دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقوا

امام کاظم (ع) به یکی از فرزندانش فرمودند: پسر جان، مبادا خدا تو را در معصیتی که تو را از آن نهی کرده، ببیند، یا در طاعتی که تو را به آن أمر کرده نیابد. «تحف العقول، ص906»
تقوا
تقوا

تقوا

قال الکاظمُ(ع): «یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ أَن یَرَاکَ اللَّهُ فِی مَعصِیَهٍ نَهَاکَ عَنْهَا وَ إِیَّاکَ أَن یَفْقِدَکَ اللَّهُ عِندَ طَاعَه»

انبیاء در صدد این بوده‌اند که مردم را به این نکته یادآوری کنند که اگر انسان متوجّه باشد که در برابر چه کسی قرار گرفته هرگز در مقام نافرمانی خداوند بر نمی‌آید؛ انسانی که طوق بندگی خداوند را به گردن دارد هرگز در محضر او نه تنها دچار گناه نمی‌شود بلکه فکر و اندیشه گناه را نیز در سر نمی‌پروراند.

نقل شده که روزی امام کاظم(ع) از یکی از کوچه‌های  بغداد می‌گذشت، صدای سازها و آواز غناها و نی و رقص، از خانه‌ای به گوش می‌رسید؛ در این هنگام کنیزی از خانه بیرون آمد و در دستش خاکروبه بود، آن خاکروبه را بیرون خانه گذاشت؛ حضرت به او فرمودند: ای کنیز! صاحب این خانه آزاد است یا بنده، گفت: آزاد است! امام(ع) فرمودند: راست گفتی، اگر بنده بود از مولای خود می‌ترسید. زمانی که کنیز به داخل خانه برگشت، مولای او بُشر، که بر سر سفره شراب نشسته بود، پرسید: چرا دیر آمدی؟ کنیز حکایت را برای بُشر نقل کرد. ناگهان بُشر بدون اینکه کفشهایش را بپوشد، با پای برهنه بیرون دوید چرا که او دانسته بود این سخن را چه کسی به کنیز گفته است. بالاخره او، امام(ع) را در یکی از کوچه‌های بغداد پیدا کرد و به خدمت آن حضرت رسید و عذر خواست و گریه کرد و اظهار شرمندگی نمود و به این وسیله توبه کرد. از این به بعد مردم همیشه بُشر را با پای برهنه می‌دیدند که راه می‌رفت چرا که پابرهنه به خدمت امام(ع) رسیده بود و به دست آن حضرت توبه نموده بود. البته برخی نیز نقل کرده‌اند که روزی از بُشر پرسیده بودند چرا کفش نمی‌پوشی و همیشه پا برهنه راه می‌روی؟ او در جواب گفته بود: «و اللهُ جَعَلَ لکُم الأرضَ بساطاًً»[1] یعنی ادب نباشد که بر بساط شاهان با کفش روند.[2]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
Powered by TayaCMS