دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تلف مبیع

No image
تلف مبیع

كلمات كليدي : تلف مبيع، خيار، تلف مبيع قبل از قبض

نویسنده : شعبانعلی جباری

یکی از قواعدی که در کتب فقها مورد بحث قرار گرفته است قاعده تلف مبیع قبل از اتمام مدت خیار است. چون در کتب فقها از قاعده‌ای بحث شده است که به ظاهر با این مطلب و انتقال مالکیت به صرف ایجاب و قبول تعارض دارد. چرا که به موجب این قاعده هرگاه در عقد بیع، مبیع پس از قبض و قبل از انقضای خیاری که اختصاص به یکی از متعاملین دارد، بدون تعدی و تفریط تلف شود ضمان بر عهده کسی است که خیار ندارد.

مبانی قاعده:

مبنای این قاعده روایاتی است که در این خصوص وجود دارد از جمله روایت مرسل ابن رباط از امام صادق (ع) که فرمود: اگر برای حیوان قبل از سه روز اتفاقی افتد از مال بایع است.[1]در اینجا با توجه به این که در فروش حیوانات،برای خریدار تا سه روز حق فسخ معامله قرار داده شده است در این مدت چنانچه خسارتی به حیوان وارد شود،جبران آن بر عهده فروشنده است،که حق فسخ ندارد.

مفاد قاعده:

در خصوص اینکه مفاد این قاعده مطابق اصل و قاعده است یا خلاف قاعده، اکثر فقها گفته‌اند که حکم یاد شده خلاف موازین و قواعد اولیه است و استثناءِ بر اصل تملک، مشتری به نفس عقد و ایجاب و قبول است زیرا مالی که فروخته شده و توسط خریدار گرفته شده در صورت تلف، باید از آنِ مالک یعنی مشتری باشد و طبق این قاعده بر عهدۀ مالک قبلی یعنی بایع است.[2] و لی به لحاظ تعبّد ما این خلاف اصل را پذیرفته و عمل می‌کنیم و موارد آنرا باید محدود به اموری دانست که قطعی می‌باشد[3]

در خصوص اینکه آیا مفاد قاعده در همۀ خیارات جاریست یا فقط در خیار حیوان ؟ چند نظریه وجود دارد.

الف: اینکه حکم آن در همۀ خیارات جاریست.

ب: فقط به خیار اختصاص دارد.زیرا در روایات فقط خیار حیوان مطرح شده است.

ج: در خصوص اینکه قاعده مختص خیار مشتری است یا شامل خیار بایع نیز می‌شود دو نظریه وجود دارد و این دو نظریه مبتنی است براینکه مفاد این قاعده را خلاف اصل بدانیم یا موافق اصل.

به هر حال با توجه به اینکه گفته شد در عقد، صرف ایجاب و قبول موجب انتقال قطعی مالکیت مبیع می‌شود بنابراین مفاد قاعده خلاف اصل است و باید به قدر متیقّن اکتفا نمود و باید گفت در جایی که ثمن را بایع اخذ کرده و در زمان خیار مخصوص بایع، ثمن تلف شده، نمی‌توان از این قاعده استفاده نمود و گفت که چون در زمان خیار مختص بایع بوده، بنابراین بر عهدۀ مشتری است گر چه نظر مخالف وجود دارد و مرحوم شیخ با اعمال استصحاب، مسؤلیت مشتری نسبت به ثمن را بعد از قبض آن توسط بایع مشمول این قاعده می‌داند. توضیح مطلب این که،تا زمانیکه ثمن معامله به بایع تحویل داده نشده بود.مشتری ضامن ثمن بود و بعد از تحویل ثمن به بایع تردید وجود دارد که آیا هنوز آن مسئولیت باقی است یا خیر؟ استسحاب می کنیم ضمان مشتری را. اگر چه گفته شده که پس از قبض معین، موضوع استصحاب تغییر می کند و جائی برای استصحاب باقی نمی ماند.4

مقاله

نویسنده شعبانعلی جباری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS