دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حقیقت میزان

No image
حقیقت میزان

كلمات كليدي : حقيقت ميزان، وزن، عدل الهي

نویسنده : محسن فتاحي اردكاني

کلمه میزان از ریشه وزن می‌باشد مقاییس اللغة وزن را به معنای تعدیل و استقامت گرفته است.[1] و مفردات راغب این کلمه را به معنای معرفت و شناخت اندازه یک شیء گرفته است.[2] لسان العرب می‌گوید: به وسیله‌ای که با آن، چیزی اندازه‌گیری می‌شود نیز میزان گفته می‌شود و جمع آن «موازین» است[3] آیات و روایات زیادی دلالت دارد و اینکه در روز قیامت میزان و ترازویی است که به وسیله آن اعمال بندگان اندازه‌گیری می‌شود ولی سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که منظور از این میزان چیست؟ آیا میزان و ترازوی روز قیامت مشابه همین ترازوهایی است که در دنیا مشاهده کرده‌ایم؟ و مراد از سنجش اعمال بندگان در روز قیامت به وسیله آن چیست؟

آیات وارد شده در مورد میزان را به دو قسم می‌توان تقسیم کرد:

1. آیاتی که متذکر اصل وجود داشتن میزان است مانند آیات 47 انبیاء و 105 سوره کهف

2. آیاتی که ناظر به نتیجه و ثمره این میزان است مانند آیات 102- 103 مومنون، 6- 9 قارعه و 8-9 سوره اعراف[4]

تفاسیر مختلف از میزان

1- میزان روز قیامت مثل ترازوهای همین دنیا است و اینکه خداوند در روز قیامت ترازویی که دارای یک زبانه و دو کفه است نصب می‌کند و اعمال بندگان را به وسیله آن وزن می‌کند.

اشکال شده به این قول که اعمال از مقوله اعراض است و علاوه بر اینکه اعاده آن ممکن نیست و برای آنها وزن و سنگینی نیست و قائم به نفس نمی‌باشند پس چگونه وزن می‌شوند؟ گاهی از این اشکال جواب داده شده به اینکه صحیفه و نامه اعمال وزن می‌شود نه خود اعمال و گاهی به اینکه برای اعمال بندگان علائم و نشانه‌هایی هست که در دو کفه میزان ظاهر می‌شود و...

2- میزان عبارت است از عدل الهی و اینکه خداوند در روز قیامت به هیچ کس ظلم نمی‌کند.

3- اینکه مراد از وزن ظهور مقدار مومن در منزلت و بزرگی و مقدار کافر در ذلّت و پستی است.[5]

برای روشن شدن معنای میزان باید به این نکات توجه داشت:

الف) میزان و استعمال آن در قرآن

در قرآن میزان در موارد مختلفی به کار رفته است:

1- میزانی که به وسیله آن کالا را وزن می‌کنند: «وَیا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِکْیالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ» (هود/85) «و ای قوم من پیمانه و وزن را با عدالت، تمام دهید.»

2- میزان به معنای انسجام و نظمی که در عالم خلقت وجود دارد؛ «وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِیزَانَ» (الرحمن/ 7) «و آسمان را برافراشت و میزان و قانون در آن گذاشت.»

3- میزان به معنای قوانین عادلانه‌ای که وضع شده در راه خدمت به انسان و مجامع انسانی: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَ أنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید/ 25) «ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند»

ب) برای هر چیزی میزان و ترازویی مناسب با خود آن چیز هست:

برخی از الفاظی که در قرآن وارد شده است ممکن است برای آنها حقایقی وجود داشته باشد که برای ما معلوم نباشد از جمله این الفاظ لفظ «میزان» است که احتمال دارد که واقعیتی داشته باشد غیر از میزانها و ترازوهای متعارف دنیوی که با آن آشنا هستیم توضیح آنکه میزان و ترازو در یک زمان طولانی تنها دارای یک مصداق بود و فقط منحصر به چیزی بود که دارای دو کفه و یک زبانه باشد ولی کم‌کم بر اثر پیشرفت بشر میزانهایی به وجود آمد که قبلاً انسان تصور آن را نمی‌کرد مانند میزانهایی برای سنجش درجه حرارت هوا و دمای بدن و یا وسایلی که استهلاک آب و برق و غیره را اندازه‌گیری می‌کند اینها نشان دهنده یک مطلب است و آن اینکه برای هر چیزی وسیله سنجشی است مناسب با خود آن چیز و میزان منحصر در آنچه که دارای یک زبانه و دو کفه باشد نیست بنابراین می‌توانیم بگوئیم که میزان نصب شده در قیامت چیزی است که به وسیله آن اعمال صالح از بد و عقاید صحیح از باطل شناخته می‌شود اگر چه برای ما خصوصیات و ویژگی‌های آن میزان دانسته نشود.

بعد از آنچه ذکر کردیم ببینم مقصود از وزن در آیه ذیل چیست خداوند می‌فرماید: «وَالْوَزْنُ یوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَـئِکَ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا کَانُواْ بِآیاتِنَا یظْلِمُونَ» (اعراف/ 8و9) «و وزن کردن (اعمال و سنجش ارزش آنها) در آن روز حق است کسانی که غیر القای عمل آنها سنگین است رستگارانند. و کسانی که میزانهای (عمل) آنها سبک است افرادی هستند که سرمایه وجود خود را به خاطر ظلم و ستمی که به آیات ما می‌کرده‌اند از دست داده‌اند.» در تفسیر آیه مفسرین اختلاف دارند که ما در اینجا 3 احتمال را ذکر می‌کنیم:

1. اینکه وزن مصدر است به معنای توزین و سنجش و معنای آیه این است که سنجش و وزن کردن اعمال بندگان و محاسبه آن در روز قیامت امری حق و اجتناب ناپذیر است.

2. اینکه وزن به معنای میزان باشد یعنی وسیله‌ای که با آن وزن می‌کنند و آن حق است یعنی اینکه حق چیزی است که اعمال بندگان با مقایسه با آن سنجیده می‌شوند[6] همین معنی را علامه طباطبایی در المیزان آورده است ایشان می‌فرمایند: «بسیار به نظر قریب می‌رسد که مراد از آیه «و الوزنُ یومئذ الحقّ» این باشد که آن میزانی که در قیامت اعمال با آن سنجیده می‌شوند همانا حق است به این معنی که هر قدر عمل مشتمل بر حق باشد به همان اندازه اعتبار و ارزش دارد و چون اعمال نیک مشتمل بر حق است از این رو دارای ثقل است و بر عکس عمل بد از آنجایی که مشتمل بر چیزی نیست و باطل حرف است لذا دارای وزنی نیست پس خدای سبحان در قیامت اعمال را با حق می‌سنجد و وزن هر عملی به مقدار حقی است که در آن است بنابراین وزن در آیه مورد بحث به معنای ثقل است نه به معنای مصدریش (سنجیدن) و اگر در آیه «وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِی جَهَنَّمَ خَالِدُونَ (مؤمنون/ 103) و آیه «فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَهُوَ فِی عِیشَةٍ رَّاضِیةٍ وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُمُّهُ هَاوِیةٌ» (قارعه/ 6 – 9) آن را به صیغه جمع آورده برای این است که دلالت کند بر اینکه میزان اعمال یکی نیست بلکه برای هر کس میزانهای زیادی به اختلاف اعمال وی است حق در نمازش نماز واقعی و جامع همه اجزاء و شرائط است و حق در زکاتش زکات جامع شرائط است خلاصه حق در نماز غیر از حق در روزه و زکات و حج و امثال آن است»[7]

3. اینکه حق به منزله ثقل در میزانهای متعارف باشد و برای آن حق در روز قیامت تجسم واقعی باشد و با مطابقت و یا عدم مطابقت اعمال با آن اعمال صالح از فاسد شناخته شود.

بین قسم دوّم و سوّم فرق است در قسم دوم حق داخل در جوهر و حقیقت اعمال بود امّا احتمال سوم خود حق در روز قیامت یک موجود مجسمی است و اعمال بندگان بر این حق مجّسم عرضه می‌شود و به همان مقداری که مشابهت با آن حق دارد جزاء داده می‌شود.

این احتمال سوم از برخی از روایات استفاده می‌شود امام صادق در تفسیر قول خدای تعالی «و َنَضَعُ الموازین القسط» (انبیاء/ 47) می‌فرمایند ایشان انبیاء و اوصیاء می‌باشند[8] از روایت استفاده می‌شود که گویا اعمال هر امتی بر انبیاء خودشان عرضه می‌شود پس با مطابقت و مخالفت با اعمال انبیاء دانسته می‌شود که آیا او شقی است یا رستگار، همین مطلب در زیارت حضرت امیرالمؤمنین وارد شده است آنجا که می‌فرماید: «السلام علی یعسوب الایمان و میزان الاعمال»[9] حضرت علی (ع) حق مجّسم است هر کس در اعمال و رفتارش مشابهت با او داشته باشد «فَهوَ مَن ثَقُلت موازینُه» کسی است که ترازوهای اعمالش سنگین است، و کسی که مشابهت با او نداشته باشد «فهو ممن خفّت موازینُه» کسی است که ترازوهای اعمالش سبک است.[10]

مقاله

نویسنده محسن فتاحي اردكاني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS