دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارتداد در متن اعلامیه اسلامی حقوق بشر

No image
ارتداد در متن اعلامیه اسلامی حقوق بشر <

كلمات كليدي : ارتداد در متن اعلاميه اسلامي حقوق بشر

نویسنده:امیر حسین نوربخش

شاید کمتر موضوعی نزد حقوقدانان سنتی وعرفی در کشور‌های مسلمان به اندازه بحث «ارتداد» به این اندازه توانسته بحث بر انگیز باشد. در این مقال قصد آن داریم تا به بررسی جایگاه حکم شرعی ارتداد در اعلامیه اسلامی حقوق بشر مصوب 1972 قاهره بپردازیم.

معمولا عرف گرایان بحث ارتداد را در برابر «حق آزادی عقیده و بیان» می‌دانند اما حقوقدانان ارزش گرای مسلمان چنین اعتقادی ندارند.

بنابراین شایسته است که ابتدا به بررسی مبانی این حق بشری در متن منشور بپردازیم. دربند الف ماده 1 اعلامیه مذکور می‌خوانیم: «بشر بطور کلی، یک خانواده می‌باشد که بندگی نسبت به خداوند و فرزندی نسبت به آدم آنها را گرد آورده و همه مردم در اصل شرافت انسانی و تکلیف و مسوولیت برابرند بدون هر تبعیض از لحاظ نژاد، رنگ، زبان، جنس، اعتقاد دینی، وابستگی سیاسی یا وضع اجتماعی و غیره. ضمنا عقیده صحیح، تنها تضمین برای رشد این شرافت از راه تکامل انسان می‌باشد.»

همانطورکه ذکر شد در ماده اول شرط صحیح بودن برای عقیده و تفکر انسانی پیش بینی شده که در متون دیگرجهانی و منطقه یی حقوق بشری به چشم نمی‌خورد بنابر این «حق داشتن و بیان عقیده صحیح» مد نظر واضعان اعلامیه بوده است. پرسشی که در اینجا پیش می‌آید این است که عقیده صحیح چیست و معیار تشخیص آن کدام است؟ که با رجوع به اصول فقه و منطق اسلامی می‌توان «عقل سلیم» را تنها معیار دانست که البته برخی متفکرین بر سر تعریف آن اختلاف نظر دارند. همچنین شرط دیگری را در متن اعلامیه برای صحیح قلمداد کردن یک عقیده مشاهده می‌کنیم که در متن بند الف ماده 22 اعلامیه به آن اشاره شده و آن عدم مغایرت با شرع اسلام است.

در همین حال باید به ماده 7 اعلامیه جهانی حقوق بشر (مشابه ماده 26 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی) اشاره کنیم که اعلام می‌دارد: «همه در برابر قانون مساوی اند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.» بنابراین بر خلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر، شرط شرعی بودن (و نه قانونی بودن) در اینجا به عنوان قید دوم برای ابراز عقیده لحاظ شده است و در واقع «اصل حاکمیت شرع» جایگزین «اصل حاکمیت قانون» شده است. حال مساله اینجاست که مغایرت با اصول شریعت را چه شخص یا مرجعی باید تشخیص دهد؟ در این ضمینه اعلامیه مذکور ساکت است و مطلبی را بیان نمی‌دارد.

هر چند که با استناد به ماده 25 باید اظهار داشت که شریعت اسلامی تنها مرجع برای تفسیر و توضیح تمامی مواد اعلامیه می‌باشد.

اما این موضوع نیز خالی از اشکال نیست زیرا «واژه شریعت اسلامی» از آنرو که شاهد وجود مذاهب و فرقه‌های مختلف مسلمان هستیم و علمای هر یک از آنها نظرات مختلفی در باب مسائل فقهی دارند بیشتر سبب سردرگمی در استنباط علمی از مواد اعلامیه می‌شود.

برای حل این معضل بهتر است نظر (قول) مشهور فقهای شیعه را در نظر بگیریم که عموما معتقدند:

که ارتداد آن است که شخص پس از اسلام کافر شود و آن بر دو گونه است: 1- اگر شخص مرتد فطری باشد (یعنی پدر یا مادرش مسلمان باشند) کشته می‌شود و توبه اش پذیرفته نمی شود. 2- اگر شخص مرتد ملی (شخصی که پدر و مادرش مسلمان نباشند) باشد توبه داده می‌شود. اگر توبه کرد چیزی بر او نیست و اگر توبه نکند کشته می‌شود. حال باید ببینیم که سطور اعلامیه درباره ارتداد چه می‌گوید؟ در ماده 10 آمده: «تغییر این دین (اسلام) به دینی دیگر یا به الحاد، جایز نیست» همانطور که دیدیم در متن اعلامیه ارتداد جایز نیست ولی مجازاتی هم برای آن تعیین نشده است و می‌توان استدلال کرد که متن اعلامیه تعیین و میزان مجازات خروج از دین را به شرع (یا همان قانون عادی در حقوق عرفی) واگذار کرده است و در همینجاست که حقوقدان عرفی می‌پرسد حال که حد ارتداد در شرع اعدام است، باز هم می‌توان تعیین مجازات را به شرع سپرد یا حتما باید این مجازات در مجالس کشورهای مسلمان تصویب شده و در متن قانون گنجانده شود به عبارت ساده تر آیا می‌توان قوانین کشورهای اسلامی را منطبق با شرع فرض کرد؟ و نیز تفاوتی میان مرتد فطری و ملی در متن اعلامیه نیست.

اما می‌بینیم که بر خلاف اعلامیه در فقه اسلامی میان مرتدی که مسلمان زاده است با مرتدی که پیش تر کافر بوده و سپس مسلمان شده و آنگاه دوباره کافر شده است تفاوت آشکاری وجود دارد و توبه مرتد فطری پذیرفته نمی‌شود و شاهدیم که با بیگانگان مسلمان شده درباره خروج از دین مسامحه بیشتری صورت گرفته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS