دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

الهیات

No image
الهیات

كلمات كليدي : الهيات، تئولوژي، علم وحي، علم الهيات، خادمه الهيات

نویسنده : رضا میرزائی

کلمه Theology از واژه یونانی Theologia اخذ شده است، که خود این واژه نیز مشتق از دو بخش Theo، به معنای خدا و Logia، به معنای گفتار و نظر است. پس واژه تئولوژی به معنای گفتار و نظر درباره خداست. این واژه اولین بار در رساله جمهوری افلاطون مورد استفاده قرار گرفته است. به همین جهت افلاطون را واضع آن می‌دانند تا آنجا که «اگوستین» قدیس افلاطون را «پدر الهیات» می‌داند.

علم الهیات در نزد مسیحیان به همه مظاهر تلاش آنها برای فهم ایمان مسیحی اطلاق می‌شود. علمای الهیِ بنیادگرا تاکید می‌کنند که ما نمی‌توانیم شناختی از خدا داشته باشیم مگر آنچه را که خود خدا برای ما مکشوف کند. بر این اساس علم الهیات همان «علم وحی» خواهد بود.[1] در تعریف آن به اختصار گفته شده است «علمی است که درآن از خدا بحث می شود.» صحیح است که مبدا تاسیس این علم، یونان و عالم مسیحیت بوده است و در معنای خاص خود محدود به مسیحیت می شود، ولی از جهت موضوع عام بوده و شامل ادیان غیر از مسیحیت هم می‌شود.[2] از جمله مباحثی که در محدوده الهیات می‌گنجد، موضوعات زیر است:

مطالعه در باب تعالیم کتاب مقدس، تلاش برای فهم حقایق در پرتو تعالیم مسیحی، تحولات تاریخی در عبارات بیان کننده ایمان مسیحی در طی قرون،‌ توضیح آنچه که تنها با عقل می‌توان درباره خدا دانست،‌ بیان معنای قداست مسیحی و راه‌های دست یابی به آن، بنیادهای اخلاقی و تاثیر عملی تعالیم مسیحیت در زندگی مسیحیان.[3]

در دوره تاسیس مسیحیت که بحث درباره خدایان رومی و یونانی کنار گذاشته شد، الهیات منحصر به تعالیم مسیحی گردید، و در دوره متقدم آبای کلیسا، علم الهی منحصر به بحث درباره وجود خدا بود و به فعل الهی و مسائلی از قبیل تجسد نمی‌پرداخت، ولی به تدریج غیر از وجود خدا، شامل کلیه حقایقی که خدا وحی کرده و در واقع حقایقی که مربوط به فعل الهی است، گردید. بدین ترتیب مبحث ایمانی و دینی نیز جزء آن و نظر و عمل دینی تابع آن شد. در سراسر دوره مسیحی، درغرب همه علوم و فنون تابع الهیات و در ذیل آن بودند. در برنامه درسی قرون وسطی، در دوره مدرسی در راس همه فنون هفتگانه، علم الهی بود و سایر علوم در واقع مقدماتی برای خواندن الهیات بودند. لذا در قرون وسطی از فلسفه به «خادمه الهیات» تعبیر می‌شد. علم الهیات به اعتبارهای مختلفی تقسیم شده است، که مهمترین تقسیم آن تقسیم به الهیات عقلی و نقلی است.

مترجمان اسلامی در ترجمه واژه تئولوژی واژه علم کلام رابه کارمی برند که ترجمه ای ناقص ازاین واژه است، چرا که تئولوژی اعم از کلام است. باید توجه کرد که فقط بخش Apologetics الهیات،که بخش دفاعیات دینی درمقابل شبهات منکران و مخالفان است و سابقأ شعبه‌ای از الهیات جزمی بود، با موضوع اصلی کلام اسلامی نزد قدما مطابق است. که این بخش را هم خارج از الهیات و بعنوان یک سبک یا مقدمات الهیاتی جزمی می‌دانند. ترجمه این کلمه به الهیات بالمعنی الاخص یا الهیات خاصه مناسب‌تر از ترجمه به کلام است. چون موضوع الهیات خاصه واجب الوجود وصفات اوست. البته ترجمه دقیق‌تر این کلمه واژه علوم ربوبی یا همان الهیات می‌باشد.[4]

مقاله

نویسنده رضا میرزائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
Powered by TayaCMS