دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارتداد Apostasy

No image
ارتداد Apostasy

كلمات كليدي : ارتداد، مرتد، بدعت، ايمان مسيحي

نویسنده : سيدمحمدعلي طباطبايي

واژه شناسی و تعریف

ارتداد معادل کلمه‌ی انگلیسی Apostasy است که از واژه یونانی ἀποστασία (apostasia) گرفته شده که خود ترکیبی از واژگان ἀπό به معنای کناره و στάσις به معنای ایستادن است و در مجموع، معنای کناره‌گیری، فرار، شورش و ارتداد را در خود نهفته است.

دانشمندان و نویسندگان مسیحی، آن را به شکل‌های مختلفی تعریف کرده‌اند که ماحصل آنها این است که ارتداد در مسیحیت، به معنای انکار کلی مسیح و آموزه‌های مسیحی توسط کسی است که پیشتر مسیحی بوده است.[1]

واژه‌ی ارتداد در قاموس کتاب مقدس چنین تعریف شده است:

«مرتد شدن به معنای جدا شدن از ارتباط نجات بخش با مسیح یا کناره‌گیری از اتحاد حیاتی و ایمان حقیقی به اوست. بنابراین ارتداد شخصی و فردی فقط برای کسانی امکان دارد که ابتدا نجات، تولد تازه و تازگی به واسطه روح القدس را تجربه کرده‌اند (لوقا 8: 13؛ عبرانیان 6: 4-5) و فقط به معنای انکار آموزه‌های عهد جدید به وسیله بی‌ایمانانی که درون کلیسای مرئی وجود دارند، نیست. ارتداد شامل دو جنبه مجزا و مربوط به هم است:

1.  ارتداد الهیاتی یعنی رد تمام یا قسمتی از تعالیم اصلی مسیح و رسولان (1 تیمو 4: 1؛ 2تیمو 4: 3)

2.  ارتداد اخلاقی یعنی ترک مسیح توسط ایماندار و در عوض دوباره برده گناه و اعمال غیراخلاقی گردیدن (اشعیا 29: 13؛ متی 23: 25-28؛ روم 6: 15-23؛ 8: 6-13)».[2]

 

تفاوت میان ارتداد و بدعت

یکی از اشتباهات بسیار رایج در میان مترجمان آثار مسیحی (به فارسی) این است که به تفاوت میان دو مفهوم ارتداد و بدعت توجه ندارند. نکته اینجاست که ارتداد در معنای اصطلاحی، متفاوت از ارتدادی است که به طور عام به کار می‌رود اما بسیاری از مترجمان، بدون توجه به این نکته، در بسیاری از موارد، واژه انگلیسی Heresy را که در اصطلاح به معنای بدعت می‌باشد، بر اساس فرهنگ‌نامه‌های لغت، ارتداد معنا می‌کنند.

نباید از یاد برد که بدعت مفهومی خاص دارد و به معنای رد بخشی از آموزه‌های مسیحی (و نه همه آن) می‌باشد. ازاین‌رو یک بدعت‌گذار به هرحال مسیحی شمرده می‌شود؛ درحالی‌که ارتداد موجب خروج فرد مرتد از جامعه مسیحیان می‌شود. ازاین‌روست که معمولا بدعت‌گذاران می‌توانند در جامعه مسیحی، جوامع کوچک‌تری تشکیل دهند و پیروانی از میان مسیحیان جذب کنند؛ اما مرتدان به‌کلی از جامعه مسیحی طرد و رانده می‌شوند.[3]

اکنون نیز محققان مسیحی در تعیین حدود ایمان مسیحی، به همین اکتفا می‌کنند که فرد، به عیسی مسیح به عنوان فرزند خدا، خداوندگار و نجات دهنده اعتقاد داشته باشد.[4] یعنی انکار این اعتقاد، مساوی با ارتداد است و انکار هرچه جز این، نوعی بدعت به شمار می‌آید.

 

ارتداد در تاریخ کلیسای مسیحی

به لحاظ الهیاتی، شاید بتوان یهودای اسخریوطی را نخستین مرتد مسیحی دانست که به سی پاره نقره، عیسی مسیح را فروخت و تسلیم دشمنانش کرد. جالب است که بنابر کتاب مقدس، دومین شخصی که در مسیحیت، متهم به ارتداد شد، پولس بود[5] زیرا یهودیان مسیحی‌شده نخستین، تاب سخنان او را درباره انکار شریعت موسی نداشتند.

این طبقه از مسیحیت به‌زودی منقرض شد و مسیحیت جدید که بیشتر با دیدگاه‌های پولس هماهنگ بود، انتشار یافت.

 

تطور مجازات‌های مربوط به ارتداد؛ از طرد تا سخت‌ترین انواع شکنجه

در قرون نخست میلادی که مسیحیان هنوز قدرتی نداشتند، مجازات مرتدان تنها طرد از جامعه مسیحی بود. اما با رسمی شدن آیین مسیحیت، ارتداد، دیگر یک جرم سنگین و نوعی خیانت بر علیه حکومت و ملت تلقی می‌شد.

در قرن ششم میلادی و زمان امپراطور ژوستینیان اول بود که با وضع مجموعه قوانین معروفش مقرر کرد که کیفر ارتداد از دین مسیحیت، مرگ باشد.[6] این مجموعه قوانین از نظر کلیسا نیز موجه بود و همین مسأله، راه را برای اعمال خشونت بر ضد مخالفان و دگراندیشان هموار کرد.

بسیار طبیعی است در فضایی که مجازات بدعت، سوزاندن با آتش بود، کیفر ارتداد نمی‌توانست کمتر از این باشد.[7]

البته نکته در خور توجه اینکه در تاریخ الهیات مسیحی، ارتداد همواره تحت‌الشعاع بدعت بوده است. یعنی با اهتمام و شدت عمل وحشتناکی که کلیسا در شناسایی و مجازات بدعت‌گذاران داشت، خودبه‌خود پدیده ارتداد در مسیحیت، اتفاق هم نمی‌افتاد تا اینکه بخواهد موضوع مباحث الهیاتی شود.

شاید ازاین‌روست که تنها بحثی که پیرامون ارتداد در منابع الهیاتی مسیحی به چشم می‌خورد، بحث «امکان ارتداد» است. دلیل آن هم این است که با پذیرفتن آموزه فیض و برگزیدگی، برخی بحث محال بودن ارتداد و خروج اختیاری از فیض را مطرح می‌کردند و همین موجب درگرفتن بحث پیرامون آن می‌شد.[8]

به هر حال قرون وسطی و دادگاه‌های تفتیش عقاید سپری شد و در قرون جدید دیگر ارتداد آن مجازات‌های سنگین را از دست داد. در عصر حاضر مجازات ارتداد در متعصب‌ترین جوامع مسیحی، چیزی بیش از تکفیر و طرد از جامعه دینی نیست.

 

برخی از مشهورترین مرتدان تاریخ مسیحیت

* جولیان مرتد (332-362.م). او تنها امپراطور غیرمسیحی روم بود[9] که می‌کوشید نوعی فلسفه نوافلاطونی را جایگزین اندیشه مسیحیت کند.

* ابراهیم بن ابراهیم. بنابر روایت‌های یهودی، او از نجیب‌زادگان لهستانی بود که مسیحیت را ترک کرد و به یهودیت پیوست. در سال 1794 او را به جرم ارتداد در پای چوبه آتش سوزاندند.[10]

* لورد جرج گوردن (1751-1793). وی از مسیحیان بسیار متعصب و مبارز بود؛ اما سرانجام از مسیحیت دست کشید و به یهودیت پیوست. او به جرم ارتداد از جامعه مسیحی طرد شد.[11]

مقاله

نویسنده سيدمحمدعلي طباطبايي
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - مسیحیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS