دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار و کتب محمدبن عبدالوهاب

No image
آثار و کتب محمدبن عبدالوهاب

نویسنده : مهري عظيمي

كلمات كليدي : محمدبن عبدالوهاب، كتاب التوحيد، وهابيت، شرك، توحيد

محمدبن عبدالوهاب بن سلیمان بن علی بن محمد بن احمد بن راشد التمیمی در سال 1115 هجری {1703م} در شهر "عُیینَه " از شهرهاى "نجد " تولد یافت.[1] پدرش در آن شهر قاضى بود.او از کودکى به مطالعه کتب تفسیر و حدیث و عقائد سخت علاقه داشت، و فقه حنبلى را نزد پدر خود که از علماء حنبلى بود، آموخت.سپس برای تکمیل معلومات رهسپار مدینه منوره شدو در آنجا به تحصیل حدیث و فقه پرداخت.

میرزا محمدتقی‌خان سپهر نویسنده «ناسخ التواریخ» در مجلّد مربوط به قاجاریه در شرح حال محمد بن عبدالوهاب چنین گفته است:«وی از عرب بادیه بود و به بصره سفر کرد و در نزد یکی از علمای آن شهر که نامش "شیخ محمد مجموعی" بود، علم دین آموخت [2]

شیخ محمّد در[از] شهر عینیه رانده شد و در سال 1106 به درعیه از نواحی معروف نجد رهسپار گردید.

امیر درعیه که محمد بن سعود [جد آل سعود] نام داشت، مقدم او را گرامی شمرد و سخنان وی را به مصلحت مقام خود دانست و به شیخ محمد وعده مساعدت و یاری در اشاعه عقایدش داد. شیخ محمد درعیه را موطن خویش قرار داد و به مردم آن سامان، تفسیر قرآن بیاموخت و با اصول مذهب خود آشنا ساخت. چون عدّه ای به مذهب وی گرویدند، آنان را علیه مردم نجد فرمان جهاد داد و ایشان به یاری محمد بن سعود بر نجد و قبایل ساکن در آن حدود غلبه کردند و شهر ریاض را فتح کردند و از آن به بعد آل سعود آنجا را پایتخت خود قرار دادند.

شیخ محمّد اداره امور مردم را به عهده عبدالعزیز پسر محمد بن سعود واگذار کرد و خود به عبادت و تدریس پرداخت، تا در سال 1206هجری [1792م] رخت از جهان بربست.»[3]

در دوران تحصیل در مدینه، گهگاه مطالبی بر زبانش جاری می شد که از عقایدی خاص حکایت داشت، چندان که اساتید وی نسبت به آینده اش نگران شده و می گفتند:اگر این فرد به تبلیغ بپردازد گروهی را گمراه خواهد کرد

بزودی از او کجی و انحراف و بدعت سرزد که مردم نادان را به گمراهی کشید و با رهبران دینی به مخالفت برخاست و به تکفیر مومنان پرداخت و پنداشت که زیارت قبر پیامبر (ص) و توسل به او و به پیامبران دیگر و اولیاء و صالحان و توسل کردن به ایشان را شرک می پنداشت...[4]

او برای اثبات عقائدش به ادله ای تمسک می جست که آن ادله نمی توانند هیچیک از عقائد او را اثبات کنند، او سخنانی می گفت و تعبیراتی بکار می برد که مردم عوام را بفریبد و آنان را پیرو خود بسازد او در مورد عقائدش کتابهایی نیز نوشت و توانست مردم عوام را فریب داده و آنان را با خودش همفکر کند بطوریکه آن مردم ناآگاه قبول کردند که اکثریت اهل توحید و مسلمانان کافر هستند.[5]

تالیفات

تالیفات محمدبن عبدالوهاب به سه قسم تقسیم می‌شود:

الف)تالیفاتی که به امور اعتقادی اختصاص دارد:

1) کتاب التوحیدالذی هو حق الله علی العبید

بعضی از روایات ذکر می کنند که ابن عبد الوهاب این کتاب را در خلال بازگشتش از بصره، بعد از وفات پدرش در سال 1153 هجری، به رشته تحریر در آورده.

شیخ کتاب را با یادآورى آیات مربوط به وجوب پرستش خداوند آغاز مى کند[6] که در این باره هیچ اختلافى میان مسلمانان وجود ندارد شیخ در ادامه حدیثى را از ابن مسعود نقل مى کند که نص آن چنین است: «من ارادَ اَن ینظر الی وصیّةِ محمدٍ (ص) الّیِ ‌علیها خاتمه فلیقراء قوله تعالی:قل تعالوا اَتل ما حرّم ربّکم علیکم الّا تشرکوا به شیئا.الی قوله : و اَنّ هذا صراطی مستقیماً. »[7].«هر کس مى خواهد به وصیت محمد(ص) که مُهر او بر آن است بنگرد، پس کلام خداوند را بخواند که مى فرماید: «بگو اى پیامبر بیایید تا آنچه خدا بر شما حرام کرده، همه را براى شما بیان کنم: [در مرتبه اول] اینکه به هیچوجه براى خداوند شریک نیاورید... و این است راه راست»[8]

2)کشف الشبهات

این رساله را محمدبن عبدالوهاب هنگامی که به شهر نجد رفت، برای دعوت ساکنان آن، نوشت.[9]

او در این کتاب به بیان معنی توحید می پردازد.توحید عبارت است از یکتا دانستن خداوند متعال در مقام عبادت و فقط ذات اقدس الهی را پرستش نمودن وخداوند بر اساس همین دین پیامبرانش را بر بندگانش فرو فرستاده.

او در این کتاب می گوید : آنچه را که مشرکین زمان ما آن را "اعتقاد" نامیده اند، همان شرکی است که در قرآن نازل شده و رسول خدا برای از بردن آن با مردم می جنگید.[10]

3)الاصول الثلاثه

شیخ در این کتاب سه اصل (شناخت رب ، دین، نبی) رابیان می کند و بر هر مسلمانی واجب می داند که این سه اصل را یاد بگیرد.[11]

4)مسائل الجاهلیه

این رساله مشتمل بر 129 مسئله هست، و سید محمود شکری الالوسی آن را شرح داده است که این شرح در مصر سال 1347هجری چاپ شده است.[12]و همچنین این رساله در "مجموعه التوحید النجدیه " است.

5)اصول الایمان

این کتاب خلاصه ای از مهمترین امور دینی بخصوص امور مربوط به عقیده ، است؛ که 12 باب را شامل می شود.

این کتاب در مجموعه الحدیث معروف به «مجموعه الحدیث النجدیة» چاپ شده است.[13]

6) القواعدالاربع

رساله کوچکی است که چهار قاعده را شامل شده؛ شیخ درقاعده چهارم این کتاب چنین می گوید:«أن مشرکی زماننا أغلظ و أشد شرکاً من أهل الجاهلیة؛ لأن الأولین یشرکون فی الرخاء ، و یخلصون فی الشدة أما مشرکو زماننا شرکهم دائم فی الرخاء و الشدة[14] » شرک مشرکین زمان ما (مسلمانان) از شرک مشرکین زمان جاهلیت شدیدتر است چرا که آنها در زمان آسایش به خدا شرک می ورزیدند و در زمان سختی خالصانه خدا را عبادت می کردندولی مشرکین زمان ما دائما به خدا شرک می ورزندچه در سختی چه در آسایش.

و برای آن دلیلی از آیات قرآن کریم می آورد قوله تعالی:و هنگامی که برکشتی سوار می شوند، خدا را پاکدلانه می خوانند، و چون به خشکی رساند و نجاتشان داد ، بناگاه شرک می ورزند.[15]

این رساله در "مجموعه الاصول الثلاثه و شروط الصلاه"با تعلیق محمد منیر عبده الدمشقی، به چاپ رسیده و نیز در "مجموعه التوحیدالنجدیه" نیز به چاپ رسیده است.

7)فضل الاسلام

این رساله 12 باب دارد؛ باب اول آن در مورد فضل الاسلام و باب پایانی آن درمورد «التحذیر من البدع» است.

این رساله برای بار اول در هند چاپ شده، و سپس برای بار دوم در ضمن کتاب"مجموعه الحدیث النجدیه" در مصر ، چاپ شده است.[16]

8)مفیدالمستفیذ فی الکفر تارک التوحید

9)سته الاصول

10) نواقص الاسلام العشره.

در این رساله، محمد بن عبدالوهاب، به ده مورد از نقص کننده های دین اسلام اشاره کرده و برای اقامه دین حنیف، هشت حال را بیان داشته است.

11)بطلان الشرک و معامله اهله.

12) اقامه المله الحنیفیه.

13) تفسیر کلمه التوحید.

شیخ این رساله را در جواب سوالی که از او شده درباره معنی لا اله الاالله، نوشت.او کلمه توحید را کلمه تقوی، العروة الوثقی،می نامد و معانی آن را بیان می کندو می گوید این کلمه ی نفی و اثبات است .

کلمه نفی است به خاطر اینکه نفی تمام معبودات می کند و کلمه اثبات است به خاطر اینکه اثبات خدایی می کند که شریک ندارد[17]

14)الرسائل الشخصیه.

ب) تالیفاتی که اختصاص به علوم شرعی دیگر دارد.

الف : فقه

1. مختصر الانصاف و الشرح الکبیر.

این کتاب خلاصه ای است از شرح کتاب «المقنع»[18] که عبدالله بن احمد بن قدامه(المتوفی 620هـ) آن را نوشته است .این کتاب از جمله کتب فقهی مذهب حنبلی به شمار می رود.

2.مجموع فی الفقه یحتوی علی الکتب القصیره التالیه:

این کتاب از متون مختصری است که در فقه عبادات نوشته است و هم اکنون در عربستان در مدارس ابتدائی تدریس می شود[19]

§أربع قواعد تدور الأحکام علیها.

§ مبحث الاجتهاد والخلاف.

§کتاب الطهارة.

§شروط الصلاة و أرکانها و واجباتها.

§آداب المشی إلی الصلاة.

§ أحکام الصلاة.

§ أحکام تمنی الموت.

ب : تاریخ و سیره

1. مایختص بالحدیث النبوی.

2. احادیث الفتن و الحوادث.

این کتاب مجموعه ای از أحادیث نبوی است که مشاهده شده از پیامبر (ص) درفتنه ها و حوادثی که آینده اتفاق خواهد افتاد. [20]

3 . مختصر سیرة الرسول (ص)

شیخ در این کتاب مختصری از سرنوشت امت های گذشته می گوید که از حضرت آدم (ع) شروع می شودتا قصه حضرت ابراهیم و سپس ارهاصات قبل از تولد پیامبر اسلام (ص) را ذکر می کندو بعد تولد آن حضرت، تربیت ایشان ، دوران جوانی و ازدواجش با حضرت خدیجه را ذکر می کند و سپس شروع رسالت آن حضرت تا وفات ایشان را بیان می کند وبعد از آن به ذکر خلافت ابوبکر می پردازد و حوادث آن دوران تا زمان خلافت عباسیان را ذکر می کند.[21]

4.ابطال وقف الجنف والاثم.

5. مختصر زاد المعاد فی هدی خیر العباد.

اصل این کتاب از تصنیفات شمس الدین بن قیم الجوزی در سیره رسول اکرم (ص) است.[22]

ج : تفسیر القران الکریم

1. فی کتاب«فضائل القرآن»

2. تفسیر بعض آیات من بعض سور القرآن

شیخ در این رساله بر خلاف مفسرین دیگر ، تنها بعضی آیات قران را تفسیر کرده است.

1. کتاب الکبائر

شیخ در این کتاب می گوید: «أکبر الکبائر و هو الاشراک بالله و عقوق الوالدین و قول الزور»

این کتاب نیز در مجموعه الحدیث النجدیه در مصر به سال 1342هـ با نظارت محمد رشد رضا به چاپ رسیده است.[23]

آثار وکتب محمد بن عبدالوهاب در مجموعه های متعددی جمع آوری شده است که در اینجا به نام دو مجموعه بسنده می کنیم .

1) مجموعة التوحید معروف به (مجموعة التوحید النجدیة)[24]

2) مجموعة الحدیث معروف به (مجموعة الحدیث النجدیّة)[25]

این کتاب ها پیش از این به دستور ملک عبدالعزیز چاپ شد. و بعد به دستور فهد بن عبدالعزیز باردیگر به چاپ رسید.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS