دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ترکیب صناعی (ترکیب تألیفی)

No image
ترکیب صناعی (ترکیب تألیفی)

كلمات كليدي : تركيب، تركيب اعتباري، تركيب خارجي، تركيب انضمامي

نویسنده : مسعود اسماعيلي

ترکیب دارای تقسیماتی است: 1) تقسیم به حقیقی و غیر حقیقی 2) تقسیم به عقلی و خارجی 3) تقسیم به انضمامی و اتحادی.[1]

ترکیب صناعی را در تعریفی بسیار ساده می‌توان ترکیبی دانست که در اثرِ صنایعِ مختلف (اعم از صنایع دستی و ماشینی) پدید می‌آید. در این اصطلاح، حتی کاری چون خانه‌سازی نیز صنعت محسوب می‌شود ولذا اموری چون خانه نیز، مرکبی صناعی‌اند.

در واقع، کاری که صنایع بر روی مواد مختلف، انجام می‌دهند این است که مواد مختلف را به شکلهای گوناگون در می‌آورند که گاه نتیجه این کار، محصولِ نهایی صنعت است (مثل منبت کاری یا مسگریِ سنتی) و گاه نتیجه این کار، قطعات مختلفی است که باید به شکل خاصی در کنار یکدیگر قرار گیرد تا محصول نهایی یک صنعت پدید آید. در هردو فرض، کاری که در صنعت صورت می‌گیرد، شکل و هیأت خاصی است که به یک ماده (در فرض اول) یا چند ماده (در فرض دوم) داده می‌شود. مثلا یک ظرفِ مسیِ سنتی، محصولِ شکل خاصی از فلز مس است و خانه، محصولِ چینشِ خاصی از مواد مختلفی به نامِ مصالح ساختمانی است که به شکل و هیأتی ویژه (شکلی شبیه یک مکعب) در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. به شکلی که در اثر مجاورتِ چند مادهٔ صنعتی رخ می‌دهد، هیأت اجتماعی یا شکل جمعی گفته می‌شود.

در فرض اول، ترکیب صناعی، حاصل ترکیب یک شکلِ خاص با یک ماده است. البته ممکن است چنین به ذهن آید که شکل یک ماده، موجودی جدا از آن ماده نیست تا آن دو باهم ترکیبی تشکیل دهند. اما باید توجه داشت که دقتِ نظرِ فلسفی، چنین حکم می‌کند که میان حالتها و صفاتِ خاصی (مثل شکل) از یک شیء با اصلِ ذات آن شیء (جوهر)، باید تفاوت قائل شد. بر همین مبنا، در فلسفه، نُه دسته از چنین صفاتی را با نامِ اَعراض یا مقولاتِ عَرَضیِ نُه‌گانه تشخیص داده‌اند که شکلِ اجسام و مواد نیز در زمرهٔ یکی از آنها قرار دارد. این صفات یا همان اَعراض، هرچند در تحققِ خود نیازمندِ ذاتی هستند که آنها را به عنوان صفتِ خود بپذیرد، اما از نظر ماهوی و وجودی، ماهیت و وجودی متمایز از ماهیت و وجود ذاتِ موصوف دارند. بر این اساس باید گفت که ترکیب صناعی در فرض اول –که ترکیبی است از ذات یک شیء و شکلِ آن- از یک جوهر (ذات پذیرنده اعراض) و یک عَرَض تشکیل شده است و ترکیب از جوهر و عرض، در نزد فیلسوفان، ترکیب اعتباریِ خارجی[2] محسوب می‌شود.[3] زیرا همانطور که گفتیم، ماهیت عرض و وجود آن، از ماهیت و وجود جوهری که آن عرض در آن تحقق یافته، متمایز است ولذا ترکیب جوهر و عرض، ترکیبی است که در آن، اجزاءْ دارای تعدد و کثرت واقعی هستند (پس ترکیبْ خارجی است) [4] و از طرفی به سبب همین تغایر وجودی و عدمِ یک وجود یا ماهیتِ واحد در ازای مرکب، اتحاد حقیقی میانِ آن دو برقرار نیست (ولذا ترکیبْ اعتباری است).[5]

در فرض دوم نیز همین وضعیت میان چند شیء مختلف، رخ می‌دهد. یعنی همان شکل و هیأت مخصوص در اینجا با چند شیء مختلف ترکیب می‌شود. در واقع این شکل مخصوص در اینجا محصولِ مجاورتِ چند شیء مختلف است ولذا یک عَرَض (شکل خاص)، با چند جوهر ترکیب شده است که اجزاء این ترکیب (یعنی آن چند جوهر و عرضِ آنها) نیز دارای تمایز و کثرت وجودی و واقعی هستند (ولذا ترکیب آنها خارجی است) و به همین سبب و عدمِ یک وجود یا ماهیتِ واحد در ازای مرکب، اتحاد حقیقی میانِ آنها برقرار نیست (ولذا ترکیبْ اعتباری است). بدین ترتیب، ترکیب صناعی در این فرض نیز ترکیبی اعتباری است. [6]

نتیجهٔ نهایی این است که ترکیب صناعی، گونه‌ای از ترکیبِ اعتباری خارجی است. اما هر ترکیب خارجی، ترکیب انضمامی نیز هست ولذا ترکیب صناعی را باید گونه‌ای ترکیب انضمامی[7] نیز بدانیم.[8]

مقاله

نویسنده مسعود اسماعيلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS