دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارتباط با جوانان

No image
ارتباط با جوانان

ارتباط با جوانان

دکتر محمّد جواد شریعت استاد دانشگاه مى گوید:

«سال 1332 ش بود من و عدّه اى از جوانان پرشور آن روزگار، پس از تبادل نظر به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلى دارد که ما نماز را به عربى بخوانیم؟! چرا نماز را به فارسى نخوانیم! و عاقبت تصمیم گرفتیم که نماز را به فارسى بخوانیم و همین کار را هم انجام دادیم والدین کم کم از این موضوع آگاهى یافتند و به فکر چاره افتادند آن ها هم پس از تبادل نظر با یکدیگر تصمیم گرفتند که اول خودشان با نصیحت کردن، ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود راه دیگرى برگزینند و چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتادروزى ما را به نزدِ یکى از روحانیون آن زمان بردند و آن فرد روحانى وقتى فهمید که ما به زبان فارسى نماز مى خوانیم، به طرز اهانت آمیزى، ما را کافر و نجس خواند و این عمل او ما را در کارمان راسخ تر ومُصرتر ساخت عاقبت یکى از پدران، بقیّه والدین دوستان را به این فکر انداخت که ما را به محضر آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت و روزى آن ها نزد حضرت ایشان مى روند و موضوع را با وى در میان مى گذارند و ایشان دستور مى دهند که در وقت معیّنى، ما را به خدمت آقاى ارباب راهنمایى کنند در روز موعود، ما را که تقریباً پانزده نفر مى شدیم، به محضر مبارک ایشان بردند در همان لحظه اول، چهره نورانى و لبان خندان ایشان ما را مجذوب خود ساخت و آن بزرگ مرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که اکنون با شخصیت استثنایى مواجه هستیم ایشان در آغاز، دستور پذیرایى از همه ما را صادر فرمودند سپس رو به والدین ما کردند و فرمودند: شما که نماز به فارسى نمى خوانید، فعلا تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید

وقتى آن ها رفتند، حضرت آیت الله ارباب رو به ما کردند و فرمودند: بهتر است شما یکى یکى خودتان را معرفى کنید و هر کدام بگویید که در چه سطح تحصیلى هستید و در چه رشته اى درس مى خوانید پس از آن که امر ایشان را اطاعت کردیم، به تناسب رشته و کلاس، هر کدام از ما پرسش هاى علمى طرح کردند و از درس هایى از قبیل جبر و مثلثات و فیزیک و شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسیدند که پاسخ اغلب آن ها از عهده درس هاى نیم بندى که ما خوانده بودیم، خارج بود، امّا هر یک از ما که از عهده پاسخ پرسش هاى ایشان بر نمى آمد، با اظهار لطف حضرت ارباب مواجه مى شد که با لحن پدرانه اى پاسخ درست آن پرسش ها را خودشان مى فرمودند اکنون ما مى فهمیم که ایشان با طرح این سؤال ها قصد داشتند ما را خلع سلاح کنند و به ما بفهمانند که آن دروس جدیدى را که شما مى خوانید، من بهترش را مى دانم ولى به آن ها مغرور نشده ام پس از این که همه ما را خلع سلاح کردند، به موضوع اصلى پرداختند و فرمودند: والدین شما نگران شده اند که شما نمازتان را به فارسى مى خوانید آن ها نمى دانند که من کسانى را مى شناسم که، نعوذبالله، اصلا نماز نمى خوانند شما جوانان پاک اعتقادى هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همّت من در جوانى مى خواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم امّا مشکلاتى پیش آمد که نتوانستم به این خواسته جامه عمل بپوشانم اکنون شما به خواسته دوران جوانى من لباس عمل پوشانیده اید، آفرین به همّت شما! امّا من در آن روز به اولین مشکلى که برخوردم، ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما مشکل را حل کرده اید اکنون یک نفر از شما که از دیگران بیشتر مسلط است، به من جواب دهد که بسم الله الرّحمن الرّحیم را چگونه ترجمه کرده است یکى از ما، به عادت محصلین، دستش را بالا گرفت و پاسخ داد جناب ایشان با لبخند فرمودند: که خوب شد که طرف مباحثه ما یک نفر است، زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمى آمدم بعد رو به آن جوان کردند و فرمودند: خوب، بفرمایید که بسم الله الرّحمن الرّحیم را چگونه ترجمه کرده اید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جارى ترجمه کرده ایم: به نام خداوند بخشنده مهربان حضرت ارباب با لبخندى فرمودند: گمان نکنم ترجمه درست بسم الله چنین باشد در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبى ندارد امّا «الله» قابل ترجمه نیست زیرا اسم عَلَمْ (= خاص) است براى خدا و اسم علم را نمى توان ترجمه کردمثلا اگر اسم کسى «حسن» باشد، نمى توان به او گفت: «زیبا» درست است که ترجمه «حسن» زیباست امّا اگر به آقاى حسن بگوییم آقاى زیبا، حتماً خوشش نمى آید کلمه الله، اسم خاص است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مى کنندهمان گونه که یهود خداى متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» مى گویند بنابراین، نمى توان «الله» را ترجمه کرد، بلکه باید همان لفظ جلاله را به کار بُرد

خوب، «رحمن» را چگونه ترجمه کرده اید؟ رفیق ما پاسخ داد که «رحمن» را «بخشنده» معنى کرده ایم حضرت ارباب فرمودند: این ترجمه بد نیست ولى کامل هم نیست زیرا رحمن یکى از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگى او را مى رساند و این شمول در کلمه بخشنده نیست، یعنى در حقیقت رحمن یعنى خدایى که در این دنیا هم بر مؤمن و هم کافر رحم مى کند و هم در کَنَفِ لطف و بخشندگى خود قرار مى دهد

خوب، «رحیم» را چطور ترجمه کرده اید؟ رفیق ما جواب داد که «رحیم» را به «مهربان» ترجمه کرده ایم حضرت آیت الله ارباب فرمودند: اگر مقصودتان از رحیم، من بودم (چون نام ایشان رحیم بود) بدم نمى آمد که اسم مرا به «مهربان» برگردانیدامّا چون رحیم کلمه اى قرآنى و نام پروردگار است، باید آن را غلط معنى نکنیم باز هم اگر آن را به «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهى به دهى مى بردزیرا رحیم یعنى خدایى که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو مى کند و صفت «بخشایندگى» تا حدودى این معنى را مى رساند بنا بر آن چه گفته شد، معلوم شد که آن چه در ترجمه «بسم الله» آورده اید، بد نیست ولى کامل نیست و از جهتى نیز در آن اشتباهاتى هست و من هم در دوران جوانى که چنین قصدى را داشتم، به همین مشکلات برخورد کردم و از خواندن نماز به فارسى منصرف شدم تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به بقیه آیات بپردازیم موضوع خیلى غامض تر (پیچیده تر) از این خواهد شد امّا من عقیده دارم شما اگر باز هم به این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن به فارسى برندارید، زیرا خواندنش بهتر از نخواندن نماز به طور کلى است

در این جا، همگى شرمنده و منفعل و شکست خورده به حال عجز و التماس از حضرت ایشان عذر خواهى مى کردیم و قول مى دادیم که دیگر نمازمان را به فارسى نخوانیم و نمازهاى گذشته را نیز اعاده کنیم، امّا ایشان مى فرمودند: من نگفتم نماز به عربى بخوانید، هر طور دلتان مى خواهد نماز بخوانید، من فقط مشکلات این کار را براى شما شرح دادم ولى ما همه عاجزانه از پیشگاه ایشان طلب بخشایش مى کردیم و از کار خود اظهار پشیمانى مى نمودیم حضرت آیت الله ارباب با تعارف میوه و شیرینى، مجلس را به پایان بردند و ما همگى دست مبارک ایشان را بوسیدیم و در حالى که ایشان تا دم در ما را بدرقه مى کردند، از ایشان خداحافظى کردیم و در دل به عظمت شخصیت ایشان آفرین مى گفتیم و خوشحال بودیم که افتخارى چنین نصیب ما شد که با چنین شخصیتى ملاقات کنیم نمازها را اعاده کردیم و دست از کار جاهلانه خود برداشتیم

بنده از آن به بعد، گاه گاهى به حضور آن جناب مى رسیدم و از خرمن علم و فضیلت ایشان خوشه ها برمى چیدم »([54])

ارتباط با دانشگاه

دکتر محمّد جواد شریعت مى گوید:

«وقتى در دوره دکتراى زبان و ادبیات فارسى دانشگاه تهران به تحصیل مشغول بودم، گاهى حامل نامه ها و پیغام هاى استاد فقید، مرحوم بدیع الزمان فروزان فر براى ایشان مى شدم و پاسخ هاى کتبى و شفاهى حضرت آیت الله ارباب را براى آن استاد فقید مى بردم و این، خود افتخارى براى بنده بود »([55])

برخورد با جوانان قمار باز

یکى از شاگردان حاج آقا رحیم ارباب مى گوید:

«روزى ایشان در باغى مهمان بودند و اینجانب هم در خدمت ایشان بودم از کوچه باغ عبور مى کردیم چند نفر از جوان هاى بى مبالات آن منطقه مشغول قمار بودند من با مشاهده آن منظره، احساس ناراحتى کردم که چنین آیة اللّهى بر ما وارد شده و با چنین منظره اى رو به رو شدیم و آیا چه مى شود؟ همین طور که یواش یواش مى رفتیم یک وقت آقا خطاب به آن جوانان با صداى بلند فرمود: سلام علیکم آن ها سر را بلند کردند، تا چشمشان به ایشان افتاد، هر کدام از طرفى فرار کردند و بعداً که با بعضى از آن ها برخورد کردم، گفتند: چرا به ما خبر ندادید که از آن جا متفرّق شویم؟ گفتم: من اطلاع نداشتم که شماها در این محل چه مى کنید آن جوانان براى همیشه دست از قمار کشیدند این تأثیر یک حرکت بسیار ظریف و با گذشتى بود که آقاى ارباب داشتند قدم و کلامشان طورى بود که هر جا قدم مى گذاشتند یا کلمه اى مى فرمودند، فوراً یک اثر مثبتى برجاى مى گذاشت »([56])

برخورد او از این باب بود که: (اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما)هنگامى که با افراد جاهل برخورد مى کنند به آن ها سلام مى کنند

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS