دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برهان ترتب

No image
برهان ترتب

كلمات كليدي : ترتب، برهان ترتب، براهين ابطال تسلسل، تسلسل محال

نویسنده : حسن رضايي

برهان در لغت عبارتست از بیان حجت و واضح نمودن آن و یا خود حجت. در علوم عقلی مراد از آن، حجتی است که مقدمات آن یقینی است.[1] ترتب یعنى پى در پى، دنبال هم و وابستگى امرى بر امرى دیگر و از نظر فلسفی عبارتست از پی در پی هم بودن مراتب لاحق یک سلسله از لحاظ وجودی و ماهوی بر مراتب سابق؛ چنانکه در عقول طولیه عقل لاحق مترتب بر عقل سابق است و در سلسله علل و معلول هر معلولى مترتب بر علت خود می‌باشد.[2]

برهان تسلسل

برهان ترتب یکى از براهین ابطال تسلسل می‌‌باشد. تسلسل در لغت به معنى زنجیروار و در پى هم بودن است.[3] برخی از متکلمان هر نوع تسلسلی را باطل می‌دانند ولی فیلسوفان فقط یک نوع تسلسل را باطل می‌دانند و آن تسلسلی است که تحقّقش از لحاظ عقلى غیر ممکن است و به «تسلسل محال»مشهور است و در مباحث فلسفى از این نوع تسلسل براى اثبات یا ردّ بعضى مقاصد استفاده مى شود.تسلسل فلسفی دارای سه شرط می‌باشد:ترتیب و توالی اجزا یا آحاد آن سلسله، اجتماع این اجزا و آحاد با هم، ادامه یافتن این اجزا وآحاد تا بی نهایت.[4]از همین روست که حرکت و زمان مى توانند بى نهایت تسلسل داشته باشند و در عین حال وجود داشته باشند و حوادث نیز مى‌تواند مستمرّ و بى‌نهایت باشند؛ زیرا در این موارد، «اجتماع آحاد» که یکى از شرایط بطلان تسلسل است محقق نیست.یا نفوس ناطقه گذشتگان مى‌توانند بى‌نهایت تسلسل یابند؛ زیرا فاقد شرط «ترتیب»هستند.[5]برای اثبات بطلان تسلسل حدود 10برهان ارائه شده است که برخی از آنها دارای نام‌های خاصی هستند و عبارتند از برهان وسط و طرف، برهان تطبیق، برهان تضایف، برهان حیثیات، برهان اسد واخصر و چند دلیل دیگر از جمله این ادله است. محقق سبزواری در چند بیت این ادله را به نظم کشیده است:

یبطله ما فی المــــــــــولات من نحو تطبیــــــــــــق و حیثیات‌

و من دلیل الوسـط و الطرف و من ترتب و من تضـــــــــایف‌

و من مسمى بالأسد الأخصر و غیرها فاعرف بها تستبصـــر[6]

بحث از تسلسل در کتب کلامی و در میان فلاسفه مشایی، رونق و گستردگی بیشتری نسبت به فلاسفه اشراقی و متأله دارد و دلیل این مسئله نیز این است که که متکلم بر اساس مبانی خود درعلم کلام و نیز فیلسوفان مشایی مسلک، نیازمندی بیشتری به بطلان تسلسل دارند.[7]از ابطال تسلسل و برهان‌های آن در اثبات اموری مانند؛ اثبات تناهى در اجسام که موجب اثبات شکل معیّن و مقدار معیّن در اجسام است و اثبات وجود جوهرى مجرّد که این اشکال و صفات را به جسم داده است[8] و نیز اثبات «واجب الوجود» استفاده می‌شود.[9]

تبیین برهان ترتب

اما تبیین برهان ترتب بدین صورت است که هر سلسله‌ای از علت‌ها و معلول‌های مترتب، به گونه‌ای است که هرگاه فرض شود یکی از افراد آن سلسله منتفی شده، لازمه‌اش این است که انتفای حلقه‌های بعدی نیز مفروض شود.بنابراین، سلسله‌ای که فعلیت دارد و موجود است و همه افراد آن به نحوی مترتب بر یکدیگر بوده و همگی معلول باشند، دارای یک علتی هستند که اگر آن علت نباشد، همه معلول‌های مترتب بر یکدیگر تا آخرین مرتبه منتفی می‌شوند.[10]فراگیری معلولیت نسبت به همه آحاد سلسله مستلزم وجود چنین علتی است و اگر سلسه بدون چنین علتی بتواند به فعلیت برسد، بنابراین نتیجه می‌گیریم که همه آحاد آن، معلول نیست.مانند یک سلسله از آجرها که بر یکدیگر اتکا دارند.اگر هر یک از افراد سلسه متکی بر دیگری باشد و سلسله به فردی که قائم به خود است ختم نشود، هیچ اعتماد و اتکایی در این سلسله محقق نمی‌شود و مراتب این سلسله نیز به گونه‌ای است که هرگاه اتکای یکی از حلقه‌های وسط به حلقه‌های قبلی قطع شود، آن مراتب نیز سقوط خواهند نمود.[11]این استدلال مبتنی بر تحلیل معنای معلولیت وتبیین معنای قیام و قوام یک شیء به غیر خودش است. مجموعه‌ای که قیام به غیر دارد، تا هنگامی که غیری که قایم به خود بوده و مقوم آنهاست موجود نباشد، تحقق پیدا نمی‌کند.[12]

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS