دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسادت

امام صادق(ع): ریشه حسد کوری و تاریکی قلب همراه با انکار فضل پروردگار متعال است و این دو صفت دو بال کفر به خدا هستند.
حسادت
حسادت

قال الصادق(ع): «الحسد أصله من عمى القلب و الجحود بفضل الله تعالى وهما جناحان للكفرة
ریشه حسد کوری و تاریکی قلب همراه با انکار فضل پروردگار متعال است و این دو صفت دو بال کفر به خدا هستند. (مصباح الشریعهٔ/ترجمه مصطفوی، متن،ص ۲۱۲)

حسادت
در باب حسادت مطالب زیادی در کتب اخلاقی آمده و کسی نیست که از قبیح این رفتار زشت بی خبر باشد، اما آنچه ما را بر آن داشت دوباره مطلبی در این مورد بنویسیم واکاوی گوشه ی ناپیدای حسادت بود و اینکه چگونه عبرت های تاریخ را در مقابل دیدگان بشریت قرار می دهد. کسی که حسد میورزد به عظمت و جلال پروردگار متعال توجه نداشته و از قضا و تقدیرات الهی که سراسر مخلوق را فراگرفته، و از علم و نفوذ و قدرت او که همه جهان و جهانیان را احاطه کرده است؛ بی اطلاع است. حسد از جمله سیئات اخلاقی است که در آیات قرآن و روایات معصومین به شدت تقبیح شده است؛ مرز حسادت حتی تا کتاب خدا و حکمت و فضل الهی در حق بندگان صالح اش پیش میرود؛ مانند این آیه شریفه که حسد به آل ابراهیم را بازگو می کند: «أم یخشدون الئاس علی ما آتافم اللهٔ من فضله فقد آتینا آل ابراهیم الکتاب و الجگمهٔ و آتینافام ملکاً عظیماً آیا مردم حسد میبرند بر آنچه خداوند از فضلاش به آنان داده است؟ ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان حکومت بزرگ دادیم.»۲ پیامبر اکرم(ص) در این زمینه می فرماید: بدان که ما اهل بیت، همان خاندان ابراهیم هستیم که بر آنان رشک بردند، ما مورد حسد واقع شدیم، همچنان که پدرانمان زین پیش مورد حسد واقع شده بودند. "اگر این خلق ناپسند در وجود آدمی رخنه کند، مانند آتش بر انبار کاه عمل می کند و تمام هستی اش را نابود می کند.
عقدهای زین صعب تر در راه نیست ای خنک آن کس حسد همراه نیست خود حسد نقصان و عیب دیگر است بلکه از جمله کمی ها کمتر است یوسفان از مکراخوان در چهند کز حسد یوسف به گرگان می دهند از حسد بر یوسف مصری چه رفت این حسد اندر کمین گرگیست زفت "

حسادت در برابر ولی خدا
زبیر از افرادی بود که در واقعه ی درب خانه حضرت زهرا(س) به دفاع از خانه اهل بیت شمشیر کشید، اما چه شد که آن رشادتها به عاقبت شر و جنگ جمل
منتهی شد. وقتی سر زبیر را برای حضرت امیر(ع) آوردند از ایشان سؤال شد که چرا عاقبت زبیر به اینجا ختم شد، ایشان خاطره ای را تعریف نمودند با این مضمون که روزی پیامبر اکرم(ص) من و زبیر را به دستگیری زن جاسوسه ای فرستاد، زیرا نامه ای در اختیار او بود که باید از وی می گرفتیم؛ برای دستگیری آن زن رفتیم، وقتی به آنجا رسیدیم به زبیر گفتم شما نامه را از او بگیر، زبیر جلو رفت و هرچه اصرار کرد جاسوسه نامه را تکذیب کرد و وی نتوانست نامه را از او بگیرد؛ زبیر نزد من آمد و گفت نامه در اختیار زن نیست، به وی گفتم ای زبیر پیامبر حرف لغو نمی زند؛ خود نزد زن رفتم و چند کلامی با آن زن صحبت کردم و نامه را از وی گرفتم. در همین جا حسدی در دل زبیر ایجاد شد و در جمل سر در آورد و عاقبت اش این شد.
بمیر تا برهی ای حسود کاین رنجی است که از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست
بلعم باعورا بر حسب نقل در بعضی کتاب های آسمانی دیده بود که ساحت آفریدگار پیامبری را اعزام خواهد فرمود و گمان میبرد که خود او باشد و چون موسی کلیم (ع) به رسالت مبعوث شد، بر رسالت و ولایت او رشک برد؛ در آیه کریمه «واتل علیهم نباً الذری آئیناهٔ آیاتنا فانستلخ منها فاتبعهٔ الشیطان فکان من
الغاوین» تفسیر آیه درباره شخص عابدی از بنی اسرائیل به نام بلعم باعورا است که در زمان موسی کلیم (ع) میزیسته و از گروندگان به او بوده است و در اثر مخالفت و
تجتميم مبارزه با موسی(ع) از حریم قدس خارج و از رحمت پروردگار بی بهره شد.

منسوب به جعفربن محمد(ع)، امام ششم -اعلامه مصطفوی، حسن، مصباح الشریعهٔ و مفتاح
الحقیقهٔ /ترجمه مصطفوی، ۱ جلد، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۰ ش، ص ۲۱۲.
۱. نساع، ۵۴. ۲. هلالی، سلیم بن قیس-انصاری زنجانی خوئینی، اسماعیل، اسرار آل محمد علیهم السلام ترجمه
کتاب سلیم بن قیس هلالی، ۱ جلد، نشر الهادی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۶ ق، ص ۳۲۴. ۳. ثقفی، ابراهیم بن محمدبن سعید بن هلالی-آیتی عبدالمحمد، الغارات ترجمه آیتی، ۱ جلد، وزارت
ارشاد- تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۴ ش، ص ۶۸.
منسوب به جعفربن محمد(ع)، امام ششم -اعلامه مصطفوی، حسن، مصباح الشریعهٔ و مفتاح
الحقیقهٔ/ترجمه مصطفوی، ۱ جلد، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۰ ش، ص ۲۱۳
اعراف، ۱۷۵.
کلینی، محمدبن یعقوب- حسینی همدانی نجفی، محمد، درخشان پرتوی از اصول کافی، ۶ جلد،
،چاپ خانه علمیه قم، قم، چاپ اول

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS