26 اردیبهشت 1396, 23:50
صدقه عمل مستحبي است كه در آيات قرآن و روايات معصومين (ع) تأكيد بسياري به آن شده و ثواب بيشماري براي آن بيان گشته است، تا آنجا كه فرمودهاند: صدقه در دنيا مانع پيشامدهاي ناگوار و مرگهاي ناگهاني است و در آخرت گناهان بزرگ را ميزدايد و حسابرسي قيامت را آسان مي كند. (?) اسلام با تدبيري ويژه نياز نيازمندان را از راه صدقه، وقف، كفارات و مانند آنها تأمين و اساس خدمات رساني به مردم مستمند را نهادينه و استوار كرده و بدين وسيله به تأمين حداقلي هزينه زندگي محرومان و آسيب پذيران جامعه پرداخته است. صدقه و كمك مادي و معنوي به نيازمندان و تهيدستان، وظيفه شرعي همه مردم به ويژه ثروتمندان است. صدقه سرمايه ايمان، تجارت پر سود، بهترين وسيله نيكوكاري، سپري در برابر آتش، مايه رفع بلا و گرفتاري، وسيله روزي تهيدستان و آزمون ثروتمندان و... شمرده شده است. رسيدن انسان به درجات بالاى معنوى، شرايطى دارد كه يكى از آنها انفاق كردن از اموالى است كه مورد علاقه انسان است و علاقه انسان به خداوند آنگاه روشن مىشود كه، ثروتى را كه مورد علاقه شديد اوست، در راه خدا انفاق كند. خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد هرگز به نيكوكارى نمى رسيد، مگر اينكه آنچه را كه دوست داريد، انفاق كنيد و آنچه انفاق مىكنيد خداوند از آن باخبر است.» (?) صاحب مجمع?البيان در ذيل آيه شريفه اين جريان را بيان كرده است: هنگامى كه آيه مذكور نازل شده، يكى از ياران پيامبر (ص) به نام ابوطلحه انصارى، باغ بسيار زيبايى در مدينه داشت و اين باغ را در ميان بستگان خود تقسيم كرد و پيامبر (ص) درباره او فرمود: آفرين بر تو، آفرين بر تو، اين ثروتى است كه براى تو سودمند خواهد بود. (?)
صدقه در اصطلاح شرعي به دو نوع كلي شناخته ميشود: صدقات واجب و صدقات مستحبي.
صدقات واجب: شامل خمس، زكات، زكات فطره و تمام مواردي است كه بايد مالي را از طرف خودش صدقه داد. مثلاً اگر انسان مالي را پيدا كند يا اموال كسي به پيدا شده باشد، و صاحبان آن اموال مشخص نباشند؛ با رعايت شرايط ديگر و اجازه مجتهد جامعالشرايط، از طرف صاحب آن اموال، صدقه داده ميشود. اين نوع از صدقات در اين نوشتار بررسي نميشود.
صدقات مستحبي: همان صدقه معروف بين مردم است كه كسي با اختيار خودش و بدون آنكه امر شرعي به او تعلق گرفته باشد، از اموال خود را به ديگران ميبخشد. اين قسم از صدقه در اين مطلب بررسي خواهد شد.
منت گذاشتن در پرداخت صدقه اصلاً خوب نيست و اگر باعث آزار شخصگيرنده هم شود حرام است. در هر صورت منت گذاشتن، ثواب صدقه را از بين ميبرد و موجبات عذاب الهي را فراهم ميآورد. در برخي احاديث قدسي آمده است: كه خداوند متعال بهشت را بر اشخاص منت گذار حرام كرده است. آيهاي در قرآن كريم گوياي همين مطلب است: «اي كساني كه ايمان آوردهايد! بخششهاي خود را با منت و آزار باطل نسازيد، همانند كسي كه مال خود را براي نشان دادن به مردم، انفاق ميكند و به خدا و روز رستاخيز ايمان نميآورد.»
صدقه دادن از جمله كارهاي مستحبي است كه سفارشهاي ويژه درباره آن شده است. صدقه دادن كليد روزي و نازل شدن نعمت شمرده شده است.
پيامبر اكرم(ص) ميفرمايند: بهترين مال و بهترين اندوخته هر كس، صدقه اوست. همچنين ميفرمايند: زمين، قيامت سراسر آتش است، جز زير سايبان صدقه.
اين يک واقعيت آشکار است که نوع تفکرها بر چگونگي برخورد با مسائل زندگي و خواستههاي پيراموني ما تأثيرگذار است و با کنترل بر ذهنيات خود ميتوانيم خوب زندگي کنيم و يا در مواقع ضروري هنگامي که بايد تغيير در رفتار خود ايجاد نماييم، اقدام شايسته اي داشته باشيم. انديشيدن پيرامون براي شناخت راه حلهاي گوناگون در طول زندگي از مهمترين کارهاي انسان در تمام دورههاي عمرش محسوب ميشود و همواره نيز از مشکلترين کارهاست. ارزش فکر کردن آنقدر بالاست که گويند جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست. مي توان گفت که ذهن انسان مثل چتر نجات است، فقط هنگامي خوب عمل ميکند که باز شده باشد. باز کردن چتر نجات بايد قبل از احساس خطر صورت گيرد تا با آرامش بيشتري مأموريت ما انجام پذيرد و همچنين نيز استرس و تنشهاي هنگام خطر را به همراه نداشته باشد. پس بهتر است انسان قبل از احساس خطر بر اساس تجارب خود و ديگران در مورد آن بينديشد و با رعايت اصول مترتب بر آن موانع احتمالي را خنثي کرده و با انگيزه بيشتر و روحيه اي شادتر زندگي کند. امام صادق (ع) ميفرمايد: کسي که بدون بصيرت و دانايي به کاري دست ميزند مانند مسافري است که در بيراهه ميرود و او هر قدر بر سرعت مسير خود ميافزايد به همان نسبت از جاده اصلي دورتر ميشود. تفکر موجب بروز مسأله در زندگي فرد ميشود و وجود مسأله در زندگي نقطه آغاز حرکت به سوي خودباوري و پذيرش همه ابعاد خود است. شناخت مسأله بايد همواره مقدم بر پيدا کردن راه حلهاي مورد نظر ما باشد. با اين کار، ذهن انسان به تکاپو ميافتد و خود را به پاسخ لازم ميرساند. ولي متأسفانه انسانها ندرتاً به تفکر و انديشه پيرامون ابعاد مختلف زندگي خود ميپردازند. نتايج بررسيها نشان ميدهد معمولاً آن دسته افراد که ميانديشند به مراتب در پيشبرد برنامههاي خود موفقتر خواهند بود. آنها در جريان تفکر براي شناخت بيشتر توانمنديها و محدوديتهاي خود، روند زندگي را تغيير داده، برنامه ريزي بهتري مينمايند و هدفهاي مفيد را در ذهن پرورش ميدهند و همچنين استوار و مقاوم تا رسيدن به آن نيز تلاش مينمايند. انسان انديشمند که ميل زندگي کردن در او وجود دارد همانند يک هنرمند که به هنر خود ميانديشد، او نيز به همان شکل به زندگي توجه ميکند. برخوردار بودن از تفکر براي بهتر زيستن باعث ميشود که فرد به موفقيتهاي هر چه بيشتر در عرصههاي مختلف زندگي بينديشد و در اين ميان زمينههاي مفيدي را براي شناخت بيشتر علائق خود و شکوفايي استعدادهاي نهفته در وجود خويشتن فراهم آورد و با علم و آگاهي بيشتر به سمت دروازههاي موفقيت در زندگي پيش برود. افراد معمولاً وقتي که خود را در محروميت ميبينند يا با شکست مواجه ميشوند به ناچار براي رهايي از آن، به فکر کردن ميپردازند و يا به ديگران پناه ميبرند.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان