دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تالیفات آقا محمد رضا مسجد شاهی

No image
تالیفات آقا محمد رضا مسجد شاهی

تألیفات

از آیت الله محمدرضا اصفهانى آثار ارزشمند و قابل توجهى در زمینه هاى مختلف علوم اسلامى به ویژه فقه و اصول به یادگار مانده که حاصل سال ها پژوهش و تعمق وى در مسائل و موضوعات متنوع علوم دینى است. برخى از این آثار چاپ شده و منبع قابل استفاده اى براى پژوهشگران بزرگ به شمار مى رود. اینک به معرفى آثار قلمى این عالم فرزانه مى پردازیم.

اصول

وقایة الاذهان و الالباب و لباب الاصول فى السنّة و الکتاب.

آقا رضا اصفهانى از جمله دانشمندان اصولى است که توجه مجتهدین بزرگ و مدرسان عالى مقام را به خود معطوف داشته و تحولى تازه در شیوه اندیشه عالمان معاصر ایجاد کرده است. او با تدبّر، تعمّق و تبحر در مسائل علم اصول، علاوه بر احاطه کامل بر تدریس، تحلیل و تقریر نیکوى آن ها، آراى جدیدى ابداع کرد حجیت قول لغوى، امکان و وقوع استعمال لفظ در بیش از یک معنا و تفسیر صحیح و کاربردى از اصطلاح مجاز و امثال آن از این قبیل است. آراى ابداعى او فصل الخطاب بسیارى از نزاع هاى علمى در علم اصول به شمار مى رود و گروهى از صاحب نظران علم اصول با قبول نظرات نو او، به شرح و تفصیل آن ها پرداخته اند.([41])

وقایة الاذهان یک دوره اصول فقه در یک جلد است که برخى از اجزاى آن به نام هاى «سمط اللئالى فى مسئلتى الوضع و الاستعمال» در سال 1346 هـ .ق در اصفهان در 176 صفحه با قطع وزیرى و «اماطة العین فى استعمال العین فى المعنیین» و «تنبیهات دلیل الانسداد»، به چاپ رسیده است. امروزه نیز توسط مؤسسه آل البیت در سال 1413 هـ .ق. با مقدمه شیخ مهدى مجدالاسلام نجفى و حاشیه مجدالعلماء نجفى با 629 صفحه به طور کامل به چاپ رسیده است.([42])

فقه

1. استیضاح المراد من قول الفاضل الجواد.

رساله اى است در رد نظریه علامه شیخ جواد بلاغى با این مضمون که ملاقى متنجس، نجس نیست.

2. تعلیقة على رسالة المحاکمة بین العلمین.

«المحاکمة بین العلمین»، تألیف سید مهدى حکیم است که آقا محمدرضا مسجدشاهى اصفهانى به درخواست آقا ضیاءالدین عراقى تعلیقه اى بر آن نگاشته است.

3. تقریرات فقه.

موضوع آن، تقریرات بحث هاى فقهى وى در قم در سال 1346 هـ .ق. است که به قلم سید احمد زنجانى نوشته شده است.

4. حواشى استدلالى بر رساله نجات العباد.

کتاب «نجات العباد» از تألیفات شیخ محمدحسن اصفهانى نجفى صاحب جواهر الکلام است و آقا رضا اصفهانى بر آن حاشیه زده است و این غیر از «شرح رساله نجات العباد» است.

5. الروضة الغناء فى معنى الغنا و تحدیده و حکمه.

6. سفط الدر در احکام کُر.

7. نجعة المرقاد فى شرح نجات العباد.

8. رسالة فى القبله.

9. ذخائر المجتهدین فى شرح معالم الدین فى فقه آل یاسین.

«معالم الدین فى فقه آل یاسین» از تألیفات شمس الدین محمد انصارى حلى معروف به ابن قطان شاگرد فاضل مقداد، از عالمان قرن نهم هجرى است. آقا رضا اصفهانى، این کتاب را شرح کرده است.

تراجم

1. اَنَا و الایام

وى این کتاب را در شرح حال و خاطرات خود نوشته که هنوز چاپ نشده است.

2. حلى الدهر العاطل فیمن ادرکته من الأفاضل.

کتاب مختصرى در شرح حال عده اى از بزرگان خاندان و استادان اوست.

3. حواشى بر روضات الجنات.

این کتاب در ضمن کتاب اعلاط([43]) در انساب ـ اثر سید عبدالحجت بلاغى ـ همراه با حواشى مجدالعلما و دیگر حواشى بر روضات الجنات، چاپ شده است.

اجازات

1. الاجازات.

در این کتاب اجازه نامه هاى روایت و اجتهاد را که به شاگردان و دیگر عالمان اعطا کرده جمع آورى نموده است. که در ضمن آن برخى از مشایخ خود مثل سید حسن صدر کاظمینى، سید محمد قزوینى و میرزا حسین نورى را نام مى برد.

2. الاجازة الشاملة للسیدة الفاضله.

موضوع آن اجازه نامه اى است که آقا رضا اصفهانى به بانوى مجتهده ایرانى حاجیه نصرت خانم امین نویسنده کتاب اربعین هاشمیه و تفسیر قرآن اعطا کرده است.

فلسفه و کلام

1. الرد على البهائیه.

2. نقد فلسفه داروین.

موضوع کتاب مذکور، نقد فلسفه داروین([44]) است. نکته مهم درباره این کتاب این است که در آن عصرى که محیط اجازه نمى داد تا سخنان داروین و دیگر دانشمندان غرب به نحو صحیح به گوش صاحب نظران و اندیشمندان مسلمان برسد و درباره صحت و بطلان آن قضاوت کنند، شیخ آقا رضا اصفهانى به خاطر احاطه اش بر زبان هاى بیگانه به ویژه زبان فرانسه، بر افکار و اندیشه هاى آن ها احاطه پیدا کرده، در پى مقابله با آثار سوء رواج افکار انحرافى شبهه افکنان برآمد. وى در این کتاب با بیانى شیوا و مستدل به تحلیل و نقد و بررسى مطالب و مغالطه هاى داروین پرداخته، با شیوه بسیار مطلوبى به آن ها جواب داده است.

وى در مقدمه کتاب مى گوید:

«هدف من از نقد فلسفه داروین، دفع شبهات و دفاع از دین و اثبات توحید در هر دو صورت صحت و بطلان نظریه داروین مى باشد.»

کتاب نقد داروین، سه جلد است که جلد سوم آن مفقود شده است. جلد اول آن مشتمل بر پیشگفتار، بیان نظریه داروین، معرفى دانشمندان طبیعى از جمله داروین، بیان عدم مخالفت دین با علم، و بیان مخالفت نظریه داروین با بعضى از معتقدات دین است.

جلد دوم مشتمل است بر اثبات بداهت وجود خداوند، علت انکار خداوند توسط دانشمندان، چگونگى امکان مادى نبودن برخى از موجودات، محتاج بودن معلول به علت، توضیح اشتباهات مادى ها در مورد محتاج بودن معلول به علت و اثبات این که قدیم بودن جهان منافاتى با اعتقاد به خدا ندارد.([45])

محتواى این کتاب در (سال 1346 هـ .ق.) توسط مؤلف آن در قم تدریس شد و عالمان بسیارى از جمله: شیخ محمدباقر کمره اى، عبدالله مجتهدى تبریزى و امام خمینى(قدس سره) در آن درس شرکت مى کردند.([46])

3. القول الجمیل الى صدقى جمیل.

این کتاب بعد از کتاب نقد فلسفه داروین نوشته شده است و موضوع آن رد نقدهایى است که توسط ادیب و فیلسوف جمیل صدقى زهاوى کردى، ایراد شده است.([47])

دیگر آثار

1. الایراد و الاصدار، در حل بعضى مشکلات علوم و مسائل سخت.

2. استقصاء کتب الاصحاب.

3. امجدیه.

موضوع آن، دعاها، نمازها و مقدمه اى در معناى ضیافت است و به نام فرزندش شیخ امجدالدین، در اولین سال بلوغ او، یعنى سال (1341 هـ .ق.) نوشته شده است و در سال 1341 هـ .ق. در اصفهان و در سال 1364 هـ .ق. با مقدمه شیخ مهدى فرزند مجدالعلما به چاپ رسیده است.

4. تعریب رساله سیر و سلوک.

این اثر ترجمه رساله سیر و سلوک منسوب به آیت الله بحرالعلوم طباطبایى بروجردى و به زبان عربى است. این رساله به همت آیت الله رضا استادى در قم به چاپ رسیده است و ایشان در مقدمه آن، منسوب بودن رساله به آیت الله بحرالعلوم را ساختگى مى داند.

5. حواشى بر کافى محمد بن یعقوب کلینى.

6. الرد على فصل القضاء فى الکشف عن حال فقه الرضا(علیه السلام).

7. حواشى بر اُکرثاوذوسیوس.

8. العقد الثمین فى اجوبة مسائل الشیخ شجاع الدین.

9. النوامج و الروزنامج.([48])

ادبیات و شعر

آیت الله آقا رضا اصفهانى علاوه بر احاطه بر مبانى اصول و فروع علوم مختلف به ویژه فقه و اصول، به شعر و ادب نیز علاقه مند بود. با شاعران بزرگ نجف رفت و آمد فراوان داشت و در اثر مشاعره با شاعران، هر روز بیش از پیش، طبع شعرى خود را مى آزمود تا این که در بین آنان فردى ممتاز گشته، همه به او با دیده تحسین مى نگریستند.

وى در سال هایى که در نجف اشرف اقامت داشت در فراغت و تعطیلات، با جمعى از عالمان و ادیبان معروف آن دیار مجمعى تشکیل داده، به تقویت بنیه علمى خود در این زمینه مى پرداخت. از جمله کسانى که در این جلسات شرکت مى کردند عبارتند از: سید ابراهیم طباطبایى (متوفاى 1319 هـ .ق.) سید جعفر حسینى حلى (متوفاى 1315 هـ .ق.) سید حسین قزوینى حلى (متوفاى 1325 هـ .ق.) شیخ جواد شبیبى جزایرى (متوفاى 1363هـ .ق.) شیخ عباس کاشف الغطاء نجفى (متوفاى 1315 هـ .ق.) شیخ عبدالحسین شرف الدین عاملى (متوفاى 1361 هـ .ق.) و دیگران.([49])

آقا رضا اصفهانى، به دو زبان فارسى و عربى شعر مى سرود و بیشتر اشعار او به زبان عربى است. اشعار عربى او، عارى از هر گونه عیب و نقص است. علاوه بر آن سروده هایش داراى نکات بدیع و مضامین بلندى است و کمتر شعرى از او مى توان یافت که خالى از صنایع شعرى باشد.

آثار ادبى

1. الروض الاریض فیما قال او قیل فیه من القریض (دیوان شعر)([50]).

2. غالیة العطر فى حکم الشعر([51]).

3. السیف الصنیع على رقاب منکرى علم البدیع([52]).

4. حواشى بر شرح دیوان متنبى.

دیوان متنبى متعلق به ابوالطیب احمد بن حسین بن جعفى کندى (متوفاى 354 هـ .ق.)، معروف به متنبى است. ابوالحسن على نیشابورى (متوفاى 468 هـ .ق.) دیوان متنبى را شرح کرد و آقا رضا اصفهانى بر شرح او حواشى متعددى زده و گاه او را به سختى مورد اعتراض قرار داده است. نوشتن این حاشیه از سال (1354 هـ .ق.) شروع و تا سال (1359 هـ .ق.) ادامه پیدا کرده است.([53])

5. اداء المفروض در شرح ارجوزه عروض.

کتاب «ارجوزه عروض» از آثار و اشعار علامه ادیب، میرزا مصطفى تبریزى (متوفاى 1337 هـ .ق.) است که آقا رضا اصفهانى آن را شرح کرده است.([54])نسخه اى خطى از این کتاب به خط روح الله الموسوى الخمینى(قدس سره)در کتابخانه آیت الله جعفر سبحانى در قم و نسخه اى دیگر از آن در کتابخانه شیخ مهدى غیاث الدین نجفى در اصفهان موجود است.([55])

نمونه اى از سروده ها:

تا بکى خوبان زمن دروى کنند *** الغیاث از هجر خوبان الغیاث

طاقتم از هجر رویت طاق شد *** هجر ما را نیست پایان الغیاث

خواجه شیراز خوش فرموده است *** درد ما را نیست درمان الغیاث

عقل و دل بردند از شیخ نجف *** خوبرویان صفاهان الغیاث([56])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS