دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تشییع

No image
تشییع

كلمات كليدي : تشييع جنازه، ميّت، ملائك، استغفار، مكروه، مستحب

نویسنده : محمدحسين بيگدلو

تشییع در لغت به معنای بدرقه رفتن، بقصد وداع دنبال کسی رفتن، در مراسم دفن مرده شرکت کردن را گویند[1]و در اصطلاح فقهی خارج شدن و رفتن دنبال جنازه میّت تا زمانی که میّت را در قبر می‌گذارند.[2]معنی اصطلاحی تشییع مترادف با معنی لغوی اخیری آن است (در مراسم دفن مرده شرکت کردن) برای تشییع فضیلت و ثواب زیادی در روایات بیان شده است، که به چند نمونه از آنها را می‌شود.

1- عن رسول الله (ص) فی حدیث قال:

«من شَیَّعَ جنازةً فله بکلٍ خطوةٍ حتّی یرجع، مائة‌الف الف حسنة‌ و یمحی عنه مائة الف الف سیّئةً و یرفع له مائة‌الف الف درجة. فان صلّی علیها یُشیِّعَهُ فی جنازته مائة الف الف ملک. کلُّهم یستغفرون له حتی یرجع. فان شهد دفنها و‍کلّ الله به الف ملک کلُّهم یستغفرون له: حتّی یبعث من قبره»

«رسول خدا (ص) فرموده‌اند: کسی که جنازه‌ای را تشییع کند هر قدمی که برمی‌دارد. تا زمانی که برگردد. صدهزار هزار حسنه خواهد داشت. و صد هزار هزار گناه از او محو می‌شود. و صد هزار هزار درجه نزد خدا بدست می‌آورد. و اگر بر میّت نماز هم بخواند موقع مرگش صد هزار هزار ملائکه او را تشییع می‌کنند. که همه آنها برای او استغفار می‌کنند و اگر در دفن میّت حاضر شود خداوند صد هزار هزار ملائک را مأمور می‌کند تا روز قیامت برای او طلب مغفرت کنند.»[3]

2- علی بن ابراهیم از امام باقر (ع) نقل کرده است که امام[4] فرمودند:

«زمانی که مؤمن را وارد قبر کردند. به او نداء‌ می‌شود اولین تحفه و عطای تو بهشت است. و اولین تحفه و عطای کسی که تو را تشییع کرد مغفرت و بخشش اوست»[5]

یکی از مقدمات دفن، تشییع میّت است و مستحب است که اولیای میّت مؤمنین را برای تشییع جنازه و نماز خبر کنند و بر مؤمنین نیز مستحب است در تشییع جنازه شرکت کنند.استحباب تشییع زمانی است که محل دفن میّت از محل غسل و حنوط و کفن دور باشد. ولی اگر محل دفن میّت نزدیک باشد تشییع مستحب نیست.[6]

مراتب تشییع:

تشییع مراتبی دارد کمترین مرتبه آن به دنبال جنازه رفتن است. تا زمانی که بر او نماز بخوانند.حد وسط آن دنبال جنازه برود تا زمانی که میّت را دفن کنند بالاترین مرتبه آن این که بعد از دفن میّت توقف کند و برای او طلب استغفار کند و از خداوند بخواهد در هنگام سوال نکیر و منکر او را در عقیده‌اش ثابت قدم نگه دارد.[7]

آداب تشییع:

آداب تشییع زیاد است که چند نمونه از آن ذکر می‌شود:

1- مشایعت کننده در حال تشییع پیاده باشد و سواره بودن مکروه است.[8]

2- پشت سر جنازه یا یکی از دوطرف جنازه سمت راست یا چپ حرکت کند و افضل این است که پشت سر جنازه حرکت کند.[9]

3- تشییع کننده در حال خضوع و تفکر باشد و خود را به جای میّت حساب کند که او را برای دفن می‌برند و او آرزوی بازگشت به دنیا کرده و دعایش اجابت شده است.[10]

4- حاملان جنازه تربیع کنند یعنی جنازه را از هر چهار گوشه بردارند و بهتر در کیفیت تربیع آن است که ابتداء‌ سمت دوش راست میّت را بر دوش راست خود بگذارد. و بعد سمت پای راست میت را بر دوش راست خود بگذارد و بعد از آن سمت پای چپ میت را بر دوش چپ بگذارد و پس از آن سمت دوش چپ میت را بر دوش چپ بگذارند.[11]

5- کسی که جنازه را تشییع می‌کند تا هنگام گذاشتن میّت در لحد به زمین ننشیند.[12]

6- مستحب است حامل جنازه ذکر بسم الله وبالله وصلی الله علی محمد وآل محمد اللهم اغفر للمومنین والمومنات[13]را بگوید.

7- جنازه را بر دوش حمل کنند و با ماشین و چیز دیگر حمل نکنند. مگر این که عذری مثل دور بودن مسافت داشته باشند.[14]

8- صاحب میت پابرهنه و بدون رداء باشد. یا وضعش را بگو نه ای تغییر دهد که معلوم شود عزادار است.[15]

مکروهات تشییع:

1- خندیدن و به لهو و لعب مشغول شدن؛[16]

2- پشت جنازه میت آتش بردن مگر در شب که برداشتن چراغ مکروه نیست؛

3- مشایعت کردن زنان و دویدن پشت سر جنازه میت نیز مکروه است[17]

مقاله

نویسنده محمدحسين بيگدلو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS