دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارزش و آثار سكوت

No image
ارزش و آثار سكوت

 سكوت و سخن هر دو در جاي خود خوب و مطلوب و در غير آن نامطلوب است. پس باید سخنان را طبقه‌بندى كرد و در موارد لزوم سخن گفت. در موارد غيرضرورى نيز از سخن باز ايستاد؛ مثلاً اگر سخن گفتن براى هدايت كسى يا براى ابراز محبت به همسر و فرزند باشد، بسيار نيكو است. هم‌چنين احوال‌پرسى از ديگران و...؛ ولى اگر سخن لغو و بيهوده يا خداى ناكرده مشتمل بر گناه باشد، در اين صورت باید از آن پرهيز كرد. گاهي انسان وظيفه دارد در جايي سخن بگويد و از حقي دفاع كند، در اين صورت سكوت او مي‌تواند گناه باشد و او را از خداوند دور كند و گاهي نيز سخن گفتن متضمن دروغ و غيبت و تهمت و مانند آن است و باعث ارتكاب گناه و دوري از خداوند مي‌شود. بنابراين بايد انسان ببيند در كجا بايد سخن بگويد و در چه موقعيتي خوب است سكوت كند تا از آفات سخن گويي و سكوت بي‌مورد مصون بماند. در رابطه با پرحرفى چند نكته را مى‌توان مطرح كرد: الف) پرحرفى خصلت نكوهيده‌اى است و حتى‌الامكان تا ضرورتى پيش نيايد، نبايد به سخن گفتن مبادرت ورزيد؛ اما گاهى افراد در زمينه كم‌حرفى و سكوت، زياده‌روى مى‌كنند. كم‌حرفى و سكوت بيش از حد نيز به تدريج از انسان يك موجود عبوس و منزوى مى‌سازد. همانطورى كه پرحرفى مذموم است سكوت بى‌مورد نيز مذموم مى‌باشد. گفتنى است كه برخى با عنوان كم‌حرفى و سكوت، از ارتباط با ديگران احتراز مى‌كنند و كم‌كم به انزوا كشيده مى‌شوند؛ در حالى‌كه لازمه همكارى و تعاون، برخورد گرم و صميمى با ديگران است. ب) در مقابل اهانت ديگران گاهى بايد سكوت كرد و گاهى نيز بايد از خود دفاع نمود. ج) در محافل و برخوردها آن سكوتى ممدوح است كه برخاسته از تسلط بر نفس و براى پرهيز از اتلاف وقت ديگران و پرحرفى باشد. به عبارت ديگر دو سكوت داريم: سكوت از روى قدرت و سكوت از روى عجز و آن سكوتى ممدوح است كه از روى قدرت باشد نه از روى عجز و ناتوانى. در حديثي از حضرت على (عليه السلام) آمده است: «لا خير فى الصمت عن الحكم كما انه لاخير فى القول بالجهل؛ آنجا كه بايد سخن درست گفت، در خاموشي خيري نيست، چنان كه در سخن ناآگاهانه نيز خيري نخواهد بود». (نهج‌البلاغه، كلمات قصار 173) حضرت امير در جايى ديگر با صراحت فرموده‌اند: «تكلّموا تعرفوا؛ حرف بزنيد تا شناخته شويد [زيرا مرد زير زبانش پنهان است]». (همان، 3845) د) گاهي پرحرفي نوعي مكانيزم رواني ناخودآگاه است كه فرد براي مقابله با كم رويي و نداشتن اعتماد به نفس كافي از آن سود مي‌جويد تا نقيصه خود را به اين طريق جبران كند. براي عادت كردن به سكوت مفيد بايد: اولا، ارزش و آثار سكوت را دانست و در اين باره روايات بسياري داريم مثل (ميزان الحكمه، ج 5، ص 435): 1. سكوت طولاني را رعايت كن چون شيطان را از تو مي‌راند و در امر دين ياور و مددكار توست.

 2. سكوت دري از درهاي حكمت است؛ سكوت محبت مي‌آورد و راهنما به هر كار خير است.

3. انسان ساكت هيبتش زياد است. 4. اگر سخن گفتن نشانه سخنوري است در سكوت سلامت و ايمني از لغزش است. 5. هيچ نگهباني چون سكوت نيست. ثانيا، با تمرين و تكرار و مراقبه و محاسبه مي‌توان از پرگويي زبان و آفات آن جلوگيري كرد. اگر انسان متوجه و بيدار و مراقب اعمال و گفتار خود باشد و كلام خود را سبك و سنگين نمايد و عواقب و آثار آن را بسنجد و قبلاً درباره آن انديشه كند و سپس آن را بر زبان آورد و اگر از روي غفلت و سهل انگاري گناه و خطايي از زبانش سر زد با محاسبه اعمال هنگام خواب و طلب مغفرت و توبه آن را جبران نمايد و كم كم عملاً زمينه تكرار آن گناهان را از بين ببرد. 

خصوصيات افراد خلاق

خلاقيت عبارت است از تحولات دامنه‌دار و جهشي در فكر و انديشه انسان، بطوري كه حائز يك توانايي در تركيب عوامل قبلي به طرق جديد باشد و به تعبيري ديگر، خلاقيت عبارت است از به كارگيري كامل توانايي‌هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا راه‌حل يا مفهوم نو نسبت به خود شخص خلاق. در اين تعريف مفهوم نو محور اصلي تعريف را در بر مي‌گيرد و با توجه به آن، براي ديگران توقع و انتظار ايجاد مي‌شود. اما بايد دانست كه ممكن است يك راه‌حل، يك فكر يا يك مفهوم براي ديگران جديد نباشد و ليكن براي خود شخص خلاق، جديد و نو باشد. پس جديد بودن نسبت به خود شخص مهم است نه نسبت به ديگران. با اين بيان معلوم مي‌شود كه همه انسانها بنا به اصل تفاوت‌هاي فردي كه دارند، داراي خلاقيت و نوآوري هستند و نبايد تصور كرد كه خلاقيت منحصر به افراد تيزهوش و با استعداد است. فقط مهم شكوفايي اين استعدادهاست. اين از حكمت خداوند است كه همه افراد بتوانند در يك رشته داراي خلاقيت باشند و هركدام از طريقي به جامعه بشري خدمت نمايند. خلاقيت مقدمه ظهور استعدادها و ذوق‌هاست و باب آن براي همه بشر باز است، مهم شناختن خود و حركت به سمت اين دريچه است. خلاقيت را مي‌توان ديدن چيزها از يك منظرغيرمعمولي و نو، توجه به مسائل از زاويه‌اي كه هيچ كس ديگر نمي‌بيند و سپس ارائه رهيافت‌هاي جديد، غيرمعمولي و اثر بخش دانست. از این تعريف معلوم مي‌شود كه درباره مفهوم خلاقيت توافق عمومي‌وجود ندارد. خلاقيت را مي‌توان توليد انديشه، راهكار و مفاهيم غيرمعمول دانست كه از ديدن، الهام گرفتن و تشابه‌سازي مخصوص حاصل مي‌شود.

  تفاوت نوآوری با خلاقيت

ابداع، به معني نوآوري و توانايي ايجاد يك فكر و چيز نو بوده و در ظهور اوليه خلاقيت موثر است. ظهور اوليه ابداع در عالم ماده و حس است. با توجه به اين موضوع، به كارگيري خلاقيت را ابداع مي‌گويند. خلاقيت به معناي توانايي تركيب ايده‌ها در يك روش منحصربه فرد يا ايجاد پيوستگي بين ايده‌هاست ولي نوآوري، فرآيند اخذ ايده خلاق و تبديل آن به محصول، خدمات و روش‌هاي جديد عمليات است. البته خلاقيت و نوآوري چنان به هم تنيده‌اند كه شايد به دست آوردن تعريفي مستقل از هر كدام دشوار باشد، اما براي روشن شدن ذهن مي‌توان آنها را به گونه‌اي مجزا از هم تعريف نمود. خلاقيت پيدايي و توليد يك فكر نو است در حالي كه نوآوري عملي ساختن آن انديشه است. در واقع ابداع، ماحصل حركتي است كه نقطه آغازين آن خلاقيت و حيطه فكر بوده يا با به كارگيري تجارب ديگر به صورت يك پديده نوظهور، آشكار گرديده است. در كل مي‌توان گفت ابداع بدون خلاقيت، بي‌مفهوم بوده و ليكن خلاقيت بدون ابداع قابل تصور است. به عبارتي نماد ظاهري خلاقيت، نوشته يا گفتار يا يك فكر است كه مقد مه ابداع بوده و آن را به صورت يك پديده يا شيء ظاهر مي‌كند. به عبارتي ديگر تلاش‌هاي خلاقيت، وسيله‌اي براي نوآوري است. همچنين خلاقيت يك فعاليت فكري و ذهني است و بيشتر جنبه عملي دارد. همان‌گونه كه ظهور و بروز هر كاري و پيدايش هرچيزي زمينه و پيش نيازهايي دارد، خلاقيت هم همين گونه است. پيش نيازهاي خلاقيت عبارت‌اند از: هدف، انگيزه، تخيل، تفكرخلاق، هوش، پشتكار، دانش و مهارت و فضاي خلاق.

   خصوصيات افراد خلاق

 1-     فرد خلاق دائما در تلاش و انديشه است.

2براي تجربه جايگاه ويژه‌اي قائل است و به علت موفقيت‌ها و شكست‌ها مي‌انديشد نه به اثر آنها.

3-فكر كردن در آرامش را براي خود استراحت تلقي مي‌كند.

4-فرد خلاق به هر پديده‌اي از ديدگاه‌ها و جوانب مختلف نگاه مي‌كند و معمولا به شرايط موجود رضايت نمي‌دهد.

5- كنجكاو و پرسشگر است، پيرامون يك موضوع يا پديده سوال‌هاي متعددي را خلق مي‌كند و از افراد آگاه ومتخصص مي‌پرسد.

 6- درصدد بهترين راه‌حل‌ها يا كمترين هزينه فكري، زماني و مالي است.

 7- به مسائل، موقعيت، اشياء و چيزهايي دقت مي‌كند كه از ديد ديگران مورد غفلت قرار گرفته و درباره آنها فكر و نظر جديدي ارائه مي‌دهد.

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS