دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آینده زیر شاخه اقتصاد سیاسی

توضیح مترجم: از آنجا که امروز محققان بیشتری در کشورمان اشتیاق به تحقیق در مباحث انتخاب عمومی و اقتصاد سیاسی پیدا کرده‌اند این مقاله ترجمه شده است تا آنان با راه آتی تحقیقات در این زیرشاخه از علم اقتصاد آشنا شوند.
آینده زیر شاخه اقتصاد سیاسی
آینده زیر شاخه اقتصاد سیاسی

نویسنده: ملوین هینچ

مترجم: پویا جبل عاملی

توضیح مترجم: از آنجا که امروز محققان بیشتری در کشورمان اشتیاق به تحقیق در مباحث انتخاب عمومی و اقتصاد سیاسی پیدا کرده‌اند این مقاله ترجمه شده است تا آنان با راه آتی تحقیقات در این زیرشاخه از علم اقتصاد آشنا شوند. خواننده برای درک تمامی قسمت‌های این مقاله نیاز به اطلاعات پایه‌ای درباره اقتصاد سیاسی دارد.

مقدمه
علم اقتصاد سیاسی (یا آنچنان که بعدها مشهور شد «انتخاب عمومی») در بلند مدت آینده درخشانی دارد. اما در کوتاه مدت وضعیتی که در سه دهه گذشته در آکادمی‌های اقتصادی پیرامون این رشته محقق شده و به رغم جهش اولیه پیشرفتی نامحسوس داشته، ادامه می‌یابد. من در این مقاله برخی از معضلات جدی که اقتصاد سیاسی در آتیه نزدیک با آن مواجه است را بیان می‌کنم. مشکلاتی که تحقیقات کنونی با آن مواجهند عدم توجه لازم به این موارد است:

1- گزینه‌های سیاسی چند وجهی

2- فقدان تعادل در بازی‌های سیاسی

3- فقدان آگاهی عمومی به طبیعت بازی‌ها و

4- فرآیندهای دینامیک پیچیده غیر خطی در سیستم اقتصادی سیاسی.

توجه به این موارد می‌تواند جهشی بزرگ در رشته اقتصاد سیاسی حاصل کند. علاوه بر این پاسخ‌هایی که برای هر یک از این بندها می‌توان در نظر گرفت در گرو توجه بیشتر به تحقیقات شاخه‌های دیگر علوم اجتماعی است که می‌تواند خود منفذی باشد برای خلق چارچوب تازه علمی. من با توجه به این چهار بند، بحثم را در قالب سیاست انتخابی پیش می‌برم.

دستاوردهای گذشته

اقتصاد سیاسی با کار آنتونی داونز تحت عنوان «تئوری اقتصادی پیرامون دموکراسی»، تحقیق دانکن بلک با عنوان «تئوری کمیته‌ها و انتخابات» و «محاسبه رضایت» جیمز بوکانان و گوردن تولاک، مورد توجه محققان قرار گرفت. تنها با جست وجوی واژگان انگلیسی اقتصاد سیاسی در گوگل بیش از 75 میلیون لینک به دست می‌آید؛ در حالی که اگر بخواهیم یک مبحث مشابه مانند «سیاست‌های تطبیقی» در علوم سیاسی را در گوگل جست و جو کنیم فقط 9 میلیون لینک به دست می‌آید. زمانی که من کارم را در این زیر شاخه از علم اقتصاد شروع کردم کمتر کسی با واژه «رای دهنده میانی» در تز داونز آشنا بود. پارادایم مسلط درباره «رفتار رای دادن» در بین دانشمندان علوم سیاسی آن زمان، «شناسایی حزبی» بود به این معنا که رای دهندگان به حزبی رای می‌دهند که از منظر اجتماعی معروف باشد و بتوان به آن اعتماد کرد. انتخاب بر مبنای بیشینه سازی تابع مطلوبیت تنها به اقتصاد خرد محدود شده بود تا آنکه اقتصاددانان توانستند آن را به زیرشاخه‌های علوم سیاسی نیز گسترش دهند. با این جهش بود که ژورنال‌هایی چون آمریکن پلیتیکال ساینس رویو و آمریکن جورنال پلیتیکال ساینس مقالات بسیاری با تکنیک‌های ریاضی و آماری چاپ کردند که بسیاری از محققان علوم سیاسی آنها را درک نمی‌کردند.

اما با وجود چنین آغاز پر شوری، تحقیقات در این زمینه پیشرفت معناداری نداشت. برای مثال، فرض آگاهی عمومی که از نظریه بازی‌ها گرته‌برداری شده بود، در بسیاری موارد نامربوط بود یا آنکه مدل‌ها نمی‌توانستند فرآیند‌های دینامیک غیر خطی را تبیین کنند.

موانع آتی

تحقیق پیرامون انتخاب‌های اجتماعی، طی دهه‌های 1950 و 1960، طبیعتی بین رشته‌ای داشت که محققانی از علوم اقتصاد، روانشناسی و جامعه شناسی را در بر می‌گرفت، اما این روند با اشتیاق آتشین دانشمندان برای چاپ مقاله در ژورنال‌های برتر هر رشته از بین رفت. دیگر یک اقتصاددان نمی‌توانست برای چاپ مقاله در یک ژورنال برتر اقتصادی به منابع جامعه‌شناسی ارجاع دهد، زیرا به احتمال قوی مقاله‌اش رد می‌شد. اگر تا پیش از آن محققان کتاب می‌نوشتند و با گشاده دستی به منابع دیگر علوم مراجعه می‌کردند و چارچوبی بین رشته‌ای ارائه می‌دادند، اما حال آنان برای ارتقای شغلی برایشان بهتر بود که مقاله چاپ کنند. اگر ما مشتاق آنیم تا پیشرفتی عمده در اقتصاد سیاسی رخ دهد و سیاست گذاران از دستاوردهای علمی ما برای ساخت سیاسی بهره برند باید ساختار تحقیقات خود را چند وجهی و بین رشته‌ای کنیم. مدل‌های ما باید توسعه پیدا کنند و بتوانند با آمار قابل آزمون باشند.

بسیاری از مدل‌هایی که به تبیین بازی‌های سیاسی می‌پردازند، فرض اصلی‌شان آن است که سیاستمداران به دنبال انتخاب یا دوباره انتخاب شدن هستند. یک استثنا بزرگ در این مورد کار دونالد ویتمن است که می‌گوید ترجیحات حزب و کاندیدا قسمتی از یک بازی سیاسی بزرگ تر است. یک کار پر ارزش این است که بحث وی در یک «تئوری عمومی رقابت سیاسی» به کار گرفته شود.

مشکل دیگر ساده‌سازی بیش از حد در نظریه بازی‌های سیاسی است. مدل‌های اقتصاد سیاسی بیشتر توسط نظریه پردازان تئوری بازی‌ها توسعه می‌یابد و آنها از همان فرض آگاهی عمومی که در بازی‌های اقتصادی استفاده می‌کنند در تبیین بازی‌ها سیاسی نیز بهره می‌برند. اقتصاددانانی که مدل‌های سیاسی ارائه می‌دهند به ندرت به مقالات علوم سیاسی که منطبق بر روش تحلیلی تئوری‌های اقتصادی نیستند ارجاع می‌دهند. آنچه امروز متداول است ساخت مدلی است با چنان ساده سازی که یا کمتر ارتباطی با واقعیت پیچیده سیاست دارد یا اصلاارتباطی ندارد و در عین حال ارتباطی نیز با کارهای تحلیلی ژورنال‌های علوم سیاسی نیز ندارد.

مساله دیگر، وابستگی سخت مدل‌های اقتصاد سیاسی به فرض عقلانیت محض است. مدل‌های آتی اقتصاد سیاسی باید از زیر شاخه‌های تحول گرای اقتصاد کنونی، مانند اقتصاد رفتاری بهره ببرند. یک کار جدید در این زمینه مقاله اندرولو است. وی می‌گوید: «بسیاری از مثال هایی که اقتصاددانان رفتاری در مقابل عقلانیت اقتصادی بدان اشاره می‌کنند- مانند گریز از زیان (Loss Aversion)، اعتماد به نفس بیش از حد، واکنش بیش از اندازه، حسابگری احساسی و دیگر کنش‌های رفتاری- می‌توانند در مدل هایی که فروض ساده‌ای درباره رفتار افراد دارند به کار روند و مدل‌هایی تازه را خلق کنند». مدل کردن تصمیم‌ها، در دنیای بی نظم بازی‌های سیاسی چالش مهمی است که اقتصاد سیاسی باید با آن روبه رو شود و با ساخت این مدل‌ها می‌تواند پیشرفت چشمگیری کند. مقاله لو به بررسی تئوری کارآیی بازار می‌پردازد، اما بحث وی می‌تواند برای تمام زیر شاخه‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

ما همچنین باید بپذیریم که مدل‌های ساده خطی رایج در علم اقتصاد قدرت ناچیزی برای پیش بینی سیستم‌های اقتصادی دارند. سیستم هایی که امروز شواهد عملی بسیاری نشان می‌دهند که غیرخطی هستند. فرآیندهای غیرخطی وابسته به مسیر گذشته هستند بدین معنا که واکنش به یک شوک مشابه در دو دوره مختلف، متفاوت است، هر چند پارامترهای مدل یکسان باشند. این خصلت غیر خطی بودن باعث می‌شود تا پیش بینی حتی در کوتاه مدت نیز بسیار سخت باشد. مدل‌های ساده نظریه بازی‌ها در اقتصاد قادر به لحاظ کردن این خصوصیت نیستند و به طور مشابه این مدل‌ها در چارچوب اقتصاد سیاسی نیز نمی‌توانند فرآیند‌های غیرخطی را در نظر بگیرند.

این احتمال وجود دارد که مدل‌ها و برازش‌های خطی پیش بینی‌های مساعدی از فرآیند‌های غیر خطی داشته باشند اما مشکل آنجاست که راهی برای تشخیص زمانی که این پیش بینی‌ها بسیار اشتباه هستند، وجود ندارد. فراتر از این، استفاده از مدل‌های خطی برای پیش بینی فرآیند هایی که به طور گسسته غیر خطی هستند، بسیار بحث بر انگیز تر از مواردی است که فرآیند‌ها همواره غیر خطی هستند.

سیستم‌های سیاسی علاوه بر اینکه به طور فزاینده ای غیر خطی هستند دارای یک نااطمینانی اساسی به خاطر عدم وجود الگویی فراگیر در فرآیند‌های رای دادن، نیز هستند. در چهل سال گذشته محققان بسیاری این عدم وجود یک الگوی مرکزی را در مقالات مختلف نشان داده‌اند. شاید زمان آن فرا رسیده که ما با نتایج تئوریک عدم وجود تعادل در سیستم‌های سیاسی رو به رو شویم. بگذارید تحلیل‌های تعادلی را پشت سر بگذاریم و شروع به توسعه مدل‌های پویا و دینامیکی برای سیستم‌های سیاسی کنیم که قادر به پیش بینی‌هایی حتی در کوتاه مدت هستند و فراتر از این رویم که «فردا مانند امروز است مگر آنکه اتفاق عجیبی رخ دهد».

مطالعه سیاست سخت‌ترین کار در علوم اجتماعی است. سیستم سیاسی مقیاس اقتصاد را تعیین می‌کند و در عین حال برای مبارزات سیاسی از منابع اقتصاد بهره می‌گیرد و انواعی از مصالحه‌ها را برای ثبات اقتصادی و سیاسی ایجاد می‌کند و تحلیل این فرآیند‌های چند وجهی کاری بسیار سهمگین است. فراتر از این انتخاب‌های گروهی است که در طول انتخاب‌های فردی در حوزه سیاست رخ می‌دهد و محقق باید آنها را تحلیل کند و مساله دیگر بحث هیجاناتی است که به اندازه سود شخصی در عالم سیاست مهم است و باید روی آن کار کرد.

امر دیگر آنکه بازی‌های سیاسی و اجتماعی پیچیده تر از آن هستند که فرض آگاهی عمومی بدین معنا که همه بازیگران از تمامی وضعیت‌های بازی آگاهی دارند کاربرد داشته باشد.

زندگی پیچیده است و بنابراین ما برای رسیدن به بینش هایی راهگشا نیاز به ساده سازی تحلیل خود داریم. هنر تحقیق این است که به چنان ساده‌سازی دست یابد که مبتنی بر شواهد و مشاهدات باشد. پیشرفت در شاخه اقتصاد سیاسی نیاز به توجه به مواردی دارد که در این مقاله ذکر شد و در عین حال ساده سازی‌های متناسب با واقعیت را نیز باید لحاظ کند.

تعمق در تئوری‌های اقتصاد سیاسی کمکی است به سیاست‌های ملی یک برنامه سازماندهی شده برای توسعه روش‌های علمی اقتصاد سیاسی می‌تواند نقش کلیدی در سیاست‌های دفاعی و خارجی ایفا کند. رهبری سیاسی در بسیاری از کشور‌ها سرانجام به این نتیجه خواهد رسید که برای سیاستگذاری هایش نیازمند آن است که بینش علمی اقتصاد سیاسی را به کار برده و آن را با کمک‌های مالی خود و ایجاد مرکز علمی خاص توسعه دهد.

این مرکز علمی باید دارای چند خصوصیت باشد. اول آن که باید مستقل از تحولات سیاسی روزانه که خاصیت زندگی سیاسی هر دولتی است، باشد. دوم آن که نیازمند ریاستی است که دارای تحصیلات کلاسیک لیبرالی باشد و در عین حال درک قوی و علاقه وافر به علوم اجتماعی داشته باشد و در عین حال بتواند عالمان مختلف در علوم اجتماعی را هدایت کند.

من نمی‌دانم اول کدام کشور و در چه زمانی به این کار دست خواهد زد، اما می‌دانم این امر اتفاق می‌افتد و وقتی یک کشور این کار را انجام داد دیگران از آن پیروی خواهند کرد.

    روزنامه دنیای اقتصاد، شماره 2188، 6/7/89، صفحه (29دانشنامه اقتصاد سیاسی آکسفورد)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS