دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله محمد ابراهیم کرباسی

No image
تدریس آیت الله محمد ابراهیم کرباسی

پرورش شاگردان برجسته

آیت الله کرباسى که در چندین رشته از علوم اسلامى صاحب نظر بود و همگام با کسب معرفت خود را با مکارمى والا آراسته بود با احراز مقام والاى مرجعیت از کاشان به اصفهان آمد و رسالت سترگ فرهنگى ـ اجتماعى و تکلیف دینى خویش را با برنامه ریزى خاص و رعایت مقتضیات جامعه آغاز کرد. او طى مباحثه و مناظره هاى علمى با رعایت فروتنى قدرت تحمل عقاید دیگران و نیز بلندنظرى و وسعت مشرب را مد نظر قرار داد و در مسجد حکیم اصفهان به تدریس فقه و اصول پرداخت و در این عرصه، شاگردان زیادى پرورش داد که ذیلاً به برخى از آنان اشاره مى گردد:

1. حاج ملا هادى سبزوارى: نامبرده پس از مدتى تحصیل در مشهد مقدس، در سال 1232هـ .ق. و در 20 سالگى جهت ادامه تحصیل به اصفهان مهاجرت نمود و در آن جا از محضر استادانى چون: آیت الله کرباسى، ملا على نورى و ملا اسماعیل خواجویى اصفهانى استفاده هاى وافرى برد.([24])

2. میرزاى شیرازى: از اساتید این بزرگمرد عرصه علم و تقوا و سیاست در اصفهان، آیت الله کرباسى است. وى در اکثر مسائل اصولى از حُسن سلیقه و درک عالى و دقت نظر این استادش استفاده فراوان برد.

3. محمد بن سلیمان تنکابنى: این عالم شیعى غیر از آن که در مجلس درس آیت الله کرباسى حاضر مى شد، با او انس و الفتى ویژه داشت و حاجى کرباسى نکاتى از زندگانى علمى خود را براى وى مطرح کرده که مرحوم تنکابنى هم در آثار خود، به آن ها اشاره کرده است.([25])

4. آقا میر سید حسن مدرس اصفهانى، (1210 ـ 1273 هـ .ق.): فرزند سید على، از علماى محقق و فقیهان فاضل، تحصیلات مقدماتى را نزد پدرش آموخت و در کربلا خدمت «شریف العلماء، صاحب فصول در اصول» و در نجف نزد «شیخ محمدحسن، صاحب جواهر» شاگردى کرد و چون به اصفهان بازگشت، به درس آیت الله کرباسى حاضر شد و پس از بهره مندى از محضر این فقیه وارسته، بار دیگر به عتبات رفت و با تکمیل تحصیلات به زادگاه خود (اصفهان) مراجعت نمود و حوزه درسى تشکیل داده و آوازه اش به حدّى رسید که به مدرّس مطلق موسوم گشت و به دلیل همین آوازه علمى و مقامات والا در معارف دینى اشتهار به دست آورد.

نامبرده با وجود فقر و کم بضاعتى، مسجدى در محلّه نو اصفهان بنا کرد ولى موفق به تکمیل آن نگردید و با رحلت او، رحیم خان بیگلربیگى آن را به پایان رسانید. آقا میر سید حسن مدرّس در سفرى به اتفاق آیت الله کرباسى به تهران رفت و در آن جا با ملاّ عبدالکریم ایروانى ملاقات نمود.

نقل کرده اند: در آن زمان، کرسى تدریس آیت الله کرباسى در اصفهان آن چنان اعتبارى داشت که سید شفتى به دلیل رعایت احترام حاجى، بر کرسى درس نمى نشست ولى گروهى از شاگردان براى میر سید حسن مدرّس سکویى از گِل درست مى کنند تا از درس و بحث او استفاده کنند. این برنامه موجب مى شود که عده اى از مخالفین علما، بین آیت الله کرباسى و میر سید حسن مدرس آتش فتنه را روشن کنند اما با تدبیر آن بزرگواران نه تنها این حرکت خنثى مى گردد بلکه بر عزت و افتخار این دو نامدار عرصه فقاهت افزوده مى شود.

5. ملاّ مهدى قمشه اى: این فقیه نامور رساله اى در نماز جمعه تألیف کرده و سى دلیل بر وجوب عینى آن آورده تا به چهل و پنج هزار سطر رسیده است. همچنین حواشى چندى که به خطّ خویش بر آن نوشته که غلامرضا اصفهانى آن ها را تدوین کرده است: نامبرده از شاگردان مشهور حاجى کرباسى و سید شفتى مى باشد که در سال 1281 هـ .ق. رحلت نموده است.([26])

6. میر سید محمد شهشهانى: از فقیهان قرن سیزدهم هجرى که در فقه و اصول مقام شامخى دارد و دانشورانى چون میرزاى شیرازى و سید محمدباقر خوانسارى (صاحب روضات) از شاگردان او هستند. وى در مسجد ذوالفقار اصفهان به امامت مى پرداخت و پیوسته به تدریس و تألیف مشغول بود و هیچ گاه از پژوهش در امور علمى غفلت نمىورزید. آثارى چون انوار الریاض (در فقه)، جنة المأوى (مباحث فقه استدلالى) و غایة القصوى (در اصول) دارد. اشعارى شیوا و سوزناک به زبان عربى در رثاى حضرت امام حسین(علیه السلام) و شهیدان کربلا سروده است. ارتحالش را در سال 1287 هـ .ق. و مدفنش را تخت فولاد اصفهان (تکیه معروف خودش: شهشهانى) نوشته اند. صاحب روضات درباره اش گفته است:

«در این زمان ریاست امور تدریس و فتوا به وى ختم مى گردید.»([27])

7. ملا حمزه قائنى فرزند اسدالله، فرزند عبدالله، فرزند محمدشریف علوى. وى در اصفهان به خدمت آیت الله کرباسى و سید شفتى رسید و پس از استفاده از محضر این دو فقیه بلند آوازه به دستور آیت الله کرباسى در اصفهان اقامت گزید و به وعظ و ارشاد مردم پرداخت. در مراجعتى از قائن (زادگاهش) به اصفهان، در راه (شهرستان شاهرود) بیمار شد و وفات یافت.([28])

8. سید محمّدحسن مجتهد اصفهانى: (1263 ـ 1207 هـ .ق.) فرزند سید محمدتقى از مشاهیر قرن سیزدهم که به دریافت اجازه از سید رضا فرزند سید بحرالعلوم در تاریخ 1253 هـ .ق. نائل گشت.([29]) از آثار او مى توان اعجاز القرآن را نام برد که در سال 1254 هـ .ق. تدوین شده و در سال 1365 به اهتمام نواده فاضلش سید مصلح الدین مهدوى به طبع رسیده است محجة الفؤاد فى شرح الارشاد و کتاب الفقه الاستدلالى از دیگر تألیفات اوست. نامبرده بر آثار استادش آیت الله کرباسى حواشى متعددى نگاشته و پاره اى از نوشته هاى وى را کاتبان به امر نامبرده، تحریر نموده اند که از جمله آن ها کتاب «منهاج الهدایه» آیت الله کرباسى مى باشد. کتاب خمسه حسینى از منظومه هاى سید محمدحسین فرزند حاج سید محمدحسن مجتهد است.([30])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

No image

محمد ابراهیم کرباسی

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS