دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جنگ احد

قرشیان پس از شکست سختی که از مسلمین در جنگ بدر (سال دوم هجری) خوردند؛ تصمیم گرفتند با تمام قوا و تجهیزات خود به مسلمانان حمله کنند .
جنگ احد
جنگ احد

جنگ‌ احد

یک‌ سال‌ بعد از جنگ‌ بدر، دشمنان‌ اسلام‌ با تجهیزاتی‌ سه‌ برابر جنگ‌ بدر، به‌

قصد انتقام‌ به‌ سوی‌ مدینه‌ حرکت‌ کردند. پیامبر (ص‌) با یاران‌ مشورت‌ کرد و در

نتیجه‌ قرار شد در کناره‌ کوه‌ احد، صف‌آرائی‌ کنند. در آغاز جنگ‌، مسلمانان‌ - با

عده‌ کم‌، ولی‌ با نیروی‌ ایمان‌ زیاد - پیروز شدند، ولی‌ بخاطر آن‌ که‌ محافظان‌ دره‌ای‌

که‌ در پشت‌ بود، سنگر را به‌ طمع‌ غنیمتهای‌ جنگی‌ ترک‌ کردند، شکستی‌ بر لشکریان‌

اسلام‌ وارد شد و عده‌ای‌ از جمله‌ حمزه‌ عموی‌ دلاور پیامبر (ص‌) کشته‌ شدند، ولی‌ بر اثر

فداکاریهای‌ علی‌ (ع‌) که‌ زخم‌ بسیار برداشته‌ بود و دیگر دلاوران‌ و شیوه‌ تازه‌ای‌ که‌

پیامبر (ص‌) در جنگ‌ احد به‌ کار بست‌، دیگربار مسلمانان‌ گرد آمدند و به‌ تعقیب‌

دشمن‌ زبون‌ شده‌ پرداختند و سرانجام‌ این‌ جنگ‌ به‌ پیروزی‌ انجامید

قرشیان پس از شکست سختی که از مسلمین در جنگ بدر (سال دوم هجری) خوردند؛ تصمیم گرفتند با تمام قوا و تجهیزات خود به مسلمانان حمله کنند . صفوان بن امیه به ابوسفیان پیشنهاد کرد تمام اموال تجارتی را که پیش از جنگ بدر به مکه آمده بود ، صرف خرید اسلحه و تجهیزات جنگی کنند و این پیشنهاد پذیرفته شد از سوی دیگر برای تهیة افراد و سربازان جنگی از تمام قبایل اطراف مکه مانند بنی کنانه و مردم تهامه نیز کمک گرفتند . بدین ترتیب روزی که لشکر قریش از مکه حرکت کرد سه هزار مرد شمشیرزن که دویست اسب و سه هزار شتر و هفتصد مرد زره پوش با خود داشتند . در نقل دیگر با سه هزار سوار و دو هزار پیاده نظام حرکت کردند .

عباس بن عبدالمطب عموی پیغمبر که در مکه به سر می برد و در سلک بت پرستان زندگی می کرد ، حضرت را از تصمیم آنها را مطلع ساخت .

برای مقابلة با آنها و تدبیرِ کار، پیغمبر ( ص ) دستور داد مردم مدینه در مسجد اجتماع کنند و آرا و پیشنهادهای خود را بیان کنند . خود آن حضرت و جمعی از بزرگان و سالمندان و از آن جمله عبدالله اُبی طرفدارِ ماندن در شهر و قلعه داری بودند و معتقد بودند که جنگ در داخل برج و باروی شهر و در پیش روی زن و فرزند شکست ناپذیر است و مردان و سربازان در چنین موقعیتی تا پای جان و با تمام نیرو و توان می جنگند ، اما گروهی از جوانان پرشور که در جنگ بدر حاضر نبودند و می خواستند غیبت خود را در آن روز تلافی کنند و برخی دیگر از آنها که منظرة بدر را دیده بودند و خیال می کردند هیچ نیرویی بر آنها چیره نخواهد شد و از طرفی ماندن در خانه و حصار را برای خود نوعی سرشکستگی و زبونی و خواری محسوب می کردند، به خارج شدن از شهر و جنگ در میدان باز اصرار و پافشاری داشتند .

هنگامی که پیغمبر ( ص ) از شهر خارج شد هزار نفر مرد جنگجو همراه آن حضرت بود ، ولی مقداری که راه رفتند عبدالله بن اُبی با سیصد تن از همراهان خودبه بهانه اینکه با نظر او مخالفت شده از بین راه برگشتند و پیغمبر خدا با هفتصد نفر به سوی احد پیش رفتند .

« احد » نام مکانی است که در یک فرسنگی مدینه قرار داشت و رشته کوهی، آن قسمت از بیابان را با بیابانهای دیگر از هم جدا می سازد. لشکریان قریش قبل از آمدن مسلمانان در آنجا موضع گرفته و آمادة جنگ انتقامی خود شده بودند، هنگامی که رسول خدا ( ص ) بدانجا رسید لشکریان خود را طوری ترتیب داد که کوه احد را پشت سر خود و دشمن را پیش رو قرار دادند و هر دو لشکر آمادة جنگ گردیدند .

در کوه احد درّه و شکافی قرار داشت که دشمن می توانست از آنجا خود را به مسلمانان رسانده و از آن سو حمله کنند . پیغمبر ( ص ) عبدالله بن جبیر را با پنجاه نفر تیرانداز در آنجا گماشت و بدانها دستور داد از آن دره نگهبانی کنند و مراقب باشند از آنجا حمله نکند ، و چون می دانست نگهبانی آن دره برای پیروزی لشکریان بسیار مؤثر است سفارش وتأکید زیادی به آنها کرد .

ابوسفیان متوجّه اهمیت آن تنگه شد . خالدبن ولید را با دویست نفر شمشیر زن مأمور کرد تا در کمین آن پنجاه نفر باشند و بدو دستور دارد وقتی دیدید دو لشکر به هم ریختند ، اگر توانستید از این تنگه سرازیر شده و شمشیر در آنها بگذارید .

حمزه بن عبدالمطلب عموی پیغمبر چون شیری غران به راست و چپ لشکر دشمن حمله می افکند و هر که سر راهش می آمد او را از پای درمی آورد . علی بن ابی طالب نیز از یک سو و سایر مسلمانان جانباز و فداکار از مهاجر و انصار نیز سر غیرت آمده و بسختی مشرکین را شکست دادند و هزیمت آنان به سوی مکه شروع شد. سربازان مسلمان پس از اینکه مقداری آنها را تعقیب کردند مغرورانه به سوی میدان جنگ بازگشته و با خیالی آسوده به جمع آوری غنایم پرداختند و با سابقه ای که از جنگ بدر و آن پیروزی بیرون از انتظار داشتند اطمینان یافتند که اینجا هم دیگر شکست نخواهند خورد و مشرکین از راهی که رفته اند باز نخواهند گشت .

وقتی تیراندازان از بالای دره مشاهده کردند که مسلمانان به جمع آوری غنایم مشغول شده و مشرکین هزیمت کردند ، یکی یکی به منظور به دست آوردن غنیمت و برای آنکه از یکدیگر عقب نمانند به سوی دره سرازیر شدند و هر چه عبدالله بن جبیر فریاد زد : نروید و از دستور رسول خدا ( ص ) سرپیچی نکنید ! کسی به حرف او گوش نداد . خالدبن ولید که با دویست نفر از جنگجویان قریش در کمین تیراندازان بود و تا آن وقت نتوانسته بود از آن تنگه و شکاف عبور کند و از پشت سر خود را به مسلمانان برساند و در هر بار که می خواست منظور خود را عملی سازد با رگبار تیرهای آنان مواجه می شد ، وقتی متوجه شد ده نفر تیرانداز بیشتر نمانده با همراهان خود بدانها حمله کرد و آنان را کشته و شمشیر در میان مسلمانانی که با خیالی آسوده برای جمع آوری غنایم خم شده بودند گذاردند و آنان را غافلگیر ساختند .

تدریجاً صحنة جنگ به سود قرشیان عوض شد و مسلمانان گروه گروه رو به هزیمت و فرار نهادند . چیزی که به این هزیمت و پریشانی جنگجویان مسلمان کمک کرد فریادی بود که به گوش آنها رسید که کسی می گوید : - « محمد کشته شد ! »

در گیرودار حملة مشرکین سنگی به سوی رسول خدا ( ص ) پرتاب شد و آن سنگ دندان آن حضرت را شکست و قسمتی از لب و صورت را نیز شکافت و دیگر آنکه همچنان که آن حضرت مشغول دفاع و حمله بود یک بار در گودالی که مشرکین سر راه مسلمانان حفر کرده بودند افتاد که علی ( ع ) و طلحه آن حضرت را از جا بلند کردند . برخی که صورت خون آلود و مجروح و نیز افتادن آن حضرت را بر زمین دیده بودند یقین به صحت این خبر و درستی آن شایعه کردند و آنچه را دیده بودند به دیگران نیز می گفتند .

حمزه که همچون شیری غران در برابر دشمنان اسلام به یمین و یسار حمله می کرد و قریش را متفرق می ساخت و مرد و مرکب را بر زمین می افکند باحربه ای که « وحشی » از کمین به تهیگاه او پرتاب کرد از پای درآمد و به شهادت رسید. وحشی از بردگان مکه و قریش بود که در جنگ احد حاضر گشته و هند همسر ابوسفیان به او گفته بود : اگر بتوانی یکی از سه نفر یعنی محمد ، علی ، و حمزه را به قتل برسانی آنچه بخواهی به تو می دهم .

وحشی پس از قتل حمزه شکم آن جناب را درید و جگرش را بیرون آورد و برای هند دختر عتبه برد, و هند قطعه ای از آن جگر را برید و در دهان گذارد ، ولی نتوانست بخورد و آن را بیرون انداخت و به شکرانة این مژده و طبق وعده ای که داده بود طلا و جواهرات خود را بیرون آورد و به وحشی داد . شهدای جنگ، به طوری که معروف است جمعاً هفتاد نفر بودند که میان آنها مردان بزرگ و رؤسای قبایل و شخصیتهای گرامی اسلام نیز بودند مانند : حمزه ، مصعب بن عمیر ، عبدالله بن حجش – از مهاجرین – عبدالله بن جبیر ، سعد بن ربیع , و دیگران از انصار .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS