دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعتماد به نفس

No image
اعتماد به نفس

اعتماد به نفس از اصلي‌ترين عوامل رشد مطلوب شخصيت است. نياز انسان به اعتماد به نفس در راستاي رسيدن به اهداف خود در زندگي امري انكار ناپذير است. در تعريفي ديگر اعتماد به نفس به معناي ايمان به توانايي‌‌هاي ذاتي و استعدادهاي دروني فرد بر مبناي توكل بر خداوند تعبير شده است. از ديدگاه اخلاق قرآني، انسان وظيفه دارد به دنبال عناصر سازنده‌‌اي باشد كه شخصيت را از آفت‌هاي نفس مصون نگه مي‌دارد. نكته مهم در اين شيوه شكل‌گيري، توجه به زيربناهاي اخلاق است كه از منظر قرآن مساله تقوي موضوع اصلي به حساب مي‌آيد، زيرا ميزان سنجش خوبي و بدي انسان تقوي است كه به زبان ساده پرهيز داشتن است كه اين پرهيز به نوعي سنجش لحظه‌اي در عملكرد «حسابرسي انسان در زمان انجام عمل است» يعني افعال انسان به‌طور كامل مورد كنترل دائم شخص باتقوي قرار داشته باشد. اينكه خداوند مي‌فرمايد: پيامبر خلق نيكو دارد يعني در همه حال مراقب عملكرد خويش است. اما براي به‌كارگيري مطلوب اين مراقبت خاص، لازم است انسان فكر و انديشه خويش را ميزان سنجش قرار دهد. در نتيجه از آنجا كه انديشه صحيح مبناي اصلي پرهيزكاري است، نتيجه چنين وضعيتي انسان را از نقطه نظر رفتاري وارد مرحله‌اي مي‌گرداند كه پيامبر (ص) به آن درجه رسيد و آن «لا يهوله شيء من امور الدنيا» است كه هيچگاه موضوعي حضرت محمد (ص) را مضطرب و هراسان نمي‌كرد. از اين رو اعتماد به نفس از اساسي‌ترين عناصر تكامل صحيح انديشه است كه بسيار هم مورد توجه انبيا و امامان بوده است. در اين مورد حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: «من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهواته»؛ باارزش‌ترين سرمايه انسان عزت نفس است، زيرا خواهش‌هاي بيجا را خوار و مهار مي‌كند. بي‌شك اعتماد به نفس صفتي است كه در هنگام به وجود آمدن معضلات زندگي گشايش ايجاد مي‌كند و در تعريفي مي‌توان گفت اعتماد به نفس فضيلتي است كه در تنگناهاي زندگي گشايش و آرامش‌آفريني مي‌كند. از اين رو شخصي كه داراي اعتماد به نفس باشد در آينده انسان موفقی خواهد بود، زيرا احساس اعتماد به نفس در فرد به بالا بردن ميزان خودباوري او كمك مي‌كند و به او ياد مي‌دهد با تكيه بر اين حس از استعدادهاي دروني خود بهره‌گيري بهينه نمايد كه در لحظات بحراني آرامش خود را حفظ كند تا به آساني تحت تاثير تنش‌هاي محيط خود قرار نگيرد و از آنجا خودباوري احساسي است كه با اعتماد به نفس ارتباط مستقيم دارد تاثير عوامل تنش‌زا همواره به عنوان يك خطر، احساسات را تهديد مي‌كند. و نكته مهم‌تر اينكه همواره تنش‌ها باعث به وجود آمدن فاصله بين فكر و اعتماد به نفس مي‌شود و همگرايي در عملكرد فكر و اعتماد به نفس را مختل مي‌كند در نتيجه اضطراب و بي‌ثباتي نخستين حاصل چنين وضعيتي خواهد بود.

جلوه های صداقت

کسى که در «گفتار»، صادق و راست باشد، از «دروغ» پرهیز مى کند، چه به شوخى چه جدى. کسى که در «دوستى» صادق باشد، به مقتضیات دوستى پاى بند است و ایثار و فداکارى، گذشت نسبت به خطاها، تحمل تندیها و جفاها، همکارى در گرفتاریها و نیازمندیها، همدردى در مشکلات و غمها خواهد داشت. کسى که در «ایمان» صادق باشد، از نفاق و دورنگى و ریا دورى مى کند. آن که در «زهد»، صادق باشد، ریاکارانه و از روى مردم فریبى، تظاهر به زهد و ساده زیستى و ترک دنیا نمى کند. آن که در پند و موعظه و تبلیغ و ارشاد صداقت داشته باشد، عملش آینه حرفش و رفتارش شاهد گفتارش خواهد بود. «صدق در عهد» وفاى به قولها و قرارها و تعهدات است. اینگونه صداقتها، معیار و ملاک مسلمانى و نشانه نزدیکى فکرى و عملى به صاحبِ شریعت، حضرت رسول(ص) است، که فرمود: «اَقْرَبُکُمْ مِنّى غَداً فی اَلمَوقِفِ اَصْدَقُکُمْ فى الحدیثِ وَ اَدّاکم لِلأمانه وَ اَوْفاکم بِالعَهد ...» نزدیکترین شما به من در موقف قیامت، کسى است که راستگوتر، امانت دارتر و باوفاتر به پیمان باشد. به فرموده پیامبر خدا(ص): راستى در گفتار، تعهد نسبت به امانت مردم و وفا به پیمان، نشانه «صداقت» و معیار قرب به آن حضرت است و هر که دروغگو، خائن و بى وفا باشد، از آن رسول صدق و امانت و وفا فرسنگها فاصله دارد.

اهمیت دوران خردسالی

اگر خردسالی به روشهای نیکو و رفتارهای خوب انس و عادت پیدا کند، این عادت در او مستمر و بلکه رو به شدت و افزایش است و ما اگر کودک را در این دوره مهمل گذاشته، پس از آنکه این عادت در او راسخ گشت انتقال او از این عادات به عادات دیگر، برای مربی دشوار است. موثرترین دوران شکل گیری اخلاق کودک، خردسالی است، زیرا خردسال به راحتی و آسانی تربیت‌پذیر‌‍‍‍ است؛ سریعتر تحت تاثیر قرار می گیرد و هنوز در او شرایطی که مانع اطاعت او باشد به وجود نیامده است. بنابراین اگر خردسال به امری عادت کند چه خوب و چه بد این عادت به آسانی خلل پذیر نیست.اگر خردسالی به روشهای نیکو و رفتارهای خوب، انس و عادت پیدا کند، این عادت در او مستمر و بلکه رو به شدت و افزایش است و ما اگر کودک را در این دوره مهمل گذاشته و یا او را به اموری که طبیعت و سرشت او اقتضای آن را ندارد، عادت دهیم و سپس شروع به تربیت و تهذیب او نمائیم پس از آنکه این عادت در او راسخ گشت انتقال او از این عادات به عادات دیگر، برای مربی دشوار است. زیرا اکثر انسانها عادتهای بد خود را از دوران خردسالی به یادگار دارند.خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: هر گاه برگردانده می شدند به آنچه که از آن نهی شدند، دوباره به آن دچار می گشتند (سوره انعام، آیه 28). از این آیه چنین استفاده می شود که باید از راه تعلیم و تلقین، افراد را به فضیلت عادت دهیم و یکی از بزرگترین اشتباهات آن است که برخی می گویند کودکان را به حال خود واگذاشت تا آنها آزادانه و بی بندوبار از تمایلات پیروی کنند، دلیل آنها این است که باید کودک را بر اساس آزادی و استقلال تربیت شود، در پاسخ به آنها باید گفت: اگر چه آزادی در تربیت تا حدودی بسیار خوب است ولی کمتر کسی پیدا می شود که در کودکی آزادانه از تمایلات خود پیروی می‌کرده و در دوران رشد و بزرگسالی بتواند تمایلات خود را تعدیل و تنظیم نماید زیرا این حالت بی بندوباری و پیروی آزادانه از تمایلات، در او به صورت راسخه درآمده است. از دیدگاه اسلام پدر و مادر مهمترین نقش ها و وظایف را در رشد و تربیت کودک برعهده دارند. اسلام از همان ابتدای تولد، برنامه ها و دستورهای خاصی را برای رشد و تربیت کودک تنظیم فرموده و اجرای آن را برعهده والدین قرار داده است. اصولا اسلام در مورد رشد و تربیت، حقوق مسلمی را برای کودکان قائل است.امام سجاد (ع) می فرماید: حق کودک بر تو این است که بدانی وجود او از توست و بد و خوب او در این دنیا به تو ارتباط  پیدا می کند و باید بدانی که در سرپرستی او مسئولیت داری و مسئول هستی که او را به بهترین وجه تربیت کنی و برعهده توست که او را به خداوند بزرگ راهنمایی کنی. اسلام در سراسر دوره کودکی و نوجوانی که مهمترین دوران رشد و تربیت کودک است، برنامه های خاص و سفارش های تربیتی بسیاری را در انتخاب اسم، در نحوه شیر دادن و از شیر گرفتن، در جهت و مهرورزی به کودکان و در رعایت عدالت و وفای به عهد نسبت به آنها، چه در دوره بلوغ و چه در دوره جوانی بیان فرموده است. استغزالی می گوید: ما باید کودکان را به هنگام  خردسالی تعلیم دهیم زیرا تعلیم در خردسالی مانند نقش در سنگ، راسخ و پایدار می ماند و تنها راه تمرین کودکان آن است که در خردسالی مورد عنایت قرار گرفته و تمرین او در سنین پائین انجام گیرد، زیرا قلب پاک او گوهر گرانبهای ساده و بسیطی است که خالی از هرگونه نقش و قابل برای هرگونه نقش است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS