دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله محمد کوهستانی

No image
تدریس آیت الله محمد کوهستانی

شاگردان

1. شیخ على کاشانى (1349 - 1374 هـ .ق.): وى در درس فقه و اصول آیت الله کوهستانى شرکت کرد. او داراى اطّلاعات گسترده اى از علوم معقول و منقول، قدرت نقد و بررسى آراى فقیهان و مناظره هاى علمى بود و در آغاز جوانى به اجتهاد رسیده بود.([31])

شیخ على آن چنان مقامى را در تزکیه و سیر و سلوک به دست آورد که وقتى شهید هاشمى نژاد مى خواست عازم قم گردد، آیت الله کوهستانى از وى خواست محضر وى را درک کند و چون این دانشور شهید با او آشنا گردید، متوجه شد که تمام فضائل اخلاقى و معنوى آیت الله کوهستانى در شیخ على کاشانى تجلّى یافته است. وى بر بلنداى صفا و اخلاص پرواز مى کرد و با سجده هاى طولانى و نغمه هاى شبانه، شب را صبح مى کرد و عشق شگفت او به خاندان عصمت و طهارت در گفتار و کردارش نمایان بود.([32]) شیخ على وقتى به سجده مى رفت، طلبه ها مى ایستادند و مجذوب حالات او در این موقع مى شدند.([33])

2. شهید سیدعبدالکریم هاشمى نژاد(1311-1360 هـ .ش.): وى پس از فراگیرى علوم مقدماتى، براى ادامه تحصیل به حوزه علمیه کوهستان رفت. هاشمى نژاد با علاقه تمام، دروس حوزه را نزد آیت الله کوهستانى و دیگر مدرّسان حوزه علمیّه کوهستان آموخت. آیت الله کوهستانى درباره اش فرمود: من در چهره اش مى بینم که در آینده اى نه چندان دور، از شخصیت هاى بزرگ علمى کشور خواهد شد.([34])

استادش، آیت الله کوهستانى به جهت استعداد و نبوغ بالا و تزکیه نفسى که در او سراغ داشت، امیدوار بود که او در آینده از مراجع بزرگ بشود تاجهان اسلام را رهبرى کند، ولى شرایط سیاسى و اجتماعى اجازه نداد که هاشمى نژاد در برابر جنایات رژیم پهلوى، سکوت کند و تنها به درس و بحث بپردازد.([35])

آیت الله کوهستانى به دلیل ذوق عالى و استعداد خارق العاده هاشمى نژاد، رابطه بسیار نزدیک و پر عاطفه اى را با او برقرار نمودبه گونه اى که او همانند یکى از فرزندان و اعضاى خانواده آیت الله کوهستانى محسوب مى شد.([36])

3. آیت الله حاج سید تقى حسینى نصیرى(1289 - 1373 هـ .ق.): وى در روستاى «متکازین» بهشهر پا به عرصه وجود نهاد و پس از تحصیل دوره مقدماتى نزد پدرش، رهسپار حوزه علمیّه کوهستان شد و زیر نظر آیت الله حاج شیخ محمّد کوهستانى به رشد علمى و اخلاقى نائل آمد. وى سطوح عالى را در حوزه علمیّه مشهدمقدس فرا گرفت و سپس براى تکمیل دروس فقه و اصول، عازم نجف گردید و 8 سال بعد با اخذ درجه اجتهاد به وطن بازگشت. وى بنا به درخواست آیت الله کوهستانى، سالیانى در حوزه علمیّه کوهستان به تدریس و تربیت طلاّب اشتغال ورزید. سپس بنا به دعوت عده اى از علما و اهالى متدیّن «نوکنده»، براى سر و سامان دادن امور دینى و اجتماعى مردم، در آن بخش اقامت گزید و با تشکیل حوزه علمیّه شاگردان بسیارى پرورش داد. آیت الله نصیرى در فروتنى، اخلاص، گره گشایى از مشکلات مردم، ساده زیستى و تعهّد در اداى وظایف دینى و شرعى زبانزد خاص و عام بود. او تحت تأثیر افکار امام خمینى بود و به ایشان عشق مى ورزید و دستورهاى او را به عنوان واجبات شرعى تلقى مى کرد.([37])

4. آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم رحمانى خلیلى مازندرانى (1302 - 1375): دوران کودکى این روحانى عالیقدر در بیت رفیع علم و تقوا سپرى گشت. دوازده ساله بود که به عشق فراگیرى علوم اهل بیت، به حوزه علمیّه آیت الله کوهستانى آمد. وى رسایل و مکاسب را نزد آیت الله کوهستانى یاد گرفت. در 23 سالگى (1325) به نجف اشرف رفت و 12 سال نزد حاج میرزا حسین یزدى، شیخ صدرا بادکوبه اى، سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودى، سید ابوالقاسم خویى و میرزا هاشم آملى، به فراگیرى فقه و اصول و تفسیر پرداخت و با کسب اجازات متعدّد اجتهاد و روایت، در سال 1338 به ایران برگشت و در زادگاه خویش به تربیت طلاّب، تألیف پرداخت. وى 10 سال بعد به تهران آمد و به تدریس مکاسب و کفایه اشتغال ورزید. آیت الله رحمانى سرانجام در اواخر اسفند 1375، پس از اقامه نماز صبح، هنگام خواندن زیارت عاشورا، به سراى جاوید شتافت.([38])

5. آیت الله حاج شیخ حسین محمّدى لائینى هزار جریبى الاصل (1303 - 1372.ش.): آیت الله محمّدى لائینى نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبرى بود. وى در 9 سالگى براى تحصیل علم به روستاى «متکازین» رفت و نزد آیت الله حاج آقا میر تقى نصیرى به فراگیرى علوم حوزوى پرداخت و بعد از فراگیرى مقدّمات، در سال 1321 همراه استادش به حوزه علمیّه جدید التأسیس کوهستان رفت و کتاب شمسیه را نزد آیت الله نصیرى خواند. وى به دلیل استعداد عالى اش، در بین دیگر شاگردان خوش درخشید. با عزمى خلل ناپذیر و قلبى لبریز از شوق، به کسب فضایل و معارف پرداخت و با تلاش بىوقفه، الگوى طلاّب حوزه علمیّه کوهستان قرار گرفت. آیت الله محمّدى لائینى پس از مدّتى، به تدریس آموخته هاى خود براى طلاّب مبتدى پرداخت. وى دروس سطح را نزد آیت الله کوهستانى آموخت، سپس به نجف رفت و 14 سال نزد استادان بزرگ حوزه علمیّه نجف، به تکمیل تحصیلات خود پرداخت و بعد از اخذ گواهى اجتهاد به ایرانبازگشت. او چند سال در کوهستان به تعلیم و تربیت طلاّب مشغول بود، تا آن که بنا به درخواست اهالى نکا، به آن شهرستان رفت و به اداره امور شرعى مردم و حوزه علمیّه نکامشغول شد.([39])

6. حاج اسحاق درزیان: وى در خانواده اى روحانى، در روستاى «عزیزک» از توابع بهنمیردیده به جهان گشود و بعد از فراگیرى دروس مقدّماتى در حوزه علمیّه بابل، به قم عزیمت نمود و از محضر آیت الله بروجردى و آیت الله طباطبایى کسب فیض نمود. وى شاگرد آیت الله کوهستانى نیز بود. وى هنگام شروع نهضت اسلامى، در صفوف مقدم مبارزه علیه رژیم ستم شاهى حضور داشت و در دوران دفاع مقدس، بیش از 26 بار به جبهه رفت. احداث کتابخانه ها و مساجد و پى گیرى مسایل عمرانى، اجتماعى و فرهنگى منطقه از امور مورد توجه ایشان بود. وى در سال 1361، به فرمان امام خمینى به عنوان امام جمعه بهنمیر منصوب شد.([40])

7. حاج شیخ محمّد على صادقى: وى و برادرش، حاج شیخ یحیى صادقى فرزندان شیخ اسدالله گُلْوِردْى هزار جریبى هستند. دو برادر دروس حوزه را تا پایان سطح، در حوزه علمیّه کوهستان، نزد آیت الله کوهستانى فرا گرفتند و سپس براى ادامه تحصیل به حوزه نجف رفتند. اکنون هر دو در منصب قضاوت، به جامعه خدمت مى کنند.([41])

8 . شیخ محمّد على ابراهیم نژادى آکردى:وى پیش از بلوغ، به تحصیل علوم حوزوى در حوزه علمیّه کوهستان پرداخت.([42])

9. سید حسن ابطحى: ایشان سال هاى متمادى با آیت الله کوهستانى ارتباط داشت و از محضرش استفاده هاى علمى و معنوى برد. خاطراتى در کتاب «پرواز روح» از استادش آورده است. اى مى گوید: روزى خطبه همام نهج البلاغه را که در وصف متقین است، در اتاق بیرونى آیت الله کوهستانى مطالعه کردم، مشاهده نمودم بدون مبالغه، تمام مندرجات آن خطبه با اعمال و رفتار این عالم فاضل تطبیق مى کند.([43])

10. حجت الاسلام سید محمود حسینى.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS