دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسناد مجازی

No image
اسناد مجازی

كلمات كليدي : مجاز، اسناد مجازی، بیان، فاعل غیرحقیقی، مجاز عقلی

«اسناد» مصدر باب «افعال» است به معنای نسبت دادن، بستن و منسوب کردن سخنی به کسی. در دستور زبان منظور از اسناد، رابطه‌ای است که بین مسند و مسندالیه ایجاد می‌شود و مسند و مسندالیه پیوندی را می‌جویند که بین آن دو ارتباط برقرار کند؛ این پیوند و نسبت دادن را اسناد گویند.

انواع اسناد:

1- اسناد حقیقی: آن است که فعل را به فاعل و کننده حقیقی آن نسبت دهیم، مانند در بیت زیر:

برّ آفرید و بحر و درختان و آدمی فردوس جای مردم پرهیزگار کرد

مسندالیه (او) خداست و اسناد آفریدن بحر و درختان و آدمی بر خدای تعالی اسنادی حقیقی است؛ اما اسناد مجازی، نسبت دادن کارها به فاعلی است که به حقیقت فاعل نبوده بلکه بینش و برداشت شاعرانه آن را توجیه می‌کند. این گونه اسناد در جهان ادب قلمروی بیکران دارد.

اسناد مجازی که آن را «مجاز عقلی» و «مجاز حکمی» نیز می‌گویند زیر مجموعه بحث «مجاز» در علم «بیان» است ویکی از انواع مهم و پر کاربرد آن محسوب می‌شود.

گاهی مجاز در محدوده کلمه است؛یعنی واژه‌ای در معنایی غیر از معنای اصلی خود به کار می‌رود که به آن مجاز مرسل می‌گویند. مجاز همیشه در حصار واژه و محدوده کلمه نمی‌ماند بلکه پرتو آن در اسناد و روابط کلمات نمایان می‌شود و در پرتو همین تأثیر است که کاری را به کسییا چیزی غیر از فاعل حقیقی آن نسبت می‌دهند، این همان مجاز عقلی است؛ زیرا، در اینجا عقل انسان است که به داوری برمی‌خیزد، به عنوان نمونه در بیت زیر از سعدی:

درخت غنچه برآورد و بلبلان هستند جهان جوان شد ویاران به عیش بنشستند

در واقع این درخت نیست که می‌شکفد و غنچه‌ها را بیرون می‌آورد بلکه این آفریدگار جهان است و این اسناد به درخت مجاز عقلی است. در ابیات زیر از فرخی سیستانی «خنده» و اسناد آن به «گل» ویا مناظره بین «گل سوری»‌و «سبزه» تنها از راه اسناد مجازی قابل توجیه است:

گل بخندید و باغ شد پدرام ای خوشا باغ اندرین هنگام

گل سوری به دست باد بهار سوی سبزه همی دهد پیغام

که تو را با من از مناظره‌ای است من به باغ آمدم به باغ خدام

سیروس شمیسا، اسناد مجازی را اغتشاش در محور هم‌نشینی زبان می‌داند. او دامنه این اصطلاح را گسترده‌تر از دیگران در نظر می‌گیرد. و علاوه بر اسناد فعل به فاعل غیر حقیقی، به نسبت دادن هر مسندی به مسندالیه غیر طبیعی و غیر متعارف را اسناد مجازی می‌شمارد ، مثل:

ما جگر گوشه ابریم و پسر خوانده کوه!

(ملک‌الشعرای بهار)

(جگر گوشه وپسر خوانده قائل شدن برای ابر و کوه اسناد مجازی است)

سلام! ای شب معصوم

(فروغ فرحزاد)

(صفت معصوم برای شب اسناد مجازی است)

از نظر وی گفتگو با طبیعت نیز در حوزه اسناد مجازی است:

ای ابر که گربگریی و گه خندی کسی داندت چگونه‌ای و چندی

(مسعود سعد سلمان)

شمیسا معتقد است اسناد مجازی شامل بحث «مجاز» و «استعاره» در علم بیان است؛ اما، مولف واژه‌نامه هنر داستان‌نویسی معتقد است: «این نوع مجاز به صورت ترکیب به کار می‌رود و در «تشخیص» و «اغراق» کاربرد فراوانی دارد».

به نظر نگارنده نیز ارتباط بین «تشخیص» و «اغراق» با «اسناد مجازی» مشهودتر است زیرا، تشخیص (جان‌بخشی) عبارت است از نسبت دادنیکی از ویژگی‌های انسانی به موجود غیر جاندار، مثلاً در بیت زیر از حافظ:

بنفشه طره مفتول خود گره می‌زد صبا حکایت زلف‌ تو در میان انداخت

«گره زدن زلف»که عملی انسانی است، به بنفشه نسبت داده شده است. از طرفی نیز «بنفشه» به انسانی تشبیه شده که دارای زلف است و از این جهت می‌تواند تشخیص می‌باشد. اصولاً تعیین مرز دقیق «تشخیص» و «اسناد مجازی» دشوار است.

رابطه «اسناد مجازی» با «اغراق» نیز کاملاً حاصل می‌شود، وقتی عملی را بهیک فاعل غیر حقیقی نسبت می‌دهیم در واقع آن فاعل را بیش از آنچه که توانایی دارد توصیف کرده‌ایم و این خود اغراق است. مثلاً در جمله «ستاره می‌خندید» خندیدن از ستاره برنمی‌آید و ما با نسبت دادن آن به ستاره در توانایییا زیبایی ویا سایر خصوصیات آن اغراق کرده‌ایم.

اسناد مجازی مخصوص زبان ادبی است؛ زبان را وسعت می‌بخشد و با الفاظ محدود در بیان معانی نامحدود می‌کوشد. تلاشی که اسناد مجازی در ذهن می‌آفریند، راز هنری بودن و زیبایی آن است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
Powered by TayaCMS