دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تأثیر مال و غذای حرام

هرگاه لقمه ای از حرام در شکم بنده ای وارد شود، همه فرشته های آسمان و زمین او را لعنت می کنند.
تأثیر مال و غذای حرام
تأثیر مال و غذای حرام

تأثیر مال و غذای حرام

قال رسول الله(ص): «اِذَا وَقَعَتِ اللُّقْمَهُ مِنْ حَرَامٍ فِی جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ کُلُّ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ»

یکی از چیزهایی که در قرآن و روایات مورد تأکید قرار گرفته، پرهیز و اجتناب از خوردن مال حرام است چون بدون شک، داخل شدن مال حرام در زندگی انسان تأثیر‌گذار خواهد بود و انسان را از رسیدن به سعادت باز می‌دارد. ملا احمد نراقی در کتاب معراج‌السعاده می‌گوید: از بزرگترین موانع رسیدن به سعادت، خوردن مال حرام است و بیشتر کسانی که از سعادات محروم شده‌اند، به‌همین واسطه بوده است. هیچ سدّی در راه توفیق، محکم‌تر از خوردن مال حرام نیست و اگر کسی، خوب فکر و تأمّل کند، به این نکته پی می‌برد که بزرگترین حجابی که انسان‌ها را برای رسیدن به درجه ابرار و انسان‌های خوب بازمی‌دارد، خوردن مال حرام است.[1] تأثیر بد لقمه حرام در زندگی انسان قابل تردید نیست. خداوند در قرآن، به انسان‌ها هشدار می‌دهد که مراقب باشند که مال حرامی وارد زندگی آنها نشود:

«لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِل»[2]

اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید.

هرگونه تجاوز، تقلّب، غشّ، معاملات ربوى، معاملاتى که حد و حدود آن کاملا نامشخص باشد، خرید و فروش اجناسى که فایده منطقى و عقلایى در آن نباشد و خرید و فروش وسایل گناه و فساد، همه در تحت این قانون کلّى قرار دارند. شاید نیاز به تذکّر نداشته باشد که تعبیر به اکل (خوردن)، کنایه از هرگونه تصرّف (خواه به‌صورت خوردن معمولى، پوشیدن، سکونت و یا غیر آن)، است. این تعبیر علاوه‌بر زبان عربى در فارسى امروز نیز کاملا رائج است.[3] بنابراین، انسان باید خیلی مراقب باشد که در زندگی او، مال و لقمه حرامی تحت هیچ عنوانی وارد نشود؛ چراکه قطعاً مال و لقمه حرام، در زندگی انسان، خالی از تأثیر نیست. چه‌بسا یک لقمه حرام، مسیر زندگی انسان را عوض کند و در راهی بیفتد که مورد رضایت خداوند نیست.

شریک بن عبدالله نخعی، قاضی مشهور، از دانشمندان اهل تسنن است. وی در علم فقه و حدیث مهارت داشت و دارای هوش و استعدادی سرشار بود؛ اهل سنّت او را بزرگ می‌داشتند و برای قضاوت از دیگران بهتر و لایق‌تر می‌دانستند و عدالتش را در محکمه قضا ستایش می‌کردند. فضل بن ربیع، رئیس تشریفات دربار مهدی، سوّمین خلیفه عباسی می‌گوید: روزی شریک بن عبدالله به ملاقات خلیفه آمد و خلیفه به او احترام گذاشت و از او خواست که یکی از این سه کار را قبول کند: یا منصب خلافت پایتخت را بپذیرد، یا به فرزندان خلیفه علم و حدیث بیاموزد و یا یک وعده غذا با او صرف کند. ولی شریک از تماس و رفت و آمد زیاد با دربار و رجال دولت آن‌روز دوری می‌نمود و سعی می‌کرد، هر طوری شده خود را در دستگاه آنها وارد نسازد و دامنش را در گناه آنها آلوده نکند. لذا از پذیرش هر سه پیشنهاد خلیفه عذر خواست؛ ولی خلیفه عذر او را نپذیرفت و گفت: یکی از آنها را حتماً قبول کن. شریک از قبول هر سه کار ابا داشت؛ ولی چون با اصرار خلیفه ناگزیر شده بود، یکی را انتخاب کند، فکری کرد و بعد پیش خود گفت: خوردن غذا آسان‌تر از قبول کردن آن دو کار است. لذا آمادگی خود را برای صرف غذا با خلیفه اعلام کرد. خلیفه هم دستور غذای مفصّلی داد و بعد از مدتی شریک و خلیفه مشغول غذا خوردن شدند. بعد از صرف غذا، خوان‌سالار دربار به خلیفه گفت: جناب شیخ بعد از این، دیگر آن معنویّت را نخواهد داشت!!

فضل بن ربیع گفت: به خدا قسم شریک بن عبدالله بعد از صرف آن غذا، با همه احتیاطی که از ارتباط با رجال دولتی بنی عباس می‌نمود کم‌کم با آنها رفت و آمد کرد، تا جایی‌که هم منصب قضاوت آنها را پذیرفت و هم به آموزش و پرورش فرزندان آنها پرداخت و هم از ارتباط و نشست و برخاست با آنها ابا نداشت.[4]

    پی نوشت:
  • [1]. نراقی‌، ملا احمد‌؛ معراج السعاده‌، تهران‌، یاسر و دهقان‌، 1366‌، ص335.
  • [2]. نساء/29.
  • [3]. مکارم شیرازی‌، ناصر‌؛ تفسیر نمونه، تهران‌، دارالکتب الاسلامیه‌، 1374، ج‌3، ص356.
  • [4]. دوانی‌، علی؛ داستانهای ما، ‌تهران‌، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل‌، 1387‌، چاپ اول‌، ص237، به‌نقل از: مروج الذهب‌، ج 3‌، ص320‌.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS