دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تصوف در مسیحیت

No image
تصوف در مسیحیت

نویسنده : محمد محسن مردانی

كلمات كليدي : رهبانيت، غسل اسلام، تعميد، ذكر، فقر و عزلت

از نکات بسیار قابل توجه که در تأیید و تأثیر و نفوذ آداب رهبانیت در ظهور مسلک و مرام صوفیه اهمیت فراوان دارد این که، عده‌ای از سران و مشایخ صوفیه درخانواده‌هایی مسیحی تربیت یافته بودند و برخی از آنان تا اواخر عمر نیز در مراکز رهبانیت به سر می‌بردند. چنانچه جنید، معروف به بغدادی که او را سیدالطائفه و لسان القوم و طاووس العلماء و سلطان المحققین خوانند اصلاً ایرانی و اهل نهاوند بوده است و از پدر و مادر مسیحی متولد شده و اهمیت مقام جنید در بین صوفیه و تأثیر آرای او بحدی است که شیخ عطار درباره او می‌نویسد. به پیران ما اقتدا کنید و از ایشان متابعت نمائید و تسلیم آنها شوید. اول حارث محاسبی. دوم جنید بغدادی. سوم رویم. چهارم ابن عطا. پنجم عمر بن عثمان مکی. زیرا ایشان جمع کردند میان علم و حقیقت و میان طریقت و شریعت.[1]همچنین ذالنون مصری و ابوهاشم دارانی و ابوهاشم صوفی (کوفی) در شام زندگی می‌کردند و نیز ابراهیم ادهم در شام زندگی می کردند و ایشان در آنجا از دار دنیا رفته‌اند و این درحالی است که می‌دانیم عراق و شام و مصر از مراکز مهم رهبانیت و مسیحیت بوده است.

می‌توان گفت بخاطر این که تصوف در شام و سوریه رواج بسیار داشت و صوفیان غالباً‌ با نسطوریها که یک فرقه از فرق نصارا بوده‌اند؛ ارتباط نزدیک داشتند کم کم عقائد مسیحیت وارد این فرقه شده و در آن شکل گرفته و رنگ و لعاب اسلامی خورده است.

مسأله غسل اسلام گنابادی ها از مسائلی است که ظاهراً از مسیحیت گرفته شده است و آن این است که طالب زمانی که می‌خواهد تشرف پیدا کند و رسماً صوفی شود باید غسلی را انجام دهد که به آن غسل اسلام گفته می‌شود و ظاهراً این غسل، شبیه به غسل تعمید مسیحیان است که کسی بخواهد داخل مسیحیت شود باید غسل تعمید را به جای آورد.

که غسل تعمید از کلمه یونانی baptizo گرفته شده است که در لغت به معنای شستشوی کامل و مستغرق ساختن جسمی درون یک مایع است ولی در اصطلاح از تعمید به عنوان شستن گناهان یاد می‌شود. در انجیل می‌خوانیم:

حال منتظر چه هستی برخیز و تعمید بگیر و نام او را خوانده از گناهانت پاک شو.[2] و می‌توان گفت دو چیز دیگری که ظاهراً تا مقدار زیادی تحت تأثیر مسیحیت در زهاد و پیشروان تصوف پیدا شده است، ذکر است که در تصوف اصل اولی می‌باشد. در اسلام اصولی است و اصل اولی در اعمال نماز است که روایاتی در این باره وارد شده است که جمع آنها این می‌شود که: نماز ستون دین است هر کس آن را ترک کند دینش را منهدم ساخته است. [3] و روایت دیگر که فرمود: اولین چیزی که در روز قیامت از انسان پرسیده می‌شود، نماز است اگر قبول شد بقیه اعمال نیز قبول است و اگر رد شد، بقیه اعمال نیز رد می‌شود.[4]

ولی اصل اولی در تصوف ذکر است. همانند رهبانیت مسیحیت که ذکر بر همه چیز مقدم است و این ذکر بر دو قسم جلی و خفی تقسیم می‌شود که اینجا جای صحبت از آن نیست.

در انتها نیز کلامی درزمینه عرفان و تصوف را یادآور می‌شویم: لازم است بگوئیم که اصول طریقه رهبانیت عبارت‌اند از، تجرد، فقر و عزلت.[5]و نیز در مورد تأثیر رهبانیت در تصوف اسلامی همان طور که بیان شد قبل از ظهور اسلام درمصر و سوریه و عراق و حتی عربستان انتشار داشته و عرب‌های قبل از اسلام تا اندازه ‌ای با آن آشنا بوده‌اند حتی بعد از اسلام نیز عده‌ای از آن طریقه‌ پیروی می‌کرده‌اند که مورد انتقاد قرار می‌گرفته‌اند و پس از انتشار اسلام درسوریه و عراق و خصوصاً‌ مصر، رهبانیت به شمار می‌رفت این آشنائی بیشتر شده و در تصوف اسلامی تأثیر شایان نموده و آن را از صورت اصلی واسلامی خارج ساخت. [6]

پس بوضوح می‌بینیم تأثیر مسیحیت در افکار متصوفه امری مسلم و غیر قابل انکار می‌باشد.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS