دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خداوند، بهترین پناهگاه است

No image
خداوند، بهترین پناهگاه است

انسان، وقتي در اين عالم مي‌آيد، بايد مسيري را بپيمايد و سيري كند تا از اين عالم، بيرون رود و به عالم ديگر منتقل شود. اين يك بُعد انسان است. انسان اين‌طور است كه اگر بخواهد بُعد معنوي و انساني‌اش شكوفا شود، بايد سير كند، يك راهي است كه بايد آن را طي كند تا بعد معنوي‌اش شكوفا شود. اما مشكل از كجاست كه او موفق به چنين سيري نمي‌شود؟ مشكل اينجاست كه اين راه پر از پرتگاه است و انسان هر قدمي كه برمي‌دارد، بايد مراقب باشد كه واژگون نشود. سراسر اين راه، يعني از آن زماني كه من به قوه‌ تمييز و عقل مي‌رسم، تا زماني كه از اين دنيا چشم مي‌بندم، بايد در اين راه حركت كنم، راه پر از خطر و همه‌اش پرتگاه است.

بهترين پناهگاه خداوند است

حالا عقل چه اقتضا مي‌كند؟ عقل مي‌گويد: كسي كه قدم در راهي گذاشته كه پر از پرتگاه است، پناهگاه مي‌خواهد كه هر وقت احتمال داشت كه بلغزد و واژگون شود، بتواند به آن پناهگاه تكيه كند، آن را بگيرد و خود را نجات دهد. چاره‌اي جز اين نيست. در بين پناهگاه‌ها، پناهگاه‌هاي مادي هيچ بُردي ندارد. يعني پول، نمي‌تواند تو را نجات دهد؛ رياست، نمي‌تواند تو را از هلاكت رهايي بخشد. مسلّما نجات و رهايي با پول و رياست به‌دست نمي‌آيد. اگر بخواهي با پول و رياست پيش بروي، اصلاً نمي‌گذارند كه در اين راه قدم برداري؛ همان‌جا جلویت را مي‌گيرند! پس هيچ ابزار مادي، نجات بخش انسان از اين پرتگاه‌ها نيست. پس بايد به‌سراغ بُعد معنوي رفت. ما فقط يك پناهگاه داريم كه تنها او ما را از خطرات ايمني مي‌بخشد و آن‌ هم خدا است. او هم نسبت به پرتگاه‌هاي معنوي و هم نسبت به پرتگاه‌هاي مادي، پناه ما است. اينكه ما در زندگي دنيايي خودمان، اينقدر حوادث مادي به سراغ‌مان مي‌آيد، و به چه‌كنم چه‌كنم‌ مي‌افتيم و راه به جايي نمي‌بريم، تنها راه نجاتمان خدا است؛ نه پول مشكل‌گشاي من است و نه رياست. حتي در بعد مادي هم همين‌طور است كه اين ابزار كارآمد نيستند و مشكلي را برطرف نمي‌كنند. يك پناهگاه هست و آن پناهگاه هم در اين جمله خلاصه شده است؛ «لا حول و لا قُوّه اِلّا بِالله». هيچ پناهگاه و نيرويي نيست، مگر از ناحيه‌ او. هيچ موجودي، نجات‌بخش من و تو نيست؛ چه در مشكلات مادي و چه در مشكلات معنوي جز او. يگانه پناهگاه همه، خدا است. شما نگاه كنيد در بين رواياتي كه ما در باب دعا داريم، چقدر سفارش شده است: «سِلاحُ المُومِن الدُعاء»؛ ابزار و وسيله‌ مؤمن، دعا است. «الدُّعاءُ سِلاحُ الْمُوْمِنِ»، «الدُّعاءُ مِفْتاحُ الرّحْمهِ و مِصْباحُ الظُّلْمهِ»، « و لا يهْلك مع الدُّعاءِ أحدٌ»؛ امام علي (ع) فرمود: «أحبُّ الْأعْمالِ إِلى ا... عزّ و جلّ فِي الْأرْضِ الدُّعا»؛ محبوب‌ترين كار نزد خدا دعا كردن است.

دعا هنگام پناه بردن ‌به‌ خدا

هر كس ‌با‌ توجه ‌به‌ شناختى ‌كه‌ ‌از‌ حضرت ‌حق‌ دارد، ‌به‌ ارتباط ‌با‌ ‌او‌ ‌مى‌ پردازد ‌و‌ دعا تجلیگاه خاكسارانه ترين ارتباط بنده ‌با‌ خدا است ‌و‌ روشن است ‌كه‌ ‌به‌ ‌هر‌ اندازه شناخت دعا‌كننده بيشتر باشد، دعاى ‌او‌ واقعى‌تر‌ خواهد بود ‌و‌ اين دعا، ‌كه‌ امام سجاد (ع) ‌آن‌ ‌را‌ ‌به‌ هنگام پناه بردن ‌به‌ درگاه خداوند سبحان ‌مى‌ خوانده است، ‌از‌ شناخت ژرف ‌آن‌ امام همام (ع) ‌از‌ خدا ‌و‌ حقيقت هستى دارد ‌و‌ ‌به‌طور غيرمستقيم ‌آنچه‌ ‌را‌ ‌كه‌ بايد دعا‌كننده ‌در‌ زمينه شناخت خدا، بدان آراسته باشد ‌به‌ دعا‌كننده آموزش ‌مى‌ دهد.‌اللهم انى أخلصت بانقطاعى اليك، ‌و‌ أقبلت بكى عليك، ‌و‌ صرفت وجهى عمن يحتاج الى رفدك، ‌و‌ قلبت مسألتى عمن لم يستغن عن فضلك، ‌و‌ رأيت أن طلب المحتاج الى المحتاج سفه ‌من‌ رأيه ‌و‌ ضله ‌من‌ عقله؛ خدايا، ‌من‌ بدون هيچ پيرايه ‌و‌ خالى ‌از‌ ‌هر‌گونه شائبه، مخلصانه ‌و‌ ‌با‌ تمام وجودم ‌به‌ درگاه ‌تو‌ پيوسته‌ام ‌و‌ ‌از‌ ‌هر‌ ‌كس‌ ‌به‌ ‌تو‌ محتاج است روى گردانيده‌ام ‌و‌ درخواست خود ‌را‌ هرگز متوجه كسانى ‌كه‌ خود ‌به‌ احسان ‌تو‌ نياز دارند، ننموده‌ام؛ زيرا دانستم نياز ‌را‌ ‌از‌ نيازمندان خواستن، سفاهت عقل ‌و‌ گمراهى خرد است. (صحيفه سجاديه)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS