دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خاندان اشرفی

No image
خاندان اشرفی

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، آقاخان اشرفي، حسينقلي اشرفي

نویسنده : مرتضي حسني نسب

خاندان اشرفی از جمله خاندان‌هایی می‌باشند که دارای ریشه و اصالت مهمی نیستند و اجداد ایشان از افراد معروف زمان خود به حساب نمی‌آمدند. اولین نفر از این خاندان که توانست برای خود در بین سیاستمداران معاصرش معروفیتی کسب کند، آقاخان اشرفی بود که در تهران به دنیا آمد و در کابینه‌های مختلف به عنوان وزیر و معاون نخست‌وزیر حضور داشت. برادر وی حسینقلی اشرفی نیز در تهران به دنیا آمد و بر خلاف برادر بیشتر به امور نظامی پرداخت و حتی توانست فرمانده نظامی تهران شود.

آقاخان اشرفی

آقاخان اشرفی در سال 1279ه.ش در شهر تهران متولد شد. وی تحصیلات مقدماتی خود را در مدارس مختلف از جمله مدرسه تربیت تهران گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به مدرسه علوم سیاسی وارد شد. وی پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه علوم سیاسی، در سال 1298ه.ش به اشتغال در وزارت مالیه پرداخت[1]. پس از آن به کار در شهرداری و بانک سپه نیز مشغول بود و سپس به دعوت علی اکبر داور به دادگستری رفت و به عنوان بازپرس در دادگستری شهر تهران مشغول به کار شد. پس از مدتی به ریاست محکمه بدایت و سپس به مستشاری اداره استیناف منصوب گشت. در سال 1312ه.ش به وزارت دارایی رفت و پس از مدتی که رئیس اداره بود، به مدیر کلی منصوب شد. در سال 1319ه.ش به مدیر کلی در وزارت پیشه و هنر منصوب شد. از دیگر مناصب وی حضور در کابینه به عنوان معاون نخست‌وزیر بود که در سال 1321ه.ش و با روی کار آمدن کابینه قوام‌السلطنه، به این سمت برگزیده شد؛ وی در سال 1322ه.ش و همزمان با تشکیل کابینه علی سهیلی مجددا به معاونت نخست‌وزیری در امور پارلمانی منصوب گشت؛[2] پس از آن به ریاست هیئت مدیره و سپس به مدیرعاملی بانک کشاورزی دست یافت. پس از اشتغال در بانک کشاورزی، در مردادماه سال 1325ه.ش به استانداری خراسان برگزیده شد. پس از روی کار آمدن کابینه عبدالحسین هژیر در سال 1327ه.ش، آقاخان اشرفی به عنوان وزیر اقتصاد به کابینه راه یافت؛[3] در دوران نخست‌وزیری محمد ساعد مراغه در کابینه دوم وی، وزارت اقتصاد را نیز همچنان برعهده داشت و تا پایان دولت ساعد در اوایل سال 1329ه.ش در وزارت اقتصاد باقی ماند.[4] آقاخان اشرفی در سال 1336ه.ش، در سن 57سالگی از دنیا رفت.[5]

حسینقلی اشرفی

حسینقلی اشرفی در سال 1287ه.ش به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی خود را در شهر خود گذرانید و سپس به دانشکده افسری وارد شد و به تحصیل در رشته پیاده دانشکده پرداخت. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشکده افسری چند دوره فرماندهی و ستاد و دوره‌های دانشگاه جنگ تهران را به اتمام رسانید و سپس به معاونت دانشکده افسری منصوب گشت. از اولین فعالیت‌های وی در امور نظامی، ریاست پلیس راه‌آهن بود که در سال 1320ه.ش عهده‌دار آن بود[6].

وی در سال 1332ه.ش به فرماندهی تیپ 3 کوهستانی تهران دست یافت و سپس با حفظ سمت به فرمانداری نظامی تهران تعیین گردید. در زمان حضور وی در سمت فرماندار نظامی شهر تهران، اتفاق عجیبی افتاد و آن ماجرای ناپدید شدن تیمسار افشار طوس رئیس وقت شهربانی بود. در این ماجرا سرهنگ اشرفی جزء اعضای کمیسیون مخصوص تحقیق در مورد مفقودالاثر شدن رئیس شهربانی بود[7].

در ماجرای کودتای 27مرداد 1332ه.ش به جرم همکاری با کودتاگران از فرمانداری نظامی تهران و همچنین فرماندهی تیپ 3 کوهستانی برکنار شد. سرهنگ اشرفی در هنگام کودتای روز 28 مرداد سربازان تحت امر خود را برای خواباندن شورش به صلاح ندانست و به همین جهت سرتیپ متین دفتری به جای وی به فرماندهی نظامی تهران منصوب شد. پس از کودتا و پیروزی کودتاچیان، در مردادماه 1332ه.ش به اتهام همکاری با دولت مصدق دستگیر و پس از دستگیری و محاکمه به زندان افتاد[8]. سرهنگ اشرفی در آبان‌ماه سال 1333ه.ش پس از یک سال و سه ماه، از زندان آزاد شد و پس از بیرون آمدن از زندان دیگر به امور سیاسی و نظامی مشغول نگردید. درباره تاریخ فوت وی اطلاع چندانی در دسترس نیست.

مقاله

نویسنده مرتضي حسني نسب
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS