دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بهتان گناهی با عذاب بزرگ

بسیاری از گناهان کبیره که وعده عذاب دوزخ در‌باره آنها وارد شده، مربوط یا مرتبط با گناهان زبان است.
بهتان گناهی با عذاب بزرگ
بهتان گناهی با عذاب بزرگ

بسیاری از گناهان کبیره که وعده عذاب دوزخ در‌باره آنها وارد شده، مربوط یا مرتبط با گناهان زبان است. از جمله اینها می‌توان به دروغ، تهمت، غیبت، قذف، شهادت دروغ، افشای اسرار امنیتی، شایعه پراکنی لرزه افکن در اجتماع و مانند اینها ‌اشاره کرد.

بهتان: از مصادیق گناه کبیره تهمت است. البته تهمت دارای ‌اشکال و مراتب متعدد است که از ضعیف تا شدید درجه‌بندی می‌شود.

واژه بهتان از ریشه عربی بهت است. بهت حالت نفسانی و انفعالی در انسان است که در ارتباط با کنش‌های قولی یا فعلی به شکل انفعال و واکنش در نفس پدیدار شده و در ظاهرآدمی نمود پیدا می‌کند.

وقتی انسان سخن یا رفتار دور از انتظاری را می‌شنود یا می‌بیند، از شگفتی، دچار حیرت و سرگردانی می‌شود و حالت طبیعی و تعادل خود را از دست می‌دهد؛ زیرا هیچ آمادگی نسبت به این رفتار را نداشته و خود را برای آن آماده نساخته است.

در قرآن کریم واکنش نمرود در برابر استدلال عقلی و برهانی حضرت ابراهیم(ع) به عنوان بهت تعبیر شده و خدا در تحلیل این واکنش می‌فرماید: قَالَ إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ اللَهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِیکَفَرَ وَاللهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ ابراهیم گفت: مسلماً خدا خورشید را از مشرق بیرون مى آورد، تو آن را از مغرب برآور! پس آنکه کافر شده بود، متحیر و مبهوت شد و خدا گروه ستمگر را هدایت نمی‌کند. (بقره، آیه 258)

خدا در آیه 40 سوره انبیاء به این حالت بهت ‌اشاره می‌کند که به سبب وقوع ناگهانی و دور انتظار به آدمی در هنگام قیامت رخ می‌دهد. البته این حالت در قیامت برای کسانی است که ایمان به آخرت نداشته و تنها معتقد به دنیا هستند.

خدا می‌فرماید: بَلْ تَأْتِیهِمبَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا یَسْتَطِیعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ یُنظَرُونَ؛ بلکه ناگهان به آنان مى‌رسد، پس چنان مبهوتشان مى‌کند که نه قدرت دارند آن را بازگردانند و نه برای به تأخیر افتادنش مهلت مى‌یابند.

پس آمدن ناگهانی قیامت برای کافرانی که انتظار آمدن آن را ندارند، به عنوان بهت معرفی شده است.

بهتان شاکله شخصیت آدمی را فرو می‌ریزد و چیزی برای شخصیت او باقی نمی‌گذارد.

در حقیقت بهتان تهمتی بنیان‌کن و بسیار مخرب است و آدمی را در بهت و حیرت فرو‌می‌برد، به‌گونه‌ای که متهم یا شنونده نمی‌تواند واکنش منطقی و طبیعی از خود بروز دهد؛ زیرا آمادگی شنیدن چنین سخنی را نداشت.

خدا در آیه 12 سوره ممتحنه از زنا به‌عنوان بهتان یاد کرده است از زنان می‌خواهد از زنا که ایجاد کاری ناحق و باطل است دست بردارند، زیرا خدا در آیه، بهتان را به افترا ربط داده است. افترا از ریشه فری به معنی خلق و ایجاد چیز باطل و ناحق است. این جمله قرآن در قالب کنایه از زنان خواسته تا زنا نکنند و در عمل باطلی را ایجاد کنند، لذا از این آیه استفاده می‌شود زنا از مصادیق بهتان است. همچنین از قرآن برمی‌آید خود افراد می‌توانند رفتار بهتان‌آوری داشته باشند.

آیه 16 سوره نور نیز از ارتباط مرد و زن نامحرم به عنوان بهتان یاد کرده و از اینکه به زن شوهردار رابطه جنسی نامشروعی به صرف دیدن یا شنیدن خبری نسبت داده شود بر حذر داشته است. خدا می‌فرماید: وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا یَکُونُ لَنَا أَن نَّتَکَلَّمَ بِهذاَ سُبْحَانَکَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِیمٌ؛ و چرا وقتی که آن را شنیدید نگفتید: ما را نسزد [و هیچ جایز نیست] که به این بهتان بزرگ زبان بگشاییم، شگفتا! این بهتانی بزرگ است. (نور،آیه 16)

همچنین خدا در آیه 20 سوره نساء از بهتان زنا به همسر برای عدم پرداخت مهریه باز می‌دارد و در آیه 112 همین سوره از اینکه شخص گناه و خطای خود را به دیگری نسبت دهد به عنوان بهتان یاد می‌کند و حتی در آیه 156 از بهتان نسبت زنا به دوشیزه مکرم حضرت مریم (س) از سوی یهودیان را به عنوان یکی از عوامل کفر ایشان دانسته است. این بدان معنی است که برخی از بهتان‌ها می‌تواند انسان را از ایمان به کفر بکشاند و عذاب دائم دوزخ را موجب شود؛ زیرا اگر برخی از بهتان‌ها موجب عذاب موقت دوزخ می‌شود، برخی از آنها چنان بزرگ است که انسان را از اسلام و ایمان به کفر و کافری و خلود در دوزخ به عنوان کافر می‌کشاند. از این رو از بهتان به آن حضرت با صفت عظیم یاد شده است. بر این اساس بهتان به معصوم(ع) موجب خروج از اسلام و ایمان است.

از نظر آموزه‌های قرآنی، بهتان به مؤمنان و نسبت‌های دروغ به ایشان و کاری که نکرده‌اند، به معنای به عهده گرفتن بهتان دانسته شده است. (احزاب، آیه 58)

در این آیه این گونه سخن گفتن و نسبت دروغ دادن به عنوان یکی از مصادیق اذیت و آزار مؤمنان و گناه بزرگ دانسته و از آن نهی شده است. از نظر آموزه‌های قرآنی چنین افرادی به سبب اذیت مؤمنان در دنیا و آخرت ملعون خدا و رانده از درگاه خداوند و گرفتار دوزخ و خواری می‌شوند.

به هر حال بهتان گناهی بزرگ است که موجب عذاب دوزخ به شکل موقت یا دائم خواهد شد.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: شنبه 12 خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS