اَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي كُنْتُ اَشْرَكْتُكَ فِي اَمَانَتِي وَ جَعَلْتُكَ شِعَارِي وَ بِطَانَتِي: (نهج البلاغه، نامه41) اما بعد من شما را در امانت [حکومت] شريک گرداندم و تو همراز پيدا و پنهان آن قرار دادم...
اين بيان حضرت خود گوياي اين است که تلقي حضرت از حکومت، امانت انگاري آن است واين موضوع براي ايشان امري معمول و مرسوم بوده است؛ اما حضرت با اين نامه درصددند به کارگزاران حکومتي خود نيز اين مسئله را گوشزد کنند. مولا علي(ع) اشعث بن قيس را به عنوان استاندار آذربايجان برمي گزيند در نامه به ايشان اين گونه بيان می دارند: إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَه وَ لَكِنَّهُ فِي عُنُقِكَ اَمَانَه...(نامه5)؛ كاريكه به عهده توست طعمه نيست بلكه برگردنت امانت است.
مولا دراين نامه از اشعث میخواهد که تلقي خود از مسئوليت را تصحيح نمايد و آن را امانت بداند نه تلقي طعمه انگارانه نسبت به آن داشته باشد که اين تلقي خود زمينه را براي هرگونه سوءاستفادهاي را فراهم میسازد.
امام در دفتر بيت المال مشغول محاسبات اموال بودند در اين هنگام طلحه و زبير وارد شدند. به امام گفتند با شما کار داريم فرمودند آيا مربوط به حکومت و امور مسلمين است يا به امور شخصي ماارتباط دارد؟ گفتند امور شخصي خودمان است امام چراغي که مقابلش بودند خاموش کردند و چراغي ديگر را روشن کرد؟ آنها سؤال كردند ميان دو چراغ، چه فرقي است؟ فرمودند روغن اين چراغ از بيت المال است، در روشني آن نشستن و با شما در غير بيت المال سخن گفتن، درست نيست.
روغن اين چراغ جديد از اموال شخصي من است....
آفرين بر اين رادمرد امانتدار که از امانت مسئوليت به شايستگي و بايستگي حفاظت میکند و حتي ابزارهاي آن را در جاي خود استفاده می کند تا امانتداری را تحقق بخشد؛ بايد مواظب بود حتي روغني که براي مسئوليت تدارک ديده شده در موارد غير آن مصرف نشود. اين چنين دقتي خود زمينه طمع ورزي ديگران در استفاده از مسئول را از بين خواهد برد.
دولتمردان جمهوري اسلامي ايران و هر آن کس که در اين نظام مسئوليتي برعهده دارد بايد به مانند مولاعلي(ع) مسئوليت را امانت الهي داند تا هدف غايي شکلگيري آن مسئوليت قوام و دوام دينش را فراهم آورد. اين تلقي او را وادار خواهد کرد حق امانت مسئوليت را به آن گونه که بايسته است به جا آورد و از خيانت ورزي در آن به واسطه کم کاري و بدکاري و سوءاستفاده در امان باشد. چرا که اين نظام دنباله رو خط انبياء و امامان معصوم(عليهم السلام) و امانتِ خميني عزيز و هزاران هزار شهيدي است که با جان خود براي حفظ آن مايه گذاشتند و به دست ما سپرده اند تا در کسوت مسئول، با انجام شايسته وظايف از آن پاسداري کنيم؛ بايد از اين امانت گرانبها به شايستگي امانتداري کرد و حق امانت را ادا کرد وگرنه نه تنها در همين دنيا بايد جوابگوي مردمي که خالصانه و خاضعانه براي وقوع و حفظ آن قدم در ميدان گذاشته و مي گذارند و مخصوصاً خانواده شهدا بلکه در قيامت و در پيشگاه عدل الهي حسابرسي دوچندان سخت در انتظار ما خواهد بود.
به هوش باشيم که تجليات دنيايي و هواها و هوس ها، رودربايستي ها و... ما را نفريبد و در امانت مسئوليت خيانت نکنيم و آن را نعمت بدانيم، و اخلاق مسئوليت را در آن وجهه همت خود قرار دهيم تا در اين سرا و آن سرا سربلند و سرفراز، حرفي براي گفتن داشته باشيم.
چگونگی امانتداری
چگونه در مسئوليت امانتداري کنيم؟ در وهله اول بايد بنا به گفته امام علي(ع) نگاه مان را تصحيح نماييم. ابتدا آن را امانت الهي بدانيم و به اين موضوع ايمان داشته باشيم؛ بعد در وهله بعد در تمامي ارکان مسئوليت، آن را جاري و ساري سازيم؛ به ديگر سخن اخلاق مسئوليت را رعايت نمائيم مسئول امانت انگار، کار خود را به شايستگي انجام مي دهد، کار امروز را به فردا موکول نمي کند، او خود را خادم ملت خواهد دانست ارباب رجوع را اذيت نمي کند با گشاده رويي و با متانت با آنان برخورد میکند؛ گره گشاست و در کار آنان گره نمي اندازد؛ وقت خود را به بطالت نگذرانده، به امورات شخصي نمي پردازد؛ در نگاه مسئول امانتانگار، لابي و پارتیبازي معنا ندارد، همه را به يک چشم مي بيند. اموالي که براي پيشبرد بهتر امور در اختيار او گذاشته شده، براي همان کار و به درستي استفاده میکند؛ او خواهد دانست وقت کاري، وقت کار است و لاغير و همه آنچه از توان و فکر و ذهن خود را که تعهد داده براي مسئوليت خود به کار مي گيرد. او در کار خود از انضباط کاري برخوردار است، زمان شناس است، کار خود را با اتقان و استحکام انجام مي دهد...
اگر مشاهده مي شود در برخي مسئوليت ها، پيشبرد امور به شايستگي نيست، به موقع انجام نمیگيرد، فسادي رخ مي دهد و... بخش عمده اي از آنها به واسطه نداشتن تلقي امانت انگاري مسئوليت است؛ اگر قرار است اقدامي در راستاي فسادزدايي در کشور انجام گيرد بايد همت عمده خود را بر ساماندهي تلقیها از مسئوليت ها، مصروف داشت. تصحيح تلقیها از مسئوليت، اقدامي بنيادين و در عين حال کم هزينه براي دستيابي به سيستمي به دور از فساد خواهد بود؛ اين موضوع برکات فراواني به دنبال خواهد داشت و اثرات خود را در زندگي فردي و اجتماعي برجاي خواهد گذاشت.
روزنامه كيهان، شماره 21711 به تاريخ 9/6/96، صفحه 6 (معارف)