دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حدس و حدسیات

No image
حدس و حدسیات

كلمات كليدي : حدس، قوه عاقله، قوه خیال، بدیهیات اولیه، معلوم، مجهول، عقل فعال، حد وسط، فکر، قوه قدسیه، بدیهی، نظری

نویسنده : محمد درگاه‌زاده

یکی از مراتب عقل، عقل بالفعل است که در آن قوۀ عاقله، معلومات نظری خود را از بدیهیات اولیه استنتاج می‌نماید. این استنتاج به دو شکل صورت می‌گیرد:

1- فکر

2- حدس

راه اول به این ترتیب است که قوه عاقله بعد از مواجه شدن با مجهول، سیری را از آن مجهول به معلومات خود که در قوه خیال(حافظه) و یا در عقل فعّال ذخیره شده‌اند، آغاز می‌نماید، تا حد وسط را از میان آن معلومات پیدا کند ـ حد وسط عبارت است از آن معلومی که نقش رابطه را دارد و انسان را به مجهول می‌رساند ــ بعد از پیدا کردن حدّ وسط، ذهن حرکت دومی را آغاز می‌کند و آن انتقال از حدّ وسط به مجهول مورد نظر می‌باشد. بنابراین ذهن برای دست یافتن به مجهول دو حرکت انجام می‌دهد که در اصطلاح منطق و فلسفه این دو حرکت را «فکر» می‌نامند.

اما برخی اوقات به محض مواجه شدن شخص با مجهول، حد وسط، به طور ناگهانی در ذهن حاضر می‌شود و پشت‌سر آن انتقال به نتیجه، خود به خود صورت می‌گیرد. بنابراین ذهن برای رسیدن به مطلوب و حل مجهول خود هیچ‌ کدام از آن دو حرکت را انجام نمی‌دهد. این حالت رسیدن ذهن به مجهول، «حدس» نامیده می‌شود.

البته قوۀ حدس در افراد مختلف متفاوت است، هم به لحاظ سرعت وقوع حدس و هم به لحاظ تعداد دفعات حدسی که صورت می‌گیرد. تا جائی که برای برخی اشخاص هیچ‌گونه حدسی صورت نمی‌گیرد و در مقابل برخی اشخاص تمامی مجهولات خویش را از راه حدس،حل می‌نمایند، بدون اینکه به فکر و تأمل نیاز داشته باشند.

در فلسفه به مراتب بالای حدس، قوۀ قدسیه اطلاق می‌شود و صاحبان آن را انبیاء و برخی اولیاء الهی می‌دانند.

حدسیات

در منطق، معلومات انسان به دو دستۀ بدیهی و نظری تقسیم می‌شود، بدیهیات قضایایی هستند که بدون فکر و تامل به ذهن می‌آیند و نظریات قضایایی هستند که با فکر و نظر حاصل می‌شوند.

بدیهیات اقسامی دارند که یکی از آن‌ها «حدسیات» می‌باشد. حدسیات عبارت از قضایایی هستند که قوه عاقله از طریق حدس به دست می‌آورد. و چنان‌که گفته شد، حدس در مقابل فکر و استدلال است و از این رو حدسیات از اقسام بدیهیات به شمار می‌روند. به عنوان مثال، ذهن با ملاحظه این که متناسب با تغییر محل ماه و آفتاب و دوری و نزدیکی آن‌ها، قسمت روشن ماه تغییر می‌یابد و نیز پس از ملاحظه خسوف، ناگهان متوجه می‌شود که «نور ماه از خورشید است».

چنان‌که از مثال فوق نیز مشخص است، قضایایی حدسی نیازمند تکرار مشاهده است یعنی باید چندین بار مناسبات ماه و خورشید را در خارج مشاهده بکنیم تا این حدس که «نور ماه از آفتاب است» صورت بگیرد، همانند قضایایی تجربی (که یکی از اقسام بدیهیات‌اند) که تکرار مشاهده در آن‌ها شرط است. از این رو برخی منطقین حدسیات را از ملحاقات تجربیات به حساب آورده‌اند.

مقاله

نویسنده محمد درگاه‌زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS