14 تیر 1397, 0:0
بررسی این مسئله که پیشینه و سابقه تاریخی هجوم فرهنگی از کجا آغاز گشته است در کتب و اسناد تاریخی کاری وقت گیر و زمان بر است ولی در قرآن کریم این مسئله بیان گشته است. در سوره انعام آیه 112 آمده است: «و کذلک جعلنا لکلّ نبی عدوّاً شیاطین الانس و الجنّ». خدای متعال در کیفیت تشکل جوامع و قشربندی و وجود عوامل حق و باطل در جامعه میفرماید که ما همیشه در جوامع انسانی یک گروه از انبیای حق پرستان و مصلحان آنها را قرار دادهایم و بر اساس یک تدبیر تکوینی الهی، عدهای از شیاطین در مقابل آنها صف آرایی کردهاند، نه تنها شیاطین جنی یعنی ابلیسها بلکه حتی شیطانهای انسی. خود نیز میفرماید: «شیاطین الانس و الجن» انبیا و یارانشان از خدا الهام میگیرند و هدفشان هم هدفی الهی است: رشد دادن جامعه و رساندن آن به کمال انسانی. هدف از آفرینش انسان این است که با اختیار خود راهی را انتخاب کند و چون انسان باید رشد اختیاری پیدا کند همیشه باید دو راه در مقابل او باشد تا یکی را انتخاب کند. اگر خداوند متعال فقط انبیا را میفرستاد بعد ایمان تقویت میشد و بر کفر برتری پیدا میکرد. اگر هم آنها را نمی فرستاد عامل کفر برتری مییافت و توازن بر هم میخورد. همواره در تاریخ دو گروه حق و باطل وجود داشته است. در آیه شریفه ای که ذکر شد، به نوع فعالیت شیاطین و اصلی ترین کاری که انجام میدهند اشاره شده است بیان آن مسائل توسط قرآن برای هدایت ماست تا بدانیم که چه دشمنانی در کمین ما هستند و بدانیم که چگونه در مقابل آنها موضع گیری کنیم. شیاطین انس در مقابل انبیاء به دشمنی بر خاسته اند، وسیله کارشان به تعبیر قرآن «یوحی بعضهم الی بعضٍ زخرف القول غروراً» است؛ یعنی با حرفها و سخنان زیبا و فریبنده به یکدیگر الهام میکنند. استفاده از سخن زیبا و خوش ظاهر اما بیباطن و بیمغز کار شیاطین است. به عنوان جمله ای معترضه خداوند در انتهای این آیه میفرماید: «و لو شاء ربّک ما فعلوه فذرهم و ما یفترون». این جزو تدبیر تکوینی الهی است که در طول تاریخ دو دسته حق و باطل به وجود میآیند. هدف شیاطین از اعمال روشهای گوناگون برای جلب طرفداران خود این است که آن دسته از مردمی را هنوز به آخرت ایمان ندارند و یا به صورت کامل ایمان نیاورده اند؛ بفریبند. اما کسانی که دارای ایمان هستند و به ماورای این عالم اعتقاد دارند گول وسوسهها و تبلیغات شیاطین انسان نما را نمی خورند. به طور کلی در طول تاریخ شیاطین جن و انسان در کمین هستند تا با ترفندها و دسیسههای گوناگون افراد سست ایمان را به دام بیندازند. آنها در این مسیر از برنامهها، وعدهها و تبلیغات گسترده استفاده میکنند، چنان که در زمان آغاز بعثت پیامبر (ص)، مشرکان از ترفندها، وعده و وعید و روشهای تبلیغی و تهدیدی جهت به دام انداختن مردم و جلوگیری از ایمان آوردن آنها به خداوند و پیامبر (ص) استفاده کردند و در این مسیر افراد مومن و سست ایمان از یکدیگر متمایز گشتهاند. در جهان امروز نیز دشمنان اسلام و مستکبران جهانی از تبلیغات و برنامههای گسترده جهت تضعیف و شکست اجتماع مسلمانان استفاده مینمایند و با تهاجم فرهنگی سعی در تضعیف عرصههای اقتصادی، صنعتی، نظامی و اجتماعی مسلمانان دارند. پس پاسخ این سوال که هجوم فرهنگی از چه زمانی شروع شده است این است که از ابتدای تاریخ زندگی اجتماعی انسان همه افراد بشر در گروه حق و باطل قرار داشتهاند و از همان ابتدا هم تهاجم فرهنگی وجود داشته است.از سوی دیگر در تعالیم و آموزههای دینی به حفظ فرهنگ معنوی و دینی و عملی کردن آن در جامعه توصیه و سفارشات فراوانی شده است. مسلمانان باید از اختلاط فرهنگ غنی اسلام با فرهنگ دشمنان و کفار پرهیز کرده و سعی در حفظ و نگهداری آن نمایند. قابل تامل است که خداوند نمی فرماید کار شیاطین، جن و انس آن است که حق دیگران را تضعیف کنند، ظلم نمایند یا قتل و غارت کنند، بلکه کار شیاطین را هجوم فرهنگی قلمداد میکند. آنان فکر و اندیشه را عوض میکنند تا نگذارند ایمان به آخرت، بینش معنوی، ارزشهای والاو فوق مادی برای انسانها مطرح شود. آنها تمام فعالیتهای خود را متوجه این مسئله ساخته اند، چون اگر تهاجم فرهنگی واقع شد در سایر قسمتها نیز به پیروزی رسیدهاند آنچه در مقابل مفاسد، اشتباهات و سوء استفادههای مستکبران مانند سدی ایستاده است افکار و اعتقادات صحیح و باورهای اصیل است. با وجود اینهاست که آنان نمی توانند به اهداف خود نایل شوند. از این رو تلاش میکنند که این دژ محکم را تسخیر کنند. پس اصلیترین کاری که دشمنان انبیاء در سطح اجتماعی انجام میدهند، تاثیر گذاردن بر اندیشه هاست.مظاهر هجوم فرهنگی در هر زمانی متناسب با وضعیت همان زمان خواهد بود. البته گذشتهها برای ما مطرح نیست.
آنچه برای ما مطرح میباشد این است که بدانیم مظاهر هجوم فرهنگی در جامعه ما و در وضعیتی که اکنون در آن زندگی میکنیم چیست. محورهای اصلی بحث در سه بخش خلاصه میشود: بینشها و باورها؛ گرایش ها؛ رفتارها و کردارها. در بخش باورها، دشمنان سعی میکنند که بینش ما را نسبت به هستی و انسان تغییر دهند. اگر دشمنان بخواهند اعتقاد ما را نسبت به خدا، آغاز و انجام جهان، معنویات، روح، فرشته، وحی، حساب و کتاب عوض کنند اول تلاش میکنند که این مسائل را افسانه، خیالبافی و خرافه معرفی نمایند؛ مثلاً میگویند واقع بین باش، درست و منطقی فکر کن، این حرفها ایده آلیستی است، ماورای طبیعت نامحسوس است، این مسائل خیالبافی است، اگر به صورت محیطی بر این مسائل کار شود متاسفانه میتواند بر جوانان اثر بسیاری داشته باشد. به کسی که ارتباط قلبی و معنوی درستی با ماورای این عالم پیدا نکرده است تلقین میکنند که همه این حرفها خیالات است؛ عدهای نشستهاند و این مسائل را برای خود بافتهاند؛ اصلاً آدمیزاد نمی تواند اعتقاد جزمی پیدا کند، به هیچ چیز نمیتوان یقین پیدا کرد، در فرهنگ غربی «دگماتیست» یعنی کسی که بر اعتقادات جزمی تکیه دارد و حاضر نیست از آنها دست بردارد مانند یک فحش است، اما قرآن در توصیف پرهیزکاران میفرماید: «و بالاخره هم یوقنون». وقتی هم میخواهند مردمی را مورد مذمت خود قرار دهد میفرماید: «بل هم فی شکّ» در شک و سرگردانی به سر میبرند. «بل هم منها عمون».
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان