دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تکبّر

در شگفتم از متکبّری که دیروز نطفه ای بی ارزش بود، و فردا مرداری گندیده خواهد بود.
تکبّر
تکبّر

تکبّر

قال علی (ع): «عَجِبتُ للمُتِکّبرِ الذّی کانَ بالأمسِ نُطفَهً و یَکُونُ غَدَاً جِیفَهً» (نهج البلاغه، حکمت126)

کبر صفتی است که همیشه در مقایسه نفس با دیگری به‌وجود می‌آید. در تعریف کبر می‌توان گفت که کبر عبارت از احساس راحتی، اعتماد و تکیه انسان بر این است که خود را از دیگران برتر بداند.[1] روحیه تکبّر بدترین آفتی است که انسان را به ورطه نابودی و سقوط می‌کشاند. این روحیه، در اثر جهل و نادانی انسان به‌وجود می‌آید. حضرت امام خمینی (ره) در کتاب چهل حدیث خود می‌گوید: روحیه کبر و تکبّر به خاطر جهل و نادانی انسان است. هرکس جهلش بیشتر و عقلش ناقص‌تر است، کبرش بیشتر است و هرکس علمش بیشتر و روحش بزرگتر و دارای شرح صدر است متواضع‌تر می‌باشد.[2]

واژه تکبّر و استکبار از واژه‌های کلیدی قرآن است که در موارد زیادی برآن تأکید شده است. مخالفت با پیامبران، کوتاهی در دعا کردن و در عبادت، از مصادیقی است که قرآن در مورد آن‌ها، تعبیر استکبار را به‌کار برده است.

« إنّ الذّینَ یَستَکبِرُونَ عن عِبادَتِی سَیَدخُلوُنَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ »[3]

آنان که از دعا و عبادت من إعراض و سرکشی کنند به زودی با ذلّت و خواری داخل جهنم می‌شوند.

کسانی که دعا نمی‌کنند در واقع از عبادت خدا استکبار کرده‌اند یعنی عارشان می‌آید از اینکه پیش خدا گردن کج کنند. زبونی و پستی انسان به جایی می‌رسد که حاضر نیست درِ خانه خدا برود. آنچه که شیطان را به مرتبه شیطانی کشاند همین استکبار و تکبر او بود. روحیه تکبر در طول تاریخ انسان‌های بسیاری را به انحطاط کشیده است.[4]

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: کسی که به اندازه دانه خردلی کبر در دل او وجود داشته باشد داخل بهشت نمی‌شود.[5]

بنابراین انسان نباید به خاطر توهّمات واهی از قبیل پول، ثروت، مقام و ریاستِ خود‌، نسبت به دیگران تکبّر بورزد و خود را بالاتر از دیگران بداند. تنها ملاک برتری، تقوا و پرهیزگاری است؛ که قرآن می‌فرماید:

«إن أکرمکم عند الله أتقاکم»[6]

گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شما می‌باشد.

    پی نوشت:
  • [1]. شبّر، سید عبد الله؛ اخلاق، ترجمه محمدرضا جباران، قم، هجرت، 1379، چاپ پنجم، ص284.
  • [2]. خمینی، امام سید روح‌الله؛ چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1379، چاپ بیست دوم، ص95.
  • [3]. غافر/60.
  • [4]. مصباح یزدی، محمد تقی؛ پندهای امام صادق(ص) به ره‌جویان صادق، قم، موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی،1381، ص173.
  • [5]. مجلسی، علامه محمدتقی؛ بحارالانوار،  بیروت، موسسه الوفاء، 1404هق،  ج 2، باب 18، ص143.
  • [6]. حجرات /13.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS