نویسنده: علی رحمان زاده
بررسی بایدها و ضرورتهای تبلیغات عاشورایی و وظایف نهادهای فرهنگی
فصل نوین شکفتن آغاز گردیده؛ بهار بیداری ملتها، الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران، از کشورهای اسلامی شروع شده و با جنبش عدالت طلبی تحت عنوان جنبش «نودو نه درصدی» در بیش از هشتاد کشور از پنج قاره جهان ادامه یافته که میرود به یک انقلاب فراگیر بر ضد لیبرالیسم منتهی شود. عاشورا، مبنای انقلاب اسلامی و الگوی مبارزاتی با ماهیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به ویژه در شرایط عدم معادله قواست.
اما باید دید برای معرفی عاشورا به دنیا چه کردهایم؟ برای جهانی شدن آن چه طرحی ریختهایم؟مقاله حاضر نه درصدد ارائه این الگو، بلکه در زمینه بایدها و ضرورتهای تبلیغات عاشورایی است که در آن مورد وظایف خطیر نهادهای مسئول فرهنگی مباحثی مطرح شده که بخش نخست آن از نظر خوانندگان محترم میگذرد.
«ذلک و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب»
این است (مناسک حج) و هرکس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار از تقوای دلهاست.(حج/32) شعائر، جمع «شعیره»، به معنای علامت و نشانه است. شعائر الله، یعنی علامات و نشانههای خداوند. قرآن کریم، تعظیم علائم و نشانههای خداوند را، حاکی از تقوای دلها دانسته است. در اینکه این علامات و نشانههای خدا که باید گرامی داشته شوند چیست؟ بین مفسرین اقوال مختلفی وجود دارد.
چون آیه شریفه در سوره حج و در بین آیاتی پیرامون مناسک حج، وارد شده؛ برخی از مفسرین آن را به معنای قربانی در حج دانستهاند. برخی آن را بر مطلق مناسک حج اطلاق نمودهاند. بعضی دیگر آن را به مطلق هر چیزی که طاعت و عبادت خدا را شامل شود، تفسیر کردهاند، برخی از مفسرین آن را دین خدا دانسته اند و بالاخره بعضی آن را به معنای «معالم دین» برشمردهاند.
مرحوم علامه در المیزان با توجه به آیه شریفه «ان الصفا و المروه من شعائر الله» (بقره /158) و آیه شریفه؛ و البدن جعلناها لکم من شعائر الله... (حج/63) که سعی بین صفا و مروه و هدیه قربانی برای حج را صریحا از شعائر الله دانسته است؛ میفرمایند: شعائر الهی نشانههایی است که خداوند برای اطاعت بندگانش نصب فرموده (همان مناسک حج که ذکر شد) و این مطلب را که آیه شریفه، شامل مطلق نشانههای الهی باشد، رد کرده و با سیاق آیه، مناسب ندانستهاند.
اما بسیاری از مفسرین و دانشمندان اعتقاد دارند که «هیچ دلیلی بر اینکه آیه شریفه، اختصاص به سعی بین صفا و مروه یا قربانی در حج، یا مطلق مناسک حج داشته باشد؛ وجود ندارد. و این آیه مبارکه، شامل همه علائم و نشانهها و سرفصلهای دین میشود و تمام آنچه در برنامههای دینی وارد شده و انسان را به یاد عظمت آئین او میاندازد؛ شعائر الهی است و بزرگداشت آن نشانه تقوای الهی است.»
گفتهاند: «هنگامی که تعظیم شعائر الهی به تصریح قرآن، حاکی از تقوای دل هاست؛ جایز است تعظیم انبیاء و اولیاء (خداوند)، به اعتبار اینکه آنان بزرگترین نشانه دین خداوندند و باید بالاترین تعظیم و تکریم در مورد آنان اعمال شود؛ زیرا آنان کسانی هستند که دین خدا را به بشریت رساندهاند...
و نیز فرمودهاند: «پیامبر(ص) و ائمه طاهرین(ع): از نشانههای اسلام و شعائر این دین مقدس اند، پس تعظیم آنان، تعظیم خداوند و نشانه تقوای دلهاست. اولیای الهی بویژه کسانی که به خاطر نشر دین، خود را فدا کردهاند، از «شعائر الله هستند.»
به راستی آیا میشود صفا و مروه یا قربانی در حج، به اعتبار اینکه یادآور یک فداکاری بزرگ در راه عقیده به خداوند است، از شعائر الله باشد و خاطره بزرگترین فداکاری و تضحیه در راه خداوند که برای حفظ دین و احیای کتاب خداوند و سنت پیامبر(ص)، صورت گرفته و موجب بقای اسلام و تمامی عبادات و احکام آن و از جمله بقای حج و مناسک آن شده است، از شعائر الله نباشد؟
پس بی شک، تعظیم حسین بن علی(ع) از آشکارترین و مهمترین معالم و شعائر دین خداوند است و حاکی از تقوای دلهاست و تعظیم حسین بن علی و قیام او شناخت و تبعیت از سیره و روش او پیگیری اهداف متعالی اوست.
چگونگی تعظیم حسین(ع) و قیام او
بدون تردید، همه عزاداریهای و یادکردها و مجالس حسینی، تعظیم حسین بن علی(ع) و قیام آن حضرت و تعظیم «شعائرالله» است.
اما این تعظیم و بزرگداشت چگونه باید باشد؟
در ادامه مقاله سعی شده است تحلیلی کاربردی از این تعظیم و تکریم صورت پذیرد. بدان امید که هر سال در کشورمان و نیز در سطح بین المللی، شاهد تعظیم هرچه بیشتر این شعار بزرگ الهی باشیم.
اگر ما بپذیریم که بزرگداشت عاشورا، از مصادیق بسیار مهم این آیه شریفه است؛ براساس «تعظیم شعائر الله»، عاشورا را باید گرامی داشت. اما باید دانست که برخی از مقامات و مراحل تعظیم شعائر الله، جز برای امام معصوم میسر نیست. چون تعظیم، ناشی از درک عظمت است و چه کسی جز معصوم که «خلیفه الله» و آگاه به همه عناصر و ذرات هستی است که از درک چنین عظمتی برخوردار است؟ به عنوان نمونه امام سجاد، علی بن الحسین(ع) در بازگشت از کربلادر میان مردم مدینه فرمود: « و این مصیبتی است که مثل و مانندی ندارد... هفت آسمان و دریاها با امواج خود و آسمانها با ارکان خویش و زمین با اطراف خود و درختان با شاخههای خود و ماهیان و امواج دریاها و همه ملائکه مقرب الهی و تمامی اهل آسمانها بر شهادت او گریستند»
دهها سال گریه امام سجاد(ع) بر این حادثه، ناشی از درک عظمت چنین مصیبتی است. امام سجاد(ع) در حد درک عظمت واقعی عاشورا، تعظیم شعائر میکند. چنانکه امام هفتم، امام موسی بن جعفر(ع) برای درک عظمت این حادثه است که از چند بیت شعر در رثای جد غریبش آن گونه تجلیل میکند.
امام در یک عید نوروزی به درخواست منصور، خلیفه عباسی یک صبح تا عصر جلوس میکند؛ ملوک و امرا و لشکریان، برای عرض تبریک خدمت آن حضرت رسیده و هدایایی تقدیم میکنند. در پایان مراسم، امام به خادم خلیفه میفرمایند در مورد تحف و هدایا از خلیفه سوال کند؛ خلیفه همه را به امام میبخشد و امام نیز همه آنها را به پیرمردی میبخشد که سه بیت شعری را که از جدش درباره امام حسین(ع) شنیده بود در آن مجلس قرائت کرده بود. اهدای هدایای گرانبهای پیشکشی به خلیفه، از طرف امام(ع)، صله تنها سه بیت شعر. این نشانه اهمیت فوق العاده عاشورا نزد آنان و اهتمام همه آنان در برافراشته نگه داشتن پرچم عاشورایی در طول تاریخ است و ما کجا برای تشویق هنرمندان حوزه هنر عاشورایی، چنین هدایایی یا بسیار کمتر از این اعطاء میکنیم؟ چون درک امام معصوم از حادثه را نداریم.
امام رضا(ع) میفرمایند: پدرم چون ماه محرم میشد اندوه بر او غالب میشد (دیگر کسی آن امام را خندان نمی دید) پس روز دهم، روز مصیبت و حزن و گریه اش بود و میفرمود: این روزی است که در آن حسین(ع) کشته شد.
خود امام رضا در عظمت مصیبت این روز فرمودهاند: روز (شهادت) حسین، پلکهای چشمانمان را مجروح و اشک هایمان را جاری و عزیزمان را خوار ساخت.
در تعظیم عاشورا توسط امام رضا(ع) همین بس که امام پیوسته مصائب عاشورا را یادآور میشد. به اصطلاح امروز میتوان گفت امام رضا روضه خوان جد غریبش امام حسین(ع) بود. در زیارت آن حضرت میخوانیم: «السلام علی الامام الرئوف الذی هیج احزان یوم الطفوف» (سلام بر آن امام رئوفی که اندوهها و مصائب روز عاشورا در سرزمین طف را برانگیخت.)
درک عظمت عاشورا و به پیوست آن، تعظیم عاشورا و اشک بر حادثه تا حد خون گریستن و مرگ- نه گریستنهای ما- کاری است در حد درک امام زمان(عج) از این واقعه عظیم. امام زمان(عج) در زیارت ناحیه مقدسه عرضه میدارند: «هر صبح و شام بر تو ندبه و زاری میکنم و به جای اشک، برای تو خون گریه میکنم از روی حسرت و افسوس بر مصیبتهایی که بر تو وارد شد تا جایی که از شدت اندوه مصیبت و غصه جان سپارم.»
چندین قرن هر صبح و شام در غم حادثه جانسوز کربلا گریستن، تعارف و بزرگنمایی و اغراق و مبالغه نیست. مصائب معصوم، فقط برای معصوم قابل درک است.
او میداند چه اتفاق عظیمی در تمامی عالم رخ داده و مصیبت تا چه حد سنگین است که باید برای آن خون گریست حتی اگر...
پس شعائر الهی و از جمله یکی از مهم ترین آنها یعنی عاشورا را باید به تبعیت از سیره معصومین(ع) گرامی داشت. اما تعظیم شعائر، براساس هر زمان و مکان و هر عصر و نسلی به کلی متفاوت است. در واقع اصل عمل یک چیز است؛ اما روش و عملکرد آن بسیار متفاوت است.
بزرگداشت و تکریم عاشورا در هر زمان براساس نیاز زمان و مقتضیات آن، تعظیم واقعی عاشورا است.
کاستیهای ما در معرفی و ترویج فرهنگ عاشورا بزرگداشت عاشورا، به این معنی است که: اولا مردم عظمت این شعار الهی، یعنی عاشورا را درک کنند که درک واقعی عاشورا نیز در گرو درک عظمت حسین بن علی و درک قیام آن حضرت در ابعاد مختلف است.
و ثانیا از نظر احساسی و عاطفی با آن رابطه برقرار کرده و با شهید عاشورا هماهنگ شوند.
برای برخی از نخبگان و نهادهای فرهنگی تبلیغی، این امر یک مرحله افزون تر است و علاوه بر آن، ابلاغ و تبلیغ این درک، به سایر مردم است.
تعظیم عاشورا در بین علما و دانشمندان در هر سطحی از موقعیت و مقام علمی که هستند به این است که در طول حیات علمی خویش قدمی در فهم و درک عظمت امام و عظمت قیام و ابعاد آن و معرفی آن به مردم بردارند که در طول تاریخ، پیوسته نگاه دانشمندان متعهد و فرهیخته به این امر، خیرات کثیری به ارمغان آورده است.
پرداختن به عاشورا در کتب حدیثی، روایی و انتقال آن به آیندگان و یا تالیف کتبی در زمینه مقتل یا صفات و خصائص امام و در عصر حاضر نگاههای موشکافانه نسبت به سالار شهیدان و ابعاد مختلف قیام آن حضرت، توسط علما و دانشمندان، دقیقا مصداق تعظیم شعائر الله است. امروزه بسیاری از مباحث مربوط به عاشورا در زمینه کلام، تاریخ و تفسیر باید در حوزههای علمیه به صورت اجتهادی مورد بحث و بررسی قرار گیرند. که پرداختن به این امور و روشنگری در مورد برخی مباحث مبهم و مورد اختلاف را، شاید بتوان از مصادیق مهم تعظیم شعائرالله، توسط علماء به شمار آورد. در اینجا نمی توان از یکی از بالاترین مصادیق گرامیداشت عاشورا به عنوان تعظیم شعائرالله یادی نکرد و آن کار سترگی است که حضرت امام خمینی(ره) با اسوه پذیری از قیام سالار شهیدان انجام داد و بزرگ ترین قیام قرن حاضر را بنیانگذاری کرد، عاشورا به جهان شناساند و با تمام وجود بر مصائب آن اشک ریخت و سرور شهیدان را الگوی امت خویش قرار داد.
به همین ترتیب بدیهی است انتظاری که از استادان حوزه و دانشگاه در زمینه تعظیم عاشورا وجود دارد بسیار متفاوت است با آنچه از عموم مردم قابل درخواست است.
چنان که مطالبات به حقی که از برخی نهادها مثلاصدا و سیما در تعظیم عاشورا وجود دارد، از سایر نهادها متفاوت است. همچنین انتظاراتی که از هنرمندان در این زمینه وجود دارد.
در این میان کارگزاران نظام، هر یک در حوزه مسئولیت خویش وظیفه سنگینی در زمینه تعظیم و گرامیداشت عاشورا داشته و دارند.
ما باید اعتراف کنیم که انقلاب اسلامی دین خود را به عاشورا- آن گونه که شاید و باید- ادا نکرد چرا که قیام عاشورا، مبنا و اساس انقلاب اسلامی و موتور محرکه آن و علت موجده و همچنین علت مبقیه آن است.
به عبارت دیگر انقلاب اسلامی ایران در دو بعد پیدایش و بقاء، مرهون عاشورا بوده و هست اما در تبلیغ و ترویج این قیام الهی، به طرز شایسته، در دنیا- به عللی- موفق نبود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، باید مطالعه و تحقیق و به دنبال آن ترویج و تبلیغ عاشورا، در راس اهداف راهبردی نظام قرار میگرفت. اما متاسفانه در برخی از حوزههای کاری، نسبت به عاشورا، بسیار کوتاهی شد. و این امر به دلیل تفاوت دیدگاهها نسبت به این قیام است که خود ناشی از میزان درک و معرفت هرکس نسبت به آن میباشد.
فرق است بین کارگزاری که در اظهارنظر خود نسبت به عاشورا میگوید: عاشورا در انقلاب اسلامی ما نقش داشت! و فرمایش بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی که انقلاب اسلامی ایران با همه عظمتش را یک شعاعی از نهضت عاشورا میدانست.
تفاوت برخورد با عاشورا، ناشی از تفاوت این دو نگاه و معرفت دینی، از عاشورا و امام عاشوراست که در نتیجه منجر به دو عملکرد متفاوت در تعظیم و گرامیداشت عاشورا میشود.
به عبارت دیگر، نمیتوان از کسانی که خود به معرفت درستی از عاشورا نرسیدهاند، انتظار داشت در تعظیم عاشورا- این شعار بیبدیل خداوند- دست به کارهای اساسی و بنیادین بزنند. نهایت آن است که مثلاً حتی در رسانه نیز خود را به موج عاطفه و احساس ملت بسپارند و منعکس کننده احساسات آنان باشند؛ اما این کافی نیست.
در شرایطی که شیعه اکنون محور بیشترین تبلیغات ضددینی امپریالیستی، صهیونیستی است و وهابیها و سلفیها و تکفیریها، همه آگاهانه و ناآگاهانه به عنوان آلت دست آنان عمل کرده و به مقابله با تشیع و افکار و معتقدات و مظاهر آن، به ویژه «عاشورا» و «انتظار» پرداخته اند، و از طرفی عظمت عاشورا، هنوز مجهول مانده است؛ بدون شک نحوه تعظیم و گرامیداشت عاشورا، با گذشته بسیار متفاوت است.
در شرایطی که توسط تفرقه افکنان مزدور استکبار جهانی، شیعه تکفیر میشود و خون او مباح و عزاداری هایش به خاک و خون کشیده میشود؛ در شرایطی که مزدوران استکبار صفحات اینترنتی را جولانگاه خود بر ضد عاشورا نمودهاند؛ تعظیم و بزرگداشت عاشورا، تنها به برگزاری مجالس سخنرانی و خطابه و منبر و سینه زنی نیست. البته اینها از مصادیق مهم بزرگداشت عاشورا هست؛ اما کافی نیست.
مراکز علمی تبلیغاتی ما باید هر سال گزارش بدهند که در مقام معرفی عاشورا و مقابله با هجمات شیطانی بر ضد آن چه کردهاند؟
شیعه امروز باید از یک طرف به موقعیت خود در دنیا و امکاناتی که در اختیار دارد بنگرد که هیچگاه در تاریخ، چنین حکومت مستقل با چنین شرایط ویژه ای، در اختیار نداشته و از طرف دیگر توجه داشته باشد که به دلیل همین موقعیت ویژه، مورد هجمه شدید دشمنان اسلام و انسانیت است.
دشمنانی که فقط کیان حکومت اسلامی را تهدید نمیکنند؛ بلکه برای مقابله با یک نظام ایدئولوژیک، تمامی افکار و عقایدی را که پشتوانه این حکومت نوظهور در عصر حاضر است؛ نشانه گرفتهاند. بنابراین شیعه باید از لاک تبلیغات سنتی خود که متناسب با دوران ضعف و تقیه و درون گرایی است، بیرون بیاید. ضمن آنکه نه از موضع انفعال بلکه به صورت فعال، با کارهای علمی هنری فاخر و ارزشمند، در صحنه نبرد فرهنگی، حضوری چشمگیر داشته باشد. شیعه با پشتوانه عظیمی از معارف ناب اهلبیت و شخصیتهای اسطورهای بینظیر و روزهای شگفت و سرنوشت ساز در تاریخ خویش، حرفهای اساسی در صحنه جهانی دارد که سریعاً باید استخراج، پردازش و به زبان روز مطرح شود.
با چنین نگاهی تعظیم شعائر الهی و از جمله مهم ترین آن یعنی عاشورا، هم از جهت عمق و هم از جهت دامنه و گستره آن، فرق خواهد داشت.
ضرورت رویکرد تخصصی نهادهای فرهنگی به مقوله عاشورا
امروزه هر نهاد و تشکیلاتی چه دولتی و چه مردمی باید برای خود، تعریف تخصصی در حیطه مسئولیتهای خویش از بزرگداشت عاشورا، داشته باشد که به برخی از آنها به صورت نمونه اشاره میشود:
1) شورای عالی انقلاب فرهنگی و موسسات آموزش عالی
تعظیم عاشورا در شورای عالی انقلاب فرهنگی، فقط این نیست که این روز را تعطیل کرده در مجالس عزا بنشینند و سینه بزنند. بلکه به آن است که با تشکیل کمیتههای کاربردی از استادان حوزه و دانشگاه و دستگاههای فرهنگی کشور، به آسیب شناسی بزرگداشت عاشورا بپردازند؛ تا از حریم این قیام عظیم دفاع کنند و از طرفی در فکر دستیابی و کشف افقهای تازه برای گسترش و تعمیق هرچه بیشتر آن باشند.
اگر این شورا به چنین رهیافتی دست یافته بود، ما باید تاکنون شاهد مصوبات بسیار کلیدی و سازنده در باب قیام عاشورا در این شورا میبودیم. نگارنده به عنوان فردی که حدود دو دهه از وقت خویش را صرف مطالعه و تحقیق پیرامون واقعه عاشورا نموده؛ به جرئت و با قاطعیت اعلام میدارد که: دامنه و عظمت عاشورا، به حدی است که بدون شک مطالعه و تحقیق پیرامون آن نیازمند یک رشته دانشگاهی مستقل است. دانشمند متفکر و عالیقدر، حضرت آیت الله محمدتقی جعفری، این پیشنهاد را طی یک سخنرانی که از رسانه هم پخش شد، ارائه نمودند که ظاهراً عملی نشد. ما الان در دانشگاه حتی رشته فرش داریم؛ چون نیاز اقتصادی و ضرورتهای مرتبط با آن ما را به فکر تاسیس چنین رشته ای در دانشگاه انداخته؛ اما درباره قیام عاشورا که پایه و مبنای انقلاب اسلامی و مایه دوام و بقای آن است و حقاً باید از ابتدای انقلاب، مطالعه و تحقیق مستمر در مورد آن، در راس مطالعات راهبردی نظام قرار میگرفت غافل ماندهایم.
احساس خطری که دشمنان انقلاب اسلامی ایران از بدو انقلاب تاکنون کردهاند و علیه عاشورا- به عنوان موتور محرکه انقلاب- دست به تبلیغات وسیع زده اند، باید ما را وادار میکرد در جهت مقابله با آنها کارهای وسیع تشکیلاتی انجام بدهیم؛ ولی به لحاظ نبود طرح و برنامه و تشکیلات منسجمی در این زمینه، بسیار ضعیف عمل کردهایم. تعظیم عاشورا به عنوان یکی از مهمترین شعائر الهی در دانشگاه ها، فقط راه اندازی دستههای سینه زنی و عزاداری نیست؛ علاوه بر آن باید رئوس این تهاجمات فرهنگی بر علیه عاشورا شناخته شود و به عنوان پایان نامههای دانشگاهی مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته و با انتشار سریع و گسترده در رسانههای مختلف، به نحو مطلوبی پاسخگوی معارضین باشد. ضمن آنکه اصل خود قیام، هنوز ظرفیتهای خالی بسیاری جهت تحقیق و پژوهش دارد که سزاوار است محققین حوزه و دانشگاه، نسبت به آن اهتمام جدی بورزند.
قبل از انقلاب، به لحاظ بعد سیاسی عاشورا، انجام کارهای جدی و راهبردی در این زمینه، با مشکلات اساسی روبرو بود؛ اما انتظار میرفت پس از انقلاب با پیدایش فضای باز و سالم جهت کارهای آزاد فرهنگی، شاهد تالیفات گران سنگی- بسیار افزون بر آنچه شاهد بودهایم- در شان نظام اسلامی و در شان قداست و عظمت عاشورا باشیم. اما معالاسف مظلومیت عاشورا همچنان در بعد تحقیق، تبلیغ و ترویج ادامه یافت و فقط به یمن رسانه، حجم کار افزایش یافت.