دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارمیا Jeremiah

No image
ارمیا Jeremiah

كلمات كليدي : ارميا، يرميا، كتاب مقدس، عهد قديم، انبياي متأخر

نویسنده : هادی جهانگشای

ارمیا کاهن و یکی از پسران حلقیا[1] از دومین انبیاء اعظم عهد عتیق می‌باشد.[2] شهر سکونت وی عناتوت و احتمالاً از نسل ابیاتار یکی از کاهنین دوران سلیمان پادشاه بوده است. معنی نام او مشخص نیست؛ ولی بعضی در مورد آن چنین نظر داده‌اند: «خداوند برمی‌افرازد» و «خداوند استوار می‌کند».

خدمات نبوتی(پیشگویی) ارمیا در سال 626ق.م آغاز  و اندکی بعد از سال 586ق.م خاتمه یافت. خدمت او اندکی بیش از صفنیا بوده و حبقوق و عوبریا معاصر با وی بوده‌اند.[3] روایت است که ارمیا توسط یهودیان در تحفنحیس[4]]نام شهری مصری واقع در دلتا که امروزه به نام «تل دفنه»(Tell defenneh) خوانده می‌شود[، سنگسار شده است. یک روایت یونانی نیز حکایت می‌کند که استخوانهایش توسط اسکندر به شهر اسکندریه آورده شد.

 

نویسنده و تاریخ نگارش

بعضی معتقدند که وی همراه باروخ(کاتب وی) به بابل رفته و تا زمان مرگ خود در آنجا مانده است.[5] در خود کتاب ارمیا، عباراتی آمده است که از آن برداشت شده است که این کتاب را ارمیا املا کرده و باروخ آن را نوشته است: «در سال چهارم یهویاقیم بن یوشیا، پادشاه یهودا، خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت: طوماری برای خود گرفته، تمامی سخنانی را که من درباره اسرائیل و یهودا و همه امت‌ها به تو گفتم ... در آن بنویس ... پس ارمیا باروخ بن نیریا را خواند و باروخ از دهان ارمیا تمامی کلام خداوند را که به او گفته بود در آن طومار نوشت»(36: 1-4).[6] با این حال، عالمان سنتی برآنند که به غیر از قسمتی از این کتاب که ارمیا املا کرده و باروخ نوشته بقیه را خود ارمیا نوشته و مسئول تنظیم کل کتاب نیز خود اوست.[7] اما نقادان جدید برآنند که این کتاب در مراحل گوناگون و به دست افراد متعددی ویراستاری شده است؛ هر چند اصل آن از ارمیا بوده، اما در هر مرحله، چیزی بر آن افزوده شده؛ تا اینکه به این شکل درآمده است. در تأیید این نظریه، هاکس در قاموس کتاب مقدس آورده است: «باب آخر این کتاب چنانکه معلوم است الحاقی است و احتمال می‌رود که کار عزرا باشد».[8]

 

محتوا

کتاب ارمیا در ردیف بیست و چهارم از مجموعه کتب کتاب مقدس قرار دارد؛ که مطابق تقسیم یهودی عهد قدیم جزو بخش کتاب‌های انبیاء، محسوب می‌شود. این کتاب به شرح زندگانی ارمیای نبی(ع) و وقایعی که بین سالهای 625- 580ق.م، در تاریخ سرزمین یهودا رخ داده است، می‌پردازد. در این کتاب بسیاری از تعالیم و پیشگویی‌های ارمیا را می‌توان یافت.[9] باب اول کتاب با بیان رسالت و پیامبری ارمیا آغاز می‌گردد و در باب های بعدی سخن از بی‌وفایی اسرائیل و پیروی آنها از خدایان غیر به زبان می‌آورد. باب هشتم در آیات 8 تا 10، از جانب خداوند، بنی‌اسرائیل را چنین توصیف می‌کند: «چگونه می‌گویید که ما حکیم هستیم و شریعت خداوند با ما است؛ به تحقیق قلم کاذب کاتبان به دروغ عمل می‌نماید؛ اینک کلام خدا را ترک نموده‌اید؛ بنابراین زنان ایشان را به دیگران خواهم داد و مزرعه‌های ایشان را به مالکان دیگر».[10]

در باب دهم ارمیا(ع) دعایی می‌کند و از خدا می‌خواهد که او را به انصاف خودش تأدیب نماید و او را با غضبش تأدیب ننماید؛ بلکه غضب خود را بر امت‌هایی که خداوند را نمی‌شناسند بریزد. در باب‌های 14 و 15 خداوند پیامهایی در ارتباط با خشکسالی و قحطی به ارمیا می‌دهد. در باب 17 روز شنبه با کار نکردن و بیرون نیامدن از خانه مقدس شمرده شده است. در باب بیستم ارمیا به خداوند شکایت می‌کند. کتاب مقدس این شکایت را چنین آورده است: «ای خداوند مرا فریفتی، پس فریفته شدم از من زورآورتر بودی و غالب شدی. تمامی روز مضحکه شدم و هر کس مرا استهزا می‌کند ... زیرا کلام خداوند تمامی روز برای من موجب عار و استهزا گردیده است.[11]

در باب 23 از انبیا سخن به میان آمده است: «و در انبیای سامره حماقتی دیده‌ام که برای بعل نبوت کرد. قوم من اسرائیل را گمراه گردانیده‌اند در انبیای اورشلیم نیز چنین هولناک دیدم مرتکب زنا شده، به دروغ سلوک می‌نمایند و دست‌های شریران را تقویت می‌دهند».[12]

در باب‌های 25 تا 29 جریان اسارت به بابل را پیشگویی کرده است. در باب‌های 36 تا 38 رنج و جفای رسیده به ارمیای نبی از جهت سوزانیدن طومار وی توسط یهویاقیم و نیز زندانی کردن ایشان را آورده است. باب 39 سقوط اورشلیم و کشته شدن جدلیا(یکی از رؤسای اورشلیم) و در باب 44 پیشگویی بر عیله فتروس در مصر را نوشته است.

در باب آخر دادرسی بر امتهای مختلف را آورده است. این باب یک ضمیمه تاریخی است؛ که در مورد سقوط اورشلیم صحبت به میان آورده است.

مقاله

نویسنده هادی جهانگشای
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - مسیحیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS