دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تعاملات امام علی(ع) با مالک اشتر

No image
تعاملات امام علی(ع) با مالک اشتر صغرى واعظی- کارشناس الهیات و معارف اسلامی
کتاب شریف و ارزشمند نهج‌البلاغه حاوى قسمتى از خطبه‌ها، نامه‌ها و جملات حکمت‌آمیز امام متقیان على‌بن ابى‌طالب(ع) و یکى از منابع مهم و بلکه بهترین و کامل‌ترین آنها در باب اسلام‌شناسى و تاریخ صدر اسلام است.
امام در قسمت‌هاى مختلف نهج‌البلاغه به نوعى درباره شخصیت مالک اشتر نخعى کلامى دارد. امام با کلمات شیوا و لطیف و بسیار پرمحتوا چنان از مالک تمجید مى‌کند و پایمردى او را در اسلام و تحقق بخشیدن به آرمان‌هاى اسلامى مى‌ستاید که بدون مراجعه به آن، مقام والاى اشتر و سهم او در حوادث زمان خودش شناخته نمى‌شود. تقریبا مى‌توان گفت که امام از هیچ یک از اصحاب خود به اندازه مالک اشتر تجلیل نکرده است. امام علی(ع) در نامه 13 نهج‌البلاغه خطاب به زیاد و شریح چنین مى‌نویسد: من مالک اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهیانى که در فرمان شماست، امیر کردم. گفته او را بشنوید و از وى فرمان برید. او را چون زره و سپر، نگهبان خود کنید که مالک را نه سستى است و نه لغزشى و نه کندى کند آنجا که شتاب باید و نه شتاب گیرد آنجا که کندى شاید.
مالک اشتر دردوران کوتاه حکومت على بن ابیطالب(ع) برجسته‌ترین عضو حکومتى در کنار امام بود و ارزنده‌ترین سردار سپاه به شمار مى‌آمد. موقعیت حکومتى نیز او را عوض نکرد. مالک ارادت و اخلاص خاصى به امام علی(ع) داشت. در جایى مولایش را این‌چنین معرفى مى‌کند: علی(ع) شمشیرى از شمشیرهاى خداست. با رسول خدا نماز گزارد و کسى بر او در نماز سبقت نجست تا حال که عمرى از او گذشته است وى را انحراف و تردید و لغزش نباشد. در دین خدا فقیه و به حدود الله آگاه است.
او در برابر امام خود به اندازه‌اى خاضع و شیفته و شیدا بود و در محبت به او ثبات قدم و استوارى نشان مى داد که حدى بر آن متصور نیست تا آنجا که خود آن حضرت فرمود:
“رحم الله مالکا فلقد کان الاشتر لى کما کنت لرسول‌الله”
“خداوند مالک اشتر را رحمت کند، او براى من همان‌گونه بود که من براى رسول خدا(ص) بودم.”
و در جاى دیگر امام، مالک اشتر را این‌چنین مى‌شناساند:
مالک در نبرد از سخت‌ترین بندگان خداست. او از کریم‌ترین دودمان برخاسته و از همگان نسبت به ناپاکى‌ها و ننگ‌ها دورتر است. او شمشیر بران و تیز است، هنگام آرامش بردبار و خویشتن‌دار است و در جنگ، انسان سنگین و باوقارى مى‌باشد. صاحب نظر و اهل صبر نیکوست.
ابن ابى الحدید او را چنین توصیف مى‌کند: اگر کسى سوگند یاد کند که خداوند در عرب و عجم قهرمانى دلیرتر از مالک (جز استادش على بن ابیطالب)‌نیافریده است من او را در این سوگند، گناهکار و گزافه‌گو نمى‌دانم. او کسى است که زندگى‌اش اهل شام را منهزم ساخت و مرگش اهل عراق را درهم شکست.
دو صفت بارز اشتر، اخلاص و وفادارى به امام و شجاعت و بى‌باکى در نبرد او را به‌عنوان سردار نامدار و پرآوازه صحنه‌هاى کارزار با دشمنان اسلام از جمله در پیکار جمل و صفین درآورده بود و چیزى براى او شیرین‌تر و دلپذیرتر از اجراى فرمان امام و جلب رضایت مولایش نبود.
علی(ع) در حق اشتر مى‌فرماید: این مرد بزرگوار که بر مصر گماشته بودم برایم دوستى نیکخواه و براى دشمنم گزندى جانکاه بود. وى روزهاى خود را به سر آورد و همراه پیک مرگ رخت از این سراى به در برد، ما از او خرسندیم، خدا از وى خرسند باشد و پاداش او را مضاعف فرماید.
هنگامى که خبر جانسوز شهادت مالک به امام علی(ع) رسید، فرمود: خدایا او را در راه تو حساب مى‌کنم، چرا که مرگ او از مصائب بزرگ روزگار است. خداوند مالک را رحمت کند. او به عهدش وفا کرد و به راه شایسته‌اى رفت و با پروردگارش ملاقات کرد. مرگ مالک از بزرگترین مصائب است. وقتى بزرگان نخع جهت عرض تسلیت به خدمت آن حضرت رسیدند، امام ضمن عرض تاثر و تاسف شدید، فرمود: “خدا مالک را جزاى خیر دهد. مالک اگر کوه بود، کوهى عظیم و بزرگ بود و اگر سنگ بود،‌سنگى سخت بود. آگاه باشید به خدا سوگند مرگ تو اى مالک، جهانى را ویران مى‌سازد. بر مردى مانند مالک باید گریه کنندگان بگریند. آیا یاورى مانند مالک دیده مى شود؟ آیا مانند مالک کسى هست؟
علی(ع) از مرگ مالک افسوس مى‌خورد و دریغ مى‌گفت و نشانه‌هاى اندوهى جانکاه بر چهره‌اش آشکار بود.
تا مالک زنده بود دل و دیده علی(ع) به او شادان و به دیدارش روشن بود. دشمن هر اندازه سرسخت و بى‌باک بود، اشتر مجال چیره‌دستى و زورگویى را به او نمى‌داد. چه زهرهاى ناگوارى که او به کام دشمنان ریخت و چه شب‌هایى را که پسر ابوسفیان از هیبت و شکوه مالک تا صبح به خواب نرفت. اما همین که اشتر از دست علی(ع)‌رفت روزگار با وى رنگى دگرگون به خود گرفت. علی(ع) خانه‌نشین شد. دوستان پا از درش کشیدند و شیعیان، مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند.
علی(ع) بر فراز منبر مى‌رفت و مردم را متنبه و متذکر مى‌ساخت اما کسى به غیرت نمى‌آمد و پاسخش نمى‌داد!

منبع : روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS