دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احکام "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار از احکام بدل و مبدل‌منه به بررسی دو مبحث مهم تبعیت بدل از مبدل‌منه و رابط میان آن دو پرداخته و در پایان به برخی احکام دیگر اشاره خواهد داشت
No image
احکام "بدل" و "مبدل منه"

نویسنده : سهيله خائفي

كلمات كليدي : رابط بدل، تبعيت "بدل" از "مبدل منه"، ضمير بارز رابط بدل، ضمير مقدر رابط بدل، ظهور "إن" شرطيه بر بدل، ظهور همزه استفهام بر بدل

احکام "بدل" و "مبدل­منه" از مجموعه مباحث "بدل" است که به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می‌گیرد از این رو به خواننده‌ی محترم توصیه می‌شود جهت فهم مطالب این نوشتار و شناخت جایگاه و اهمیت عنوان آن به مدخل "بدل" و مطالب مذکور در آن مراجعه کند. این نوشتار از احکام بدل و مبدل‌منه به بررسی دو مبحث مهم تبعیت بدل از مبدل‌منه و رابط میان آن دو پرداخته و در پایان به برخی احکام دیگر اشاره خواهد داشت:

تبعیت "بدل" از "مبدل‌منه"

بدل از جمله توابع بوده که به این جهت در اموری از متبوع (مبدل‌منه) خود تبعیت می‌کند که در ادامه به این امور، ضرورت و عدم ضرورت آنها اشاره می­شود:[1]

1. اعراب

تبعیت "بدل" از "مبدل­منه" در نوع اعراب، ضروری است؛[2] مانند: «وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَامًا یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»؛[3] در این آیه شریفه بدل (یُضَاعَفْ) در اعراب از مبدل­منه (یَلْقَ) تبعیت کرده­ و مجزوم شده­است.[4]

2. معرفه یا نکره بودن

تبعیت "بدل" از "مبدل­منه" در معرفه یا نکره بودن ضروری نیست؛[5] مانند: «وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ»؛[6] در این آیه شریفه "صِرَاطِ اللَّهِ" و "صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ" به ترتیب بدل معرفه و مبدل­منه نکره، واقع شده­اند؛[7] از این رو بدل از مبدل­منه در زمینه نکره یا معرفه بودن تبعیت نکرده­ است.

3. مذکر یا مونث بودن

تبعیت بدل از مبدل‌منه در مذکر یا مونث بودن تنها در بدل کلّ از کلّ ضروری بوده و در سایر انواع بدل­ الزامی نیست:[8]

الف. بدل کلّ از کلّ؛ مانند: «رأیتُ زیداً اخاک»؛ در این مثال "اخاک" و "زیداً" به ترتیب بدل و مبدل­منه واقع شده­اند. بدل در این مثال بدل کلّ از کلّ بوده از این رو بدل از مبدل‌منه تبعیت کرده و هر دو مذکر هستند.

ب. سایر انواع بدل؛ مانند: «إنّ الغزالَ عینَه جمیلةٌ»؛ در این مثال "عینَه" و "الغزالَ" به ترتیب بدل مونث و مبدل‌منه مذکر، واقع شده­اند؛ بدل در این مثال بدل بعض از کلّ بوده از این رو تبعیت بدل از مبدل­منه در مذکر یا مونث بودن ضروری نیست.

 4. مفرد، مثنی و یا جمع بودن

تبعیت بدل از مبدل‌منه در مفرد، مثنی و یا جمع بودن در بدل کلّ از کلّ در صورتی که مانعی در تثنیه و یا جمع نباشد[9] ضروری بوده و در سایر انواع بدل الزامی نیست:[10]

الف. بدل کلّ از کلِّ؛ مانند: «رأیتُ زیداً اخاک»؛ در این مثال "اخاک" و "زیدا" به ترتیب بدل و مبدل­منه واقع شده­اند. بدل در این مثال بدل کلّ از کلّ بوده از این رو بدل از مبدل منه تبعیت کرده و هر دو مفرد هستند.

ب. سایر انواع بدل؛ مانند: «أکلتُ البرتقالةَ ثلثیها»؛ در این مثال "ثلثیها" و "البرتقالة" به ترتیب بدل مثنی و مبدل­منه مفرد، واقع شده­اند. بدل در این مثال بدل بعض از کلّ بوده از این رو تبعیت بدل از مبدل­منه در مفرد، مثنی و جمع بودن ضروری نیست.

رابط میان "بدل" و "مبدل­منه"

در بدل کلّ از کلّ، بدل و مبدل‌منه بر یک ذات و امر واحد دلالت می‌کنند؛ از این رو نیازی به رابط میان آن دو نیست ولی در بدل بعض از کلّ و بدل اشتمال، ضمیر رابطی وجود دارد که مبدل­منه، مرجع آن است.[11] ضمیر رابط بر دو گونه است:[12]

1. ضمیر بارز؛ مانند: «قَرَأْتَ الکِتابَ أوَّلَهُ»؛ در این مثال "الکِتابَ" مبدل‌منه و "أوَّلَهُ" بدل بعض از کلّ است. مرجع ضمیر بارز (هاء) در "أوَّلَهُ"، مبدل­منه بوده که این ضمیر، رابط میان بدل و مبدل­منه می­باشد.

2. ضمیر مقدّر؛ مانند: «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا»؛[13] در این آیه شریفه "النَّاسِ" مبدل­منه و اسم موصول (مَن) بدل بعض از کلّ است. پس از "من استطاع"، عبارت "منهم" مقدر است که مرجع ضمیر (هُم) در آن، مبدل­منه بوده و این ضمیر، رابط میان بدل و مبدل­منه می­باشد.[14]

نکته

باید توجه داشت که در سه صورت بدل بی­نیاز از ضمیر (رابط) است که در ادامه به آنها اشاره می­شود:[15]

1. "ال" جایگزین ضمیر ­شود؛ مانند: «قَبَّلْتُهُ الیدَ»؛ در این مثال "الیدَ" در اصل "یدَهُ" بوده که ضمیر "هاء" حذف و "ال" جایگزین آن شده است.

2. بنا­بر نظر بعضی، از آنچه از کلام حذف شده می‌توان بدل آورد؛[16] به عنوان مثال در عبارت "ما جاءَنی أحدٌ إِلَّا هندٌ" لفظ "أحدٌ" مبدل منه و محذوف بوده که لفظ "هندٌ" بدل از آن واقع شده است.

3.در صورتی که بدل و الفاظ بعد از آن مجموع اجزای مبدل‌منه را تشکیل دهند؛[17] مانند: «الکَلِمَةُ أقسامٌ ثَلاثَةٌ إسمٌ و فعلٌ و حرفٌ»؛ در این مثال "إسمٌ"، بدل واقع شده که با الفاظ بعد از خود ("فعل" و "حرف") تمامی اجزای مبدل­منه (اقسام) را تشکیل می­دهند؛ از این رو بدل، بی­نیاز از ضمیر (رابط) است.

برخی احکام پیرامون "بدل" و "مبدل­منه"

1. در صورتی که حرف جرّ بر مبدل‌منه وارد شود، تکرار آن حرف در بدل جایز است؛[18] مانند: «رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَکُونُ لَنَا عِیدًا لِأَوَّلِنَا وَ آخِرِنَا»؛[19] در این آیه شریفه ضمیر "نا" در "لنا" مبدل­منه بوده و حرف جر "لام" بر آن وارد شده است؛ از این رو جایز است حرف جر در بدل (أَوَّلِنَا) تکرار شود.

2. در صورتی که مبدل­منه دربردارنده معنای شرط باشد "إن" شرطیه در بدل ظاهر می­شود؛[20] مانند: «مَنْ یَقمْ إنْ زیدٌ و إنْ عمروٌ أقُمْ معه»؛ در این مثال "مَنْ" مبدل­منه و دارای معنای شرط است؛ از این­ رو "إنْ" شرطیه در بدل (زیدٌ) ظاهر شده است.

3.در صورتی که مبدل­منه دارای معنای استفهام باشد همزه استفهام در بدل ظاهر می­شود؛[21] مانند: «کیفَ أنت أصحیحٌ أم سقیمٌ»؛ در این مثال "کیفَ" مبدل­منه و در­بردارنده معنای استفهام است؛ از این­ رو همزه استفهام در بدل (صحیحٌ) ظاهر شده است.

4. در صورتی که بدل و مبدل‌منه فعل باشند مشترک بودن آنها در نوع[22] فعل ضرورت ندارد؛[23] مانند: «إن جئتنی تَزرْنی اُکرمْک»؛ در این مثال فعل ماضی "جئتنی" و فعل مضارع "تَزرْنی" به ترتیب مبدل­منه و بدل واقع شده­اند و در نوع فعل با هم مشترک نیستند.

5. در مواردی ضمیر مرفوعی پس از ضمیر مرفوعی دیگر واقع می‌شود که ممکن است بدل یا تاکید باشد؛[24] مانند: «قُمْتُ أنا»؛ در این مثال ممکن است ضمیر منفصل مرفوعی (أنا) بدل یا تاکید و ضمیر متصل مرفوعی ("تاء" در فعل "قُمْتُ") مبدل­منه یا موکَّد باشد.

6. در مواردی ضمیر مرفوعی پس از ضمیر منصوبی واقع می‌شود که بدل نبوده بلکه تاکید است؛[25] مانند: «رأیتُک أنْتَ»؛ در این مثال ضمیر منفصل مرفوعی (أنْتَ) تاکید و ضمیر متصل منصوبی ("کاف" در فعل "رأیتُک")، موکَّد است.

مقاله

جایگاه در درختواره نحو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
Powered by TayaCMS