دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اقتصاد سیاسی

No image
اقتصاد سیاسی

اقتصاد سیاسی، اقتصاد كلاسیك، خرده‌بورژوازی، پرولتاریا،مرکانتی لیسم

نویسنده : محمد محمدي

اقتصاد سیاسی در گذشته مترادف با اقتصاد و علم اقتصاد به‌کار برده می‌شد؛ امّا، امروزه مراد از آن شعبه‌ای از علم اقتصاد است که امور اقتصادی را با دیدگاه سیاسی و اجتماعی بررسی می‌کند.

هدف اقتصاد سیاسی، بررسی و شناخت قوانین تولید و توزیع ثروت‌های مادی در مراحل مختلف تکامل جامعه بشری است؛ به عبارت دیگر قوانین تولید و توزیع ثروت‌های مادی جامعه را بررسی و چگونگی تحول جوامع در مراحل مختلف تکامل اجتماعی را توضیح می‌دهد. در اقتصاد سیاسی مسئله طبقات اجتماعی و نقش و منافع آن‌ها در تولید و توزیع ثروت جامعه اهمیت خاص خود را دارد.

نخستین بار اصطلاح اقتصاد سیاسی توسط پیروان مکتب مرکانتی لیسم (سوداگری) مطرح شد؛ (دوران ابتدایی سرمایه‌داری اواسط قرن شانزدهم و اواخر قرن هفدهم معمولاً به عنوان دوره سوداگری یا مرکانتی لیسم خوانده می‌شود. مرکانتی لیست‌ها برای تمرکز قدرت، دولت‌ها را به ثروتمند‌ شدن و زراندوزی تشویق می‌کردند و این سیاست‌های اقتصادی معمولاً در جهت تأمین سودهای هنگفت برای شرکت‌های بزرگ تجاری بود.) و پس از آن مورد توجه و بحث علمای کلاسیک اقتصاد، نظیر آدام اسمیت و دیود ریکاردو قرار گرفت.

در جریان تکامل سرمایه‌داری اروپای صنعتی، صاحب‌نظران اقتصاد سیاسی روزبه روز گرایش بیشتری به منافع طبقاتی و نقش طبقات در اقتصاد جامعه یافتند و جانبداری علمی از طبقات خاص اجتماعی مانند بورژوازی (طبقه‌ سرمایه‌داری) که مالک وسایل اساسی تولید است و با استثمار کار دیگران زندگی می‌کند)، خرده‌ بورژوازی و پرولتاریا (طبقه کارگر صنعتی) رواج روزافزونی یافت.

أ‌)اقتصاد سیاسی بورژوازی:

مکتب کلاسیک (که پایه تحقیق علمی اقتصاد سرمایه‌داری را گذاشت) نظام سرمایه‌داری را بدون نقص می‌دانست و مدافع منافع بورژوازی بود.

ب‌) اقتصاد سیاسی خرده بورژوازی:

که معرف منافع اقشار متوسط است، در آغاز قرن نوزدهم و همزمان با تشدید ورشکستگی تولیدکنندگان کوچک ظاهر شد؛ پرودون و سیسموندی از نمایندگان معروف این مکتب هستند که توانستند برخی از تضادهای سرمایه‌داری و راه‌های تکامل آتی آن را روشن کنند.

ج) اقتصاد سیاسی پرولتری (مارکسیستی):

توسط مارکس (بنیانگذار سوسیالیسم علمی و یا همان کمونیسم که برنامه‌ای برای براندازی سرمایه‌داری است) و انگلس که، قدرت‌های مادی تولید و مبارزه طبقاتی را نیروهای بنیادی فعال در تاریخ می‌دانستند و هدفشان رسیدن به جامعه بدون طبقه بود) تدوین شد؛ و بیانگر قوانین عینی درونی پیدایش، تکامل و نابودی شیوه تولید سرمایه‌داری است، از این میان مارکس توجه خود را به منافع طبقه کارگر صنعتی اروپای غربی معطوف داشت و از دیدگاهی انتقادی به یافتن قوانین و نظامات جوامع سرمایه‌داری پرداخت.

از نظر مارکس مناسبات تولید و نیروهای مولد و چگونگی هم‌خوانی یا تضاد آن‌هاست که حکومت جوامع را مشخص می‌سازد. در این دیدگاه مقولات اساسی مانند طبقات اجتماعی، ارزش کار،‌ تقسیم کار اجتماعی اهمیت خاص دارند. امروزه اقتصاد سیاسی معمولاً مترادف با روش تجزیه و تحلیل مارکسیستی جوامع هست، حتی مارکس و انگلس اقتصاد سیاسی را نامی برای علم اقتصاد دانسته‌اند.

مقاله

نویسنده محمد محمدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
Powered by TayaCMS