دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

افشاء اسرار حرفه ای

No image
افشاء اسرار حرفه ای

افشاء اسرار حرفه اي، عنصر قانوني افشاء اسرار، عنصر مادي افشاء اسرار، عنصر معنوي افشاء اسرار.

نویسنده : مهدي رجبي اصل

سرّ در لغت به هر کار پوشیده و مخفی اطلاق می‌گردد،[1]یعنی امری که انسان آنرا در درون خود مخفی نگه می‌دارد، و ملاکهای اساسی برای سرّ چند چیز است 1- افشای آن به آبرو و حیثیت افراد لطمه وارد کند، 2- مصلحت مشروع اقتضا نماید که آن سرّ مخفی بماند؛ 3- افراد محدودی آن راز و سرّ را بدانند.

منظور از حرفه‌ای اینست که اشخاص آن راز و سرّ را به مناسبت حرفه و شغل بدست آورده باشند.

بنابراین می‌توان سرّ را امری دانست که به مناسبت شغل و حرفه‌ای در اختیار دیگری قرار می‌گیرد و مصلحت مشروع، اقتضا می‌کند که آن سرّ مخفی بماند. به همین علت است که این قبیل اسرار را اسرار حرفه‌ای نامند و خود آن اشخاص را رازداران قهری می‌خوانند. و ملاک قابل مجازات بودن افشای اسرار، قوت جنبۀ عمومی این عمل است؛ چون دارا بودن شغل و حرفه‌ای که مردم نیازمند مراجعه به آن می‌باشند موجب اطمینان مردم شده و مردم با تکیه بر این اطمینان راز و سرّ خود را پیش از این افراد بازگو می‌کنند و افشای راز موجب بی اعتمادی مردم می‌شود و موجب اختلال در نظم اجتماعی خواهد شد.[2]

عنصر قانونی این جرم:

مادۀ 648 «قانون مجازات اسلامی» مقرر می‌دارد: اطباء و جراحان و ماماها و داروفروشان و کلیّه کسانی که به مناسبت شغل و حرفۀ خود محرم اسرار می‌شوند هرگاه در غیر از موارد قانونی، اسرار مردم را افشاء کنند به سه ماه و یک روز تا یکسال حبس و یا یک ملیون و پانصد هزار تا شش ملیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شوند».

شرائط تحقق جرم افشاء سرّ:

1- رکن مادّی یا عمل افشاء سرّ؛ مقصود از افشا سرّ، اعلام و اِفْهام آن به دیگران است، ممکن است اعلام بوسایل کتبی اعم از مطبوعاتی و غیر مطبوعاتی صورت پذیرد و ممکن است به صورت زبانی باشد. تعداد اشخاصی که به آنان افشا می‌شود شرط نیست. بازگو کردن سرّ ولو به عنوان کاملاً خصوصی و محرمانه به یک نفر نیز مشمول این ماده خواهد بود. همینطور افشای قسمتی از سرّ در صورتیکه دارای وضوح کافی باشد از مصادیق این ماده خواهد بود. و همچنین مطلع بودن قبلی افرادی از موضوع سر، مجوزی برای افشای آن از طرف راز دار حرفه‌ای نیست.[3]

2- شخصیت رازدار: فاش کننده مطلب باید از جمله کسانی باشد که به مناسبت شغل یا حرفۀ‌ خاص خود، محرم اسرار مردم می‌باشند. بنابراین افراد و اشخاص محدود و معیّنی مکلف به حفظ اسرار خواهند شد. قانونگذار در مادۀ 648 اطباء و جراحان و ماماها را رازداران حرفه‌ای معرفی کرده است.[4]

3- وجود سرّ حرفه‌ای: امر فاش شده در میان صاحب سرّ و طرف او جنبۀ نهانی داشته و دیگران از آن با خبر نباشند بعلاوه مطلب به نحوی باشد که صاحب آن فقط به اعتبار حرفه و موقعیّت طرف، ناگزیر از ابراز آن به او شده باشد. ولی شرط نیست که سرّ به نحوی باشد که افشاء آن موجب ضرر شخصی صاحب آن نیز گردد؛ چون در این مورد آنچه موجب مجازات است نفس عمل افشاء سرّ حرفه‌ای است.[5]

4-عنصر معنوی این جرم:جرم افشای اسرار حرفه‌ای از جرائم عمدی است و تحقق عمد ناظر به آن است که مرتکب سرّی را که باید نزد او محفوظ بماند آگاهانه بازگو کند. بنابراین وجود عمد عامّ مرتکب به حس اعتماد و اطمینان مردم نسبت به وضع خاص اجتماعی و شغل و حرفه‌اش کافی برای تحقق جرم است و نیاز به قصد اضرار به غیر یا (عمد خاص) ضرورت ندارد. همچنین افشای غیرعمدی سر از ناحیۀ رازدار حرفه‌ای به علت سهل انگاری و بی‌دقتی و غیره نیز از شمول ماده خارج است.[6]

5- افشای سرّ به موجب قانون تجویز نشده باشد: چنانچه در متن ماده 648 این شرط با عبارت زیر بیان شده است «هر گاه در غیر از موارد قانونی اسرار مردم را افشا کنند»:

اهم موارد تجویز شده از طرف قانون به این شرح است: 1- گاهی برای تأمین مصالح بهداشتی افراد جامعه افشا سرّ از ناحیۀ رازداران حرفه‌ای مجاز است. 2- در پاره‌ای از اوقات قانونگذار به منظور حفظ مصالح و منافع اجتماعی، اشخاص معینی را مکلّف به بیان اطلاعات . معلومات شغلی خود می‌نماید، هر چند آن اطلاعات واجد خصیصۀ سرّی باشند. مثلاً در مواقعی که جرم واقع شده ولی هنوز مرتکب آن تحت تعقیب قرار نگرفته است. و از این حیث اطلاعات آن اشخاص راجع به موضوع جرم جزو اسرار مرتکب » تلقی می‌شود در این قبیل موارد افشای چنین سرّی نه تنها جرم نیست بلکه خودداری از بیان بموقع آن جرم محسوب می‌شود مانند: موادّی از تعزیرات ناظر به اطلاع ضابطین دادگستری و سایر مأمورین صلاحیتدار از وجود قمارخانه‌ها یا اماکن عمومی معدّ برای صرف مشروبات الکلی است که مقامات مزبور مکلف به اعلام مراتب به دادسرا خواهند بود.[7]

مقاله

نویسنده مهدي رجبي اصل
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS