دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تشبیه و تنزیه

No image
تشبیه و تنزیه

تشبیه در لغت به معنای مانند کردن چیزی به چیزی و تنزیه به معنای دور کردن چیزی از چیزی است. در اصطلاح، همانند کردن خداوند در ذات یا صفات به مخلوقات و اِسناد صفات خلق به خالق را تشبیه، و اعتقاد به برتری خداوند از مخلوقات و سلب صفات خلق از خالق را تنزیه می‌گویند. قائلان به تشبیه را مشبهه و قائلان به تنزیه را منزهه گفته‌اند.

ترکیب تشبیه و تنزیه بیشتر در عرفان اسلامی رواج دارد. ابن عربی تشبیه را در مقابل تنزیه به کار برد و به این کلمات ابعاد معنایی متفاوتی بخشید. پیش از آن، تشبیه بیشتر در مقابل تعطیل، و مشبه در برابر معطله به کار می‌رفت.

مشبهه معتقدند که خداوند جا و مکان دارد و بر عرش نشسته و پا بر کرسی نهاده و دارای سر و دست و اعضا و جوارح است و آدم را به صورت خود آفریده است.

در برابر گروه‌های اهل تشبیه، گروه‌های دیگری نیز وجود داشتند که بر تنزیه تأکید می‌کردند. اولین فرد این گروه را "جعدبن درهم" دانسته‌اند و پس از او مهم‌ترین فرد "جهم‌بن صفوان" بوده‌ است. فرقۀ جهمیه به او منسوب است.

پس از این‌ها، معتزله شکل گرفتند که آنها نیز بر جنبۀ عقلی و تنزیهی تأکید داشتند، ولی معتدل‌تر بودند. معتزله توحید را اقرار به یگانگی خدا می‌دانستند و این‌که غیر او، در صفاتی که نفیاً یا اثباتاً وی مستحق آنهاست، با او مشارکت ندارد. با چنین تعریفی از توحید، معتزله به نفی هر گونه تشبیه پرداختند.

مخالفان معتزله برای دفاع از نظریات خود به اقامۀ ادلۀ عقلی برخاستند. اشعری بیشترین اهتمام را به کار بست. وی کوشید حد وسط طرق مختلف را برگزیند. تشبیه را رد کرد و صفات معنوی را به اثبات رساند و در تنزیه تنها به همان میزانی که سلف آن را محصور کرده بودند، اکتفا کرد پس از اشعری، دیگر متکلمان اشعری مذهب همین شیوه را پی گرفتند.

شیعیان اثناعشری براساس تعالیم ائمه علیهم‌السلام نه با تنزیه مطلق موافقتی داشتند و نه نظر تشبیهی را درست می‌دانستند. امامان شیعه به نفی جسم بودن و صورت داشتن خداوند پرداختند و تنها شیء دانستن او را مجاز شمردند.

اهل عرفان با نفی عقل در برابر عشق و تکرار روایاتی که به سند آنها اهمیت نمی‌داده‌اند، همواره در معرض نسبت تشبیه بوده‌اند و بعضی از اهل شریعت آنها را قائل به حلول می‌دانسته‌اند. اما عرفا در کتاب‌های گوناگون این نسبت را رد کرده و به ذم تشبیه و تعطیل پرداخته‌اند و راه‌حل‌هایی نیز برای مسئلۀ تشبیه و تنزیه ارائه کرده‌اند.

"ابن عربی" هم‌چنان‌که تشبیه را محدود کردن خدا می‌داند، تنزیه را هم مقید کردن خدا می‌داند و می‌گوید تنزیه در نزد اهل حقایق در جناب الاهی عین تحدید و تقیید است و کسی که چنین می‌کند یا نادان است یا بی‌ادب؛ لذا او نیز جمع میان تشبیه و تنزیه را درست می‌داند.

اهل فلسفه بیشترین کوشش را کرده‌اند که واجب‌الوجود را از هر نوع امکان منزه کنند. به همین سبب در زمان آنها جانب تنزیه بیش از هر جای دیگری رعایت ‌شده است به همین سبب، برخلاف اهل عرفان که متهم به تشبیه بوده‌اند، اهل فلسفه به تعطیل متهم ‌شده‌اند.

در میان فلاسفۀ اسلامی، "ملاصدرا" راه اجتناب از تأویل‌های مبتنی بر تخیل از آیات قرآن و نیز اجتناب از جمود بر ظاهر آیات را، تصفیۀ درون و نیز استمداد از نور الاهی و ولایی می‌داند و معتقد است باید در این زمینه به راسخون در علم، که ائمه علیهم‌السلام هستند، رجوع کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS