دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بیع نسیه

No image
بیع نسیه

كلمات كليدي : بیع، نسیه، زمان، بایع، مشتری، معامله، ثمن، قیمت بیع نسیه

نویسنده : محمدحسين بيگدلو

نسیه در لغت به معنای خرید و فروش چیزی به وعده، که پول آن بعداً داده شوداست.[1] و در اصطلاح فقهی معنای بیع نسیه آن است که کالا حاضر باشد و بعد از معامله به مشتری تحویل گردد و پرداخت قیمت به توافق طرفین مهلت داشته باشد یعنی مشتری قیمت کالا را در وقت تعیین شده به بایع بدهد.[2]

ادله‌ای بر مشروعیت بیع نسیه دلالت دارند:

1- اخبار: روایات رسیده و هم چنین سنت عملیه از حضرات معصومین (علیهم‌السلام) که در برخی موارد بیع نسیه انجام می‌دادند و چون فعل معصومین حجت است. این فعل معصومین دلالت بر مشروعیت بیع نسیه دارد.

2- سیره عقلاء و متشرعه :مراد از سیره عقلاء شیوه توده عقلاء است از هر مذهب و ملت در پیروی از روش خاصی. مثل سیره عقلاء بر آن چه را که نمی‌دانند در هر موضوع به خبره آن رجوع می‌کنند. و این سیره اگر شارع آن را امضاء و تأیید کرده باشد حجت است.مراد از سیره متشرعه: سلوک و رفتار عمومی عصر قانونگذاری و دوره نزدیک به قانونگذاری است مثل اتفاق بر این که از میراث خمس نمی‌دادند.

بیع نسیه یکی از اقسام بیع است. مثلا اگر زید از بکر کالایی را بخرد و به او بگوید پولش را یک ماه بعد می‌دهم و بکر هم قبول کند این بیع نسیه است. در بیع نسیه بایع به خاطر اغراضی جنسش را نسیه می‌دهد یک موقع است که فعلاً نیازی به پول ندارد. می‌خواهد در آینده پول را بگیرد یا یک موقع است که اگر مبیع را نقدی بفروشد خریدار ندارد. بنا بر این نسیه می‌دهد تا مشتری جذب کند یا سود بیشتری بدست بیاورد. بالاخره در این بیع، بایع و مشتری به خاطر غرضی اقدام به خرید و فروش می‌کنند. در بیع نسیه تمام شروطی که در بیع شرط است. (از جمله این که متعاقدان بالغ و عاقل باشند از روی قصد و اختیار معامله کنند، سفیه نباشند.) شرط می‌باشد به اضافه این که شرط خاصی در آن لازم است. یعنی باید زمان پرداخت قیمت جنس کاملا معین باشد.[3]

یکی از شرایط صحت بیع نسیه این است که زمان پرداخت در آن باید کاملاً مشخص شود. مثلاً مشتری بگوید پول تو را بعد از ده روز می‌دهم. چون در معامله نسیه زمان هم دخالت دارد یک مقدار از مبیع در مقابل ثمن قرار گرفته و مقداری از آن در مقابل زمان. اگر زمان معلوم نباشد. مشخص نمی‌شود که چه مقدار از بیع در مقابل ثمن و چه مقدار از مبیع در مقابل زمان قرار گرفته است.[4]

احکام بیع نسیه

در بیع نسیه قبل از این که زمان پرداخت قیمت برسد بر مشتری واجب نیست آن را پرداخت کند اگر چه بایع مطالبه ثمن کند. یعنی اگر مشتری پرداخت نکند گناهی بر گردنش نیست و مشتری هم قبل از این که سر رسید پرداخت برسد پولش را به بایع بدهد بر بایع هم واجب نیست پول را تحویل بگیرد. و بایع در موقعی که وظیفه‌اش این است که ثمن را بگیرد از گرفتن ثمن مشتری خودداری کند. مشتری رجوع به حاکم کند و در صورت نبود حاکم بر مؤمنین عادل رجوع می‌کند که ثمن را از طرف بایع بگیرند و ذمّه مشتری هم برئ می‌شود و اگر ثمن در صورت خودداری بایع از گرفتن آن (بدون تقصیر) مشتری تلف شود. مشتری ضمانی ندارد.[5] در معامله نسیه جایز نیست در مقابل اضافه کردن مدت، ثمن را زیاد کنند.

مقاله

نویسنده محمدحسين بيگدلو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS