دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تفرید

No image
تفرید

تفرید در لغت به معنای یگانه کردن، گوشه گرفتن و تنها ماندن است. واژۀ تفرید از حدیث نبوی «سَبَقَ المفرّْدون» برگرفته شده است. مضمون تبیین پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم دربارۀ این سخن آن بوده که مفرّدان کسانی هستند که بسیار به یاد خدا هستند و با شیفتگی به ذکر خدا عمرشان را بسر می‌آورند. صوفیه، تفرید را از فروع مقام توحید می‌دانند و آیات:

«وَیعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ» (نور/ 25)

«و می‌دانند که خداوند حق آشکار است.»

«ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا یدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ» (لقمان/ 30)

«این‌ها همه دلیل بر آن است که خداوند حق است و آن‌چه غیر از او می‌خوانند باطل است.»

و حدیث:

«ســــیروا، سَــــبَق المفـــــــرّدون»

را ناظر به مقام تفرید دانسته‌اند.

اصطلاح تفرید از قرن چهارم متداول بوده است و در کتب صوفیه گاه همراه با تجرید و به معنای آن یا جدا از تجرید و در مقامی بالاتر از آن آمده است. "کلاباذی"، در سدۀ چهارم، نخستین کسی است که آن را مقامی جدا از تجرید دانسته و گفته است که تفرید یعنی تنها ماندن با حق در همۀ احوال و افعال و از همۀ اشکال. فرد شدن در احوال یعنی شخص چنان به خداوند محوِّل الأحوال مشغول باشد که از احوال خود، چه در بلا و چه در نعمت، باخبر نشود؛ نیز به این معناست که احوال انبیا و صدیقان بر او پدید آید و او این احوال را از خود نداند.

فرد شدن در افعال یعنی همۀ افعال خود را از خدا و برای خدا دانستن، پس به نفس خود اجازۀ عُجب به افعال ندادن و از خلق عوض نخواستن و فرد شدن از اشکال نیز یعنی با هیچ انسانی یا هیچ موجودی آرام نگرفتن و تنها با حق بودن. پس تا شخص به مقام تجرید نرسد، به مقام تفرید با حق نمی‌رسد؛ زیرا سالک ابتدا باید در ظاهر از خلق مجرد شود، آن‌گاه بار دیگر در میان خلق قرار گیرد و با دل از خلق مجرد و با حق باشد.

به عقیدۀ "خواجه عبدالله انصاری"، تفرید خالص کردن قصد و طلب برای حق است و سه مرتبه دارد: الی الحق، بالحق و عن‌الحق. الی‌الحق، خالص کردن قصد از ابتدای سلوک تا انتهای سیر الی الله است؛ بالحق، از سیر فی الله تا غایت فنا و اضمحلال فردیت سالک است و عن‌الحق مرحلۀ فنای پس از بقاست. در این مرحله، ارشاد و هدایت و دعوت او جز از جانب حق نیست و هر چه می‌گوید و می‌کند، امر حق است.

اغلب صوفیه، تفرید در ظاهر را – که از طریق عزلت، انقطاع و ترک مألوفات صورت می‌پذیرد – یا قطع علایق ظاهری را مقدمۀ تفرید می‌دانند. برخی روزه و برخی نماز را لازمۀ رسیدن به تفرید دانسته‌اند. البته در انجام دادن این اعمال، سالک همواره باید افعال خود را قاصر ببیند و شائبۀ ریا، طمع و عوض خواستن از حق نداشته باشد.

به نظر صوفیه، تفرّد سالک را از بندگی غیر می‌رهاند، از این‌رو ترک شرک و رسیدن به توحید حقیقی از ثمرات آن است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS