دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اشتداد

No image
اشتداد

كلمات كليدي : اشتداد، عصير، غَلَيان

نویسنده : محمدرضا ارائی

«اشتداد» در لغت به معنای «سرعت گرفتن»[1] و در کتب فقهی به معانی ذیل آمده: «غلیظ شدن، زیرو رو شدن، بالا آمدن عصاره، شدت جوش آمدن عصاره، سفت و سخت شدن، کف انداختن، بخودی خود جوش آمدن، شدت و افزایش جوش آمدن، قوت و صلابت، رسیدن به حد کمال»[2]

در هر صورت برای آن معنای اصطلاحی خاصی ذکر نشده است.

احکام اشتداد:

«اشتداد» به تنهایی دارای حکمی نمی‌باشد، بلکه در ضمن موضوعی، مانند «عصیر عنبی» (شرابی که از انگور گرفته می‌شود) احکام آن بیان می‌شود.

حکم اول: حرمت و حلیّت.

هنگامی که، انگور بجوشد و این جوشش شدت و افزایش پیدا کند، تا زمانی که تبدیل به سرکه نشود یا دو سوم آن کم نگردد حرام است.[3]

مستندات:

1- سنت:

«کُلّ عصیر اصابته النار، فهو حرام، حتی یذهب ثلثاه و یبقی ثلثه»[4]

هر عصاره‌ای که روی آتش قرار گیرد حرام است، مگر اینکه بر اثر حرارات آتش. دو سوم آن کم شود و یک سوم آن، باقی بماند.

این روایت از نظر دلالت، روشن و از نظر سند صحیح می‌باشد، و به جز این روایت احادیث فراوان و معتبری وجود دارد، که می توان به کتب روایی مراجعه نمود.[5]

2- اجماع:

پیرامون تحریم میان فقها هیچ اختلافی وجود ندارد، و بر حکم تحریم اجماع دارند.[6]

حکم دوم: نجاست و طهارت

دربارة نجاست و طهارت عصیر عنبی (بعد از غلیان و اشتداد و پیش از آنکه تبدیل به سرکه شود یا دو سوم آن کم گردد) چهار نظر بیان شده است، که به آنها اشاره می‌شود:

1- نجاست،[7] (چه با اشتداد، چه بدون آن، چه غلیان با آتش باشد چه بدون آن)

2- طهارت[8] (چه با اشتداد، چه بدون آن، چه غلیان با آتش باشد چه بدون آن)

3- پیش از اشتداد، پاک است، ولی بعد از اشتداد نجس می‌باشد.[9]

4- اگر غَلَیان (جوش آمدن) بواسطه حرارت آتش باشد پاک است، اما اگر بواسطه حرارت خورشید یا بخودی خود باشد نجس است.[10]

مستند این چهار فتوای مذکور

دلیل فتوای اول: روایات و اجماع منقولی است که عصیر عنبی (بعد از غلیان) را در حکم «خمر» یا خود «خمر» می‌داند که بارزترین حکم آن نجاست و حرمت است.

دلیل فتوای دوم: اصل طهارت می‌باشد، مبنی بر اینکه هر چیزی پاک است، مگر اینکه علم به نجاست آن داشته باشیم.

دلیل فتوای سوم: اینکه پیش از اشتداد، پاک است قاعده طهارت می‌باشد که بیان شد واینکه بعد از اشتداد نجس است احادیثی که در آن چنین آمده: «...لاخیر فیه...» که نفی خیر از هر جهت با نجاست موافق است نه با طهارت، همچنین روایاتی که از عصیر عنبی (پیش از کم شدن دو سوم آن) با عنوان «خمر» یا «مسکر» ذکر شده و ادعای اجماعی که صاحبان این فتوا ذکر نموده‌اند.[11]

دلیل فتوای چهارم: نجاست تابع عنوان «خمر» است.[12]

مقاله

نویسنده محمدرضا ارائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS