دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسادت jealousy

No image
حسادت jealousy

كلمات كليدي : حسادت، زوال نعمت، رذيله، كفر

نویسنده : محمد سامقاني

یکی از رذایل اخلاقی که علماء اخلاق از آن نهی کرده اند؛ رذیله حسادت است. حسد صفت بسیار زشتی است که آدمی را به پست‌ترین مرحلۀ رذالت می‌رساند تا جایی که شخص حسود آرزوی زوال نعمت از دیگری را دارد. در این باره د ر تعریف حسد راغب اصفهانی در مفردات می‌گوید «حسد آرزوی زوال نعمت از کسی است که سزاوار داشتن آن نعمت است و شخص حسود علاوه بر آرزوی قلبی چه بسا کوشش در زوال آن نعمت می‌کند.»[1]

جایگاه علمی واژه حسادت در علم اخلاق و تبیین آن

همچنانکه گفته شد دانشمندان اسلامی حسادت را برای آدمی بسیار مضر می‌دانند و از آن نهی کرده‌اند چرا که حسادت به روح و روان انسان ضربات جبران ناپذیری وارد کرده و تاثیرات منفی در رفتار و کردار آدمی می‌گذارد و این صفت زشت و ناپسند ممکن است سالها و شاید تا آخر عمر انسان را با مشکلات و خطرات روحی و روانی همراهی کند و به سادگی از وجود او خارج نشود تا جایی که دوست دارد دیگران را نیز منحرف کند. در این باره در جایی از قرآن، حسد به عنوان دستاویزی برای اهل کتاب جهت انحراف مومنان قلمداد شده است. آنجایی که خداوند می‌فرماید:

«بسیاری از اهل کتاب به خاطر حسد دوست داشتند شما را بعد از اسلام و ایمان به کفر بازگردانند با اینکه حق برای آنها کاملاً آشکار شده است.»[2]

علاوه بر اینکه آیات فراوانی در قرآن کریم دربارۀ نهی از حسادت آمده است روایات زیادی نیز در زمینه نکوهش از حسد، از ائمه معصومین (ع) نقل شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

اما صادق (ع) در حدیثی ریشۀ کفر را حسادت معرفی کرده و فرمو ده اند

«از حسادت کردن به یکدیگر بپرهیزید؛ زیرا کفر ریشه‌اش حسادت است.»[3]

و در حدیثی دیگر از امام صادق (ع) آمده است گفت آفت دین سه چیز است:

«حسد، عجب و فخر»[4]

حسادت علاوه بر اینکه آفت دین و ایمان آدمی محسوب می‌شود ضرر و زیان‌های جسمانی فراوانی نیز به همراه دارد که اگر معالجه نشود انسان را از بین می‌برد. در این باره امام علی (ع) می‌فرمایند:

«حسادت تن را فرسوده و علیل می‌کند.»[5]

پس از این که فهمیدیم حسد صفت بسیار زشت و ناپسندی است حال چگونه شخص حسود را بشناسیم تا از شرش در امان باشیم. پیامبر اکرم (ص) در این باره: غیبت کردن، چاپلوسی کردن و شاد شدن از گرفتاری‌های دیگران را از جمله نشانه‌های حسود می‌شمارند.[6]

و اما آنچه که موجبات حسد را فراهم می‌کنند هفت چیز است که بطور خلاصه به آنها اشاره می‌کنم.

1- خبث نفس و بخل نسبت به خیر و صلاح بندگان خدا.

2- کینه ورزی و دشمنی.

3- حب شهرت و ریاست.

4- ندیدن پیشرفت و برتری دیگران.

5- بیم از نرسیدن به مقصود.

6- خود بزرگ بینی.

7- شگفت زدگی و شگفتی.

راهکار علمی و عملی معالجۀ حسد

1- راهکار علمی: بسیاری از مفاسد اخلاقی ناشی از این است که ایمان در قلب آدمی جای نگرفته است و دل بی خبر از نهی کلام الهی و امامان معصوم (ع) است. آن کس که حسد می‌ورزد؛ بداند که ایمان ندارد که خداوند طبق مصلحت نعمتی را به بنده‌اش داده است و او بی خبر از این مصلحت است. و بداند که به عدل خدا نیز ایمان ندارد چون ایمان به عدل با حسد منافات دارد اگر انسان خداوند را عادل می‌داند باید تقسیم او را نیز عادلانه دانست.

2- راهکار عملی: و آن به این صورت است که با محسود اظهار محبت کنی. نفس تو را امر می‌کند که او را اذیت کن توهین کن و دشمن داشته باش ولی تو به خلاف میل نفس اماره به او ترحم کن و از او قدردانی نما، خوبی‌های او را بر خود و دیگران بازگو کن و صفات خوب او را یادآوری کن این امور گرچه در مرحله اول سخت است ولی کم کم این رزیله حسادت از بین خواهد رفت و نفس عادی می‌شود و واقعیت پیدا می‌کند.

مقاله

نویسنده محمد سامقاني
جایگاه در درختواره رذائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS